قرنی، محمدولی

معصومه سجادیان
269 بازدید

محمدولی قرنی (1358ـ1292) عضو شورای انقلاب اسلامی و نخستین رئیس ستاد کل ارتش، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود که به دست گروه فرقان ترور شد و به شهادت رسید.

قرنی سال 1292 در تهران متولد شد. پدرش از مدیران مخابرات بود. بعد از چند سال اقامت در شیراز، هنگام بازگشت به تهران، در آباده بیمار شد و درگذشت. خانواده، به سرپرستی مادر، یک سال در اصفهان اقامت کرد. قرنی تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد و در دبیرستان نظام (دبیرستان ارتش) تمام کرد. سال 1309 به دانشکده افسری ارتش (مدرسه صاحب منصبی) وارد شد و در سال 1311 با درجه ستوان‌دومی در رشته توپخانه فارغ‌التحصیل شد.[1] دوران تحصیل را در دانشگاه جنگ و دوره اطلاعات را با رتبه ممتاز طی کرد[2] و مشاغل مختلفی مانند کفالت فرماندهی گردان 2 هنگ 4 توپخانه، فرماندهی گردان 105، ریاست رکن سوم ستاد مرکز تعلیماتی آمادگاه، فرماندهی پارک توپخانه لشکر 2، ریاست رکن سوم ستاد لشکر 2، بازرس لشکر 2 مرکز، ریاست ستاد لشکر 2، معاون دوم اداره سررشته‌داری ارتش، فرماندهی تیپ مستقل رشت، ریاست رکن دوم ستاد ارتش و معاونت دوم ستاد ارتش را عهده‌دار شد. وی در مهر 1336 به درجه سرلشکری رسید.[3]

قرنی کوشید با ایجاد گروهی از نخبگان نظامی بر ضد سلطنت محمدرضا پهلوی کودتا کند.[4] به همین جرم 8 اسفند 1336 بازداشت شد. به موجب مواد 330 و 343 آیین دادرسی ارتش پهلوی، به مداخله در امور غیرنظامی و نافرمانی و مشارکت در فعالیت‌های سیاسی و نیز خودداری از گزارش به شاه متهم شد. در 21 خرداد 1337 در دادگاه نظامی به دو سال زندان محکوم شد. در پی تقاضای تجدید نظر، در 31 تیر 1337، به سه سال زندان و اخراج از ارتش شاهنشاهی محکوم شد.[5]

هشتم آذر 1339، پس از گذراندن دو سال و هشت ماه از دوران محکومیت، عفو و آزاد شد. قرنی با اعضای نهضت مقاومت ملی و نیز جبهه ملی از جمله مهدی بازرگان، اللهیار صالح، آیت‌الله سیدرضا زنجانی، کریم سنجابی و آیت‌الله سیدمحمود طالقانی ملاقات‌هایی داشت. با آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی که با بسیاری از سران نهضت مقاومت ملی نیز مرتبط بود، مراوده برقرار کرد. از سال 1341 دوباره فعالیت‌های خود را بر ضد حکومت پهلوی شروع کرد. درنتیجه، بار دیگر در 5 دی 1342 دستگیر شد.[6] او 9 ماه در قزل‌قلعه در زندان انفرادی به سر برد و ممنوع‌الملاقات بود و سپس در دادگاه نظامی به اتهام خیانت بر ضد امینت کشور به سه سال زندان محکوم شد و تا 20 آذر 1345 در زندان به سر برد. پس از آن، تا آخرین روزهای سلطنت پهلوی در کنترل ساواک بود،[7] اما قرنی همچنان با مهندس بازرگان و دیگر سران مخالف حکومت پهلوی در ارتباط بود. به دلیل نداشتن شغل و درآمد، وضع معیشتی دشواری می‌گذراند.[8]

آذر 1357، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت شورای انقلاب درآمد و تا 23 بهمن 1357 که به دستور امام خمینی ریاست ستاد کل ارتش را به عهده گرفت، عضو این شورا بود. قرنی 43 روز این مقام را در اختیار داشت.[9]

