دارخوین

میلاد شویکلو

دارخوین در مرکز شهرستان شادگان در استان خوزستان قرار دارد که در دوران دفاع مقدس بخش‌هایی از عملیات‌های‌ گسترده‌ای چون ثامن‌الائمه در این منطقه انجام شد. دارخوین به دلیل موقعیت جغرافیایی، از جمله مناطق استراتژیکی بود که بارها مورد حمله دشمن قرار گرفت.

دارخوین شهرک و روستایی در 44 کیلومتری شمال آبادان است که بین رودخانه کارون و جاده آبادان ـ اهواز قرار دارد. شهرک دارخوین پیش از جنگ متعلق به کارکنان سازمان انرژی اتمی بود که در تأسیسات دارخوین واقع در سه کیلومتری جنوب این روستا و در حاشیه کارون فعالیت می‌کردند. در سال 1356 بر اساس قرارداد دو میلیارد دلاری، فرانسه متعهد شده بود برای تولید برق، دو نیروگاه اتمی 900 مگاواتی در دارخوین احداث کند که پس از پیروزی انقلاب به تعهداتش عمل نکرد.[1]

با آغاز جنگ و تسلط سپاه سوم ارتش عراق بر شرق کارون در محدوده روستای مارِد، جبهه مهمی در شمال منطقه نبرد به منظور جلوگیری از پیشروی دشمن تشکیل شد که به علت قرار داشتن روستای دارخوین در عقبه آن به «جبهه دارخوین» مشهور شد. این منطقه مرکز ثقل فشار واحدهای ارتش عراق برای تصرف سه‌راهی حساس شادگان ـ آبادان ـ ماهشهر و تصرف شهرهای اهواز و آبادان بود. براین‌اساس لشکر 3 زرهی ارتش عراق در نظر داشت ضمن تصرف کامل حاشیه غربی کارون در حد فاصل سلمانیه تا خرمشهر به کمک لشکر 5 مکانیزه (از طریق جبهه فارسیات) تمام ساحل غربی کارون یعنی از خرمشهر تا اهواز را تصرف کند. جبهه دارخوین ضمن تحمل فشار از سلمانیه ناچار بود به طور مداوم از رسیدن دشمن به رودخانه کارون، ممانعت کند. در مجموع جبهه دارخوین در خط طولی ناپیوسته، موظف بود منطقه‌ای به طول شصت کیلومتر را حفاظت کند. از اواخر سال 1359 با اعلام آمادگی و اصرار رزمندگان جبهه دارخوین به حمله به دشمن، عملیات فرماندهی کل قوا در 21/3/1360 آغاز و منطقه‌ای به طول سه کیلومتر آزاد شد. در عملیات ثامن الائمهعلیه‌السلام رزمندگان از همین جبهه به مواضع دشمن یورش بردند و با پیشروی تا پل قصبه، این پل را منهدم کردند. در جریان عملیات بیت‌المقدس، رزمندگان ارتش با انتقال 1200 متر پل پی.ان.پی از دزفول به دارخوین و احداث پنج پل نظامی بر روی کارون در غرب دارخوین (موسوم به پل پیروزی) غافلگیرانه به پهلوی دشمن زدند و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیش رفتند. ازآنجاکه شهرک دارخوین محل آموزش و استقرار لشکر 14 امام حسینعلیه‌السلام و تأسیسات انرژی اتمی محل اسقرار لشکر 17 علی‌بن‌ابیطالبعلیه‌السلام، تیپ قمر بنی هاشمعلیه‌السلام و تیپ زرهی سپاه در طول جنگ بود، بارها حمله هوایی به آن صورت گرفت که منجر به شهادت تعدادی از رزمندگان شد.[2]

