عراق
عراق همسایه غربی ایران است که حکومت بعث آن در 31 شهریور 1359، یک جنگ تحمیلی 8 ساله را به ایران تحمیل کرد.
عراق از کشورهای جنوب غرب آسیا است که از جنوب با عربستان سعودی و کویت، از غرب با اردن و سوریه، از شرق با ایران و از شمال با ترکیه همسایه است. این کشور در جنوب، مرز آبی کوچکی با خلیج فارس دارد. دو رود دجله و فرات از شمال به جنوب این کشور جاری هستند و به خلیج فارس میریزند. مساحت عراق 438،317 کیلومتر مربع است.[1]
70 درصد از مردم عراق عرب، 20% کرد، 4% فارس و 6% ترکمن و سایر اقوام[2] هستند. حدود 60% جمعیت عراق شیعه، 37% سنی و 3% پیروان سایر ادیان هستند.[3] عربهای شیعه که بیشتر جمعیت عراق را تشکیل میدهند، عموماً در جنوب و مرکز این کشور ساکنند.[4] عربهای سنی در بخش شمالی عراق تمرکز یافتهاند؛ کردها نیز در مناطق کوهستانی شمال شرق کشور سکونت دارند.[5]
عراق پیشینه تاریخی بسیار کهنی دارد. پیش از اسلام، سومریان، اکدیها، آشوریها، اموریها، کلدانیها،[6] هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان بر عراق حکومت کردند.[7] با ورود اسلام به عراق، در زمان حکومت امام علی «ع» و عباسیان، کوفه و بغداد مرکز خلافت شد.[8] در سال 913 ق، عراق به تصرف عثمانی درآمد و به ایالت بغداد معروف شد.[9]
با روی کار آمدن عثمانی در عراق، اختلافات و تنشهای مرزی بین ایران و عراق آغاز شد و با تغییر حاکمیتها و به قدرت رسیدن حزب بعث در این کشور، شدت بیشتری گرفت. اختلافات مرزی دو کشور، تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، منجر به انعقاد موافقتنامههایی از جمله موافقتنامه مرزی استامبول،[10] عهدنامه سرحدی 1316ش،[11] معاهدات ارزنهالروم،[12] توافقنامه الحاقی 1913م،[13] پیمان نظامی سعدآباد،[14] عهدنامه مودت،[15] عهدنامه تسویه مسالمتآمیز اختلافات[16] و قرارداد 1975م الجزایر شد.[17]
انقلاب اسلامی ایران، همزمان با به قدرت رسیدن صدام حسین در حزب بعث عراق رخ داد. پیش از این، افسران حزب بعث، یک مرتبه به رهبری عبدالکریم قاسم علیه حکومت ملک فیصل دوم کودتا کرده بودند[18] و مرتبه دوم به رهبری احمد حسن البکر، حکومت عبدالکریم قاسم را سرنگون کرده بودند.[19] صدام پس از کودتای حزب بعث به رهبری احمد حسن البکر در سال 1346ش عملاً مرد شماره یک عراق بود.[20] در سال 1358، البکر به اجبار صدام حسین استعفا داد و صدام به ریاستجمهوری، فرماندهی کل نیروهای مسلح و دبیرکلی حزب بعث رسید.[21] صدام که پیش از رسیدن به مقام ریاستجمهوری، تجربه دو کودتا توسط افسران حزب بعث را از سر گذرانده بود، از یکسو تمامی مخالفان خود را در حزب قتلعام کرد و از طرف دیگر سعی کرد با بهبود وضعیت رفاهی جامعه، جایگاه خود را بین مردم عراق ارتقا دهد.[22]
در چنین وضعیتی، استقرار نظام سیاسی جدید در ایران و تأثیرات عقیدتی آن در منطقه که تمام مسلمانان را به وحدت و یکپارچگی فرامیخواند، برای حزب بعث قابل تحمل نبود و این حزب در جهان اسلام با یک رقیب قدرتمند روبرو شده بود که اتحاد ادعایی کشورهای عرب را به چالش میکشید. البته احساسات ضد ایرانی، بخش جداییناپذیر هویت دولت و حزب بعث عراق و شخص صدام بود[23] و همین نیز مزید بر علت و زمینهساز حمله این کشور به ایران شد.
حزب بعث به اقدامات سیاسی بسیاری دست زد که حمایت از مخالفان انقلاب نوپای ایران برای به شکست کشاندن آن از جمله این موارد است. صدام ضمن دیدار با شاپور بختیار (آخرین نخستوزیر پهلوی)، مواضع ضد ایرانی و ضد انقلابی بختیار را در مطبوعات عراق منتشر میکرد[24]
پس از شکست کودتای نقاب که به رهبری شاپور بختیار و با کمک سازمان سیا در ایران در پی سقوط انقلاب بود، دو ایستگاه رادیویی علیه انقلاب اسلامی به نام «رادیو ایران» متعلق به بختیار و «صدای آزاد» متعلق به غلامعلی اویسی (ارتشبد فراری پهلوی) راهاندازی کرد.[25] البته اقدامات صدام در قبال ایران محدود به این موارد نبود و فهرست بلندبالایی از اقدامات وی برای نابودی انقلاب اسلامی در دست است.
اسناد منتشره نشان میدهد که بختیار روز 3 مهر 1359 و پس از تجاوز سراسری صدام به ایران، به عراق سفر کرد تا شاید بتواند دولت خود را در مناطقی که به دست نیروهای بعث اشغال میشود تشکیل دهد.[26] همچنین همکاریهای بسیار نزدیکی بین ساواکیها و نظامیان فراری حکومت پهلوی و گروههای تجزیهطلب داخلی با ارتش بعث، قبل، حین و بعد از آغاز جنگ تحمیلی ایجاد شد.[27]
در آستانه حمله صدام به ایران، فشارها علیه جریانهای شیعی در داخل عراق نیز افزایش یافت. صدام برای تحت فشار قرار دادن شیعیان این کشور و جلوگیری از سرایت انقلاب اسلامی به این کشور و همچنین احتمال مخالفتهای شیعیان بعد از حمله به ایران، در اقدامی بیسابقه، حدود 15 هزار نفر از شیعیان ساکن عراق را در 17 فروردین 1359 به سوی مرزهای ایران راند که به تدریج شمار آنان به بیش از 33 هزار نفر رسید.[28]
حمله به منازل عالمان دینی و مراجع تقلید شیعه و دستگیری و به شهادت رساندن تعدادی از آنان از جمله اقدامات حکومت صدام در این دوره بود.[29] دستگیری و شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر و تلاش برای دستگیری و اعدام تمام اعضای حزبالدعوه که متأثر از انقلاب اسلامی و از حامیان آن بودند، از اقدامات حزب بعث در آستانه حمله به ایران بود.[30]
صدام همچنین روز اول تیر 1358، 6 روز پس از به قدرت رسیدن، پاکسازی گستردهای در حزب بعث انجام داد که به «قتلعام رفقا» شهرت یافت؛[31] با این اقدام، تمامی مخالفان صدام از بین رفتند و راه برای دیکتاتوری بی حد و مرز او باز شد.
در خارج از عراق نیز، صدام اقداماتی انجام داد؛ تلاش برای ایجاد ائتلافهای منطقهای، توسعه روابط خود با کشورهای عربی و غربی، چرخش در سیاست خارجی و ادعای دفاع از منافع کشورهای عربی در برابر ایران نمونههایی از نگاه جدید عراق به روابط بینالملل بود. صدام با مستمسک قرار دادن مالکیت سه جزیره ایرانی در خلیج فارس و با ادعای تعلق آن به کشورهای عربی، در پی کسب وجهه برای خود و جلب حمایت آنان در جنگ آیندهاش با ایران برآمد.[32]
حزب بعث امنیت خلیج فارس را جزو جداییناپذیر امنیت ملی عراق میدانست و بر این اساس در پی مشارکت نظامی برای تأمین امنیت خود در خلیج فارس با همراهی کویت و عربستان سعودی بود.[33] همچنین به منظور کمک به ارتش صدام پیش از آغاز جنگ با ایران، واحدهایی از ارتشهای مصر و اردن با کمک مالی عربستان به ارتش عراق پیوستند[34] و قرار بود یک میلیون سرباز مصری نیز به ارتش صدام ملحق شوند.[35] دبیرکل اتحادیه عرب، «شاذلی کلیبی»، نیز پیش از جنگافروزی صدام مدعی شد عراق خواستار به دست آوردن سرزمینهای خود است و باید حمایت شود.[36]
تمام تلاش صدام به دست آوردن حمایت مالی، فنی، تدارکاتی، نظامی و انسانی ابرقدرتهای جهانی و شرکای منطقهای خود بود که سفرهای متعدد برژینسکی (مشاور امنیت ملی وقت آمریکا) به بغداد پیش از آغاز جنگ گواهی بر این مدعاست[37] و صدام پس از دریافت چراغ سبز ایالات متحده بود که جرأت کرد به ایران حمله کند.[38] البته این روابط محرمانه که مدتها ادامه داشت، بعدها آشکار شد.[39]
عراق در آغاز جنگ تحمیلی به ذخایر مالی 35 میلیارد دلاری خود تکیه داشت؛ ذخایری که برای تأمین مالی چندین ساله برنامههای اجتماعی و اقتصادی این کشور حتی بدون تکیه به درآمدهای نفتی نیز کافی بود. البته کمکهای مالی و پشتیبانی همسایههای عراق و 20 تا 30 میلیارد کمک بلاعوض و وام بدون بهره آنان، به قابلیتهای مالی صدام افزود.[40]
پس از نزدیک شدن آمریکا و عراق، دولت آمریکا و متحدان اروپاییاش، تأمین تسلیحات مورد نیاز عراق را به عهده گرفتند. البته پیش از آن، عراق از مرداد 1359، سلاحهایی از اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، برزیل، چکسلواکی و یوگسلاوی خرید و انبارهای تسلیحاتی و مهمات خود را در عراق گستراند.[41] در این دوره، فرانسه بیش از دیگران به عراق تسلیحات فروخت؛ ارسال محرمانه 700 دستگاه تانک جدید تنها نمونه کوچکی از کمکهای فرانسه به عراق پیش از آغاز رسمی جنگ بود.[42] کارشناسان نظامی و غیرنظامی فرانسوی نیز وارد عراق شدند.[43] همزمان نیز آمریکا با فروش موتورهای جت برای کشتیهای جنگی عراق موافقت کرد.[44]
در این دوره، تحرکات مرزی ارتش عراق در مرز با ایران نیز افزایش یافت؛ جابهجایی و استقرار دستگاههای زرهی در نوار مرزی، تقویت پاسگاههای مرزی، حفر سنگر و ایجاد مواضع در نوار مرزی، فعالیتهای مهندسی و احداث جادههای نظامی، جابهجایی نیرو، استقرار توپخانه در نزدیکی مرز، انجام شناسایی و عکسبرداری، تجاوزات هوایی و تیراندازیهای سبک و سنگین به داخل خاک ایران و ایجاد درگیریهای مرزی و اعزام گروههای گشتی از جمله این تحرکات است.[45]
تقویت و افزایش توان و سازمان رزم ارتش عراق نیز از دیگر اقدامات رژیم بعث بود؛ انعقاد قراردادهای نظامی و تجهیز ارتش این کشور به سلاحهای پیشرفته برای ایجاد تحول در سازمان رزم ارتش، افزایش دورههای آموزشی و ارتقاء کیفیت و کمیت نیرو و تقویت کادر نظامی، اعلام فراخوان برای جذب نیروی بیشتر و رساندن تعداد کادر رسمی نیروی زمینی ارتش از 175 هزار نفر به 195 تا 220 هزار نفر در مدت کوتاه از نمونههای تقویت سریع ارتش عراق برای حمله به ایران است.[46]
در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نیروی زمینی ارتش این کشور به عنوان اهرم اصلی تجاوز زمینی، 12 لشکر متشکل از 5 لشکر زرهی، 2 لشکر مکانیزه و 5 لشکر پیاده و همچنین علاوه بر یگانهای گارد مرزی، 15 تا 20 تیپ مستقل شامل 10 تیپ پیاده، 1 تیپ مکانیزه، 3 تیپ نیروی مخصوص و 10 تیپ گارد جمهوری در قالب 3 سپاه بود. این ارتش با 600 تا 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضد هوایی و حدود 366 هواپیمای جنگنده و 400 بالگرد پشتیبانی میشد. نیروی هوایی عراق نیز 20 اسکادران هواپیمای جنگنده رهگیر و بمبافکن داشت که در 9 پایگاه هوایی این کشور مستقر شده بود. همچنین چند تیپ موشکی زمین به هوا در مناطق حساس حضور داشتند. نیروی دریایی عراق نیز دو پایگاه اصلی داشت.[47]
در نهایت و پس از آمادهسازیهای بسیار در مدت دو سال و در شرایط نامناسب ارتش ایران، روز 17 شهریور 1359، عراق به بهانه ایجاد اختلال توسط ایران