نخست‌وزیر دولت موقت، مهدی بازرگان، در انتصابات نظامی پس از پیروزی انقلاب، با قرنی مشورت می‌کرد.[10] همچنین امام خمینی ایشان را به تصفیه ارتش مأمور کرد.[11]

عصر 27 اسفند 1357، گروهک‌های ضدانقلاب به پادگان لشکر 28 پیاده در سنندج هجوم بردند و 21 نفر را به شهادت رساندند. همزمان با آن ستاد لشکر 28 واقع در باشگاه افسران را اشغال کردند و فرماندهی لشکر 28 کردستان، سرهنگ ماشاالله صفری را گروگان گرفتند و او را مجبور کردند از رادیو و تلویزیون پیامی به نیروهای داخل پادگان بدهد مبنی بر اینکه دست از مقاومت بردارند و پادگان را تحویل مهاجمین دهند. قرنی با معاون لشکر، سرهنگ محمدسلطان اسحاق، تلفنی تماس گرفت. وی فرمان امام خمینی مبنی بر حفظ پادگان را اعلام و دستورات مؤکدی برای مقاومت و سرکوب مهاجمین صادر کرد. همچنین دویست نفر از تکاوران ارتش را به سنندج فرستاد. قرنی با کسب اجازه از امام، برای ایجاد رعب در دل ضدانقلاب، دستور شکستن دیوار صوتی را داد. ولی‌الله فلاحی نیز به دستور قرنی به سنندج وارد شد و هدایت نیروها را بر عهده گرفت. پس از یازده روز نبرد، پادگان از محاصره نجات یافت.[12]

قرنی به دلیل آنچه دخالت عناصر غیر مسئول در کار ارتش می‌دانست، با نوشتن نامه‌ای به امام خمینی در ششم فروردین 1358 از ریاست ستاد کل ارتش استعفا داد.[13]

قرنی 3 اردیبهشت 1358، در منزل خود توسط حمید نیکنام، از اعضای گروه تروریستی فرقان، در ساعت 11:30 به شهادت رسید.[14] یک روز پس از شهادت وی، امام خمینی در اطلاعیه‌ای ابراز تأسف کردند.[15] پیکر شهید قرنی را در جوار مرقد حضرت معصومهسلام‌الله‌علیه‌وآله به خاک سپردند. خیابان اردشیر زاهدی در تهران به نام شهید سپهبد قرنی نام‌گذاری شد.[16] بعد از شهادت، عنوان سپهبد به او داده شد.[17]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، تهران: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی زهد، 1382، ص45.

[2]. دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی ویژه نوجوانان و جوانان، ج3، تهران: سوره مهر، 1394، ص123.

[3]. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ص494.

[4]. رامین، علی، فانی، کامران، سادات، محمدعلی، دانشنامه دانش‌گستر، تهران: مؤسسه دانش‌گستر روز، 1389، ص328.

[5]. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ص73 و 74 و 494.

[6]. همان، ص74؛ دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی ویژه نوجوانان و جوانان، ج3، ص123.

[7]. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ص92 و 441 و 448 و 459 و 473.

[8]. دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی ویژه نوجوانان و جوانان، ج3، ص124.

[9]. همان، ص124؛ نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ص199 و 200.

[10]. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ص74.

[11]. همان، ص113.

[12]. همان، ص192 و 286 و 256ـ251؛ شاهد یاران، ش82، مرداد 1391، ص17.

[13]. دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی ویژه نوجوانان و جوانان، ج3، ص124؛ شاهد یاران، ش82، ص7.

[14]. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ص330 و 331 و327؛ دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی ویژه نوجوانان و جوانان، ج3، ص124.

[15]. شاهد یاران، ش82، ص2.

[16]. دایرة‌‌المعارف انقلاب اسلامی ویژه نوجوانان و جوانان، ج3، ص124.

[17]. شاهد یاران، ش82، ص90.