جبهه دارخوین نه‌تنها تا اجرای عملیات ثامن‌الائمه مهم و تعیین‌کننده بود، به دلیل حفظ سرپل در غرب کارون که نقطه قوت طرح مانور عملیات بیت‌المقدس بود، همواره از ارزش و اهمیت روزافزونی برخوردار بود. براین‌اساس، عراق در چندین مرحله به جبهه دارخوین حمله کرد تا شاید بتواند راه نفوذی پیدا کند، ولی مقاومت رزمندگان مانع تحقق این امر می‌شد. پس از ناامیدی از این راهکار، عراقی‌ها با عملیاتی در دو محور برای اشغال دارخوین اقدام کردند. آنها در این محور قصد داشتند لشکر 3 زرهی‌شان را گسترش دهند تا کمتر آسیب‌پذیر شوند، اما با شروع عملیات‌های متعدد و مقاومت نیروهای ایرانی، امکان ورود و نفوذ عراقی‌ها وجود نداشت. عراقی‌ها در دو جبهه غربی و جنوبی دارخوین اقدام به پیشروی کرده بودند که در هر دو جبهه شکست خوردند. از جمله اقدامات مؤثری که برای مقابله با پیشروی دشمن در منطقه دارخوین شکل گرفت، استفاده از آب بود. دشمن در جبهه مقابل دارخوین در فاصله هفت کیلومتری مستقر بود. عراقی‌ها با یک گردان نیروی مکانیزه سعی در حفظ مناطق اشغالی داشتند. به همین خاطر انتقال آب کارون مقابل خطوط دشمن می‌توانست قدرت مانور آنها را محدود کند. برای همین از روستای دارخوین کانالی به طول شش کیلومتر کشیده و آب کارون با استفاده از چندین موتور پرقدرت به منطقه هدایت شد.[3]

یکی از مهم‌ترین درگیری رزمندگان ایرانی‌ با نیروهای دشمن در چهاردهم آبان 1359 در محور آبادان ـ اهواز در منطقه دارخوین شکل گرفت. نیروهای بعثی در حوالی محمدیه و سلمانیه شروع به پیشروی کرده و از منطقه غرب رودخانه کارون مواضع نیروهای سپاه پاسداران را هدف آتش توپخانه قرار دادند. فرماندهی [قرارگاه هماهنگ‌کننده موسوم به] ستاد اروند با اعزام بالگرد و هواپیما از این نیروها پشتیبانی کرد. رشادت و پایمردی رزمندگان و پشتیبانی انجام‌شده سبب شد تا دشمن به مواضع اولیه‌اش بازگردد. در هفدهم آبان عراقی‌ها دوباره در منطقه شمالی یا محور اهواز ـ آبادان، فعالیت‌هایی را آغاز کردند؛ زیرا آنها به‌راحتی می‌توانستند از غرب رودخانه کارون مواضع نیروهای ایرانی را زیر آتش خمپاره و توپخانه قرار داده و نیروهای تک‌کننده خود را پشتیبانی کنند؛ اما این فعالیت عراقی‌ها هم با پاسخ جدی نیروهای سپاه مواجه شد و موفق به پیشروی نشدند. تحرکات عراقی‌ها حتی در هجدهم آبان هم در منطقه دارخوین ادامه داشت. برداشت‌های قرارگاه اروند از اقدامات دشمن این بود که عراقی‌ها می‌خواهند نیروهای ایرانی را از لحاظ استعداد و تجهیزات ارزیابی کنند و در صورت مناسب بودن وضعیت، در حوالی دارخوین نیز پلی بر روی رودخانه کارون بزنند و سرپل اولی را تا آنجا توسعه دهند. برای جلوگیری از رسیدن دشمن به اهداف تعیین‌شده ضرورت داشت که در شمال منطقه، خط پدافندی مناسبی تشکیل شود. چون نیروهای سپاه خط پدافندی پیوسته‌ای در آن منطقه نداشتند. تا اینکه 20 آبان 1359 علاوه بر تیپ 2 قوچان، گردان 246 تانک و لشکر 77 نیز وارد منطقه ماهشهر شد و نیروهای سپاه توانستند به کمک نیروهای یادشده، عراقی‌ها را شکست داده و اهدافشان را کور کنند.[4]

 

[1]. پورجباری، پژمان، اطلس جغرافیای حماسی، ج1: خوزستان در جنگ، تهران: صریر، 1389، ص112 و 113.

[2]. صفوی، سید رحیم، روزهای مقاومت، قم: نشر هدی، 1390، ص33-29.

[3]. شاهین‌راد، فرض‌الله، گردان 144، تهران: نشر آجا، 1389، ص169-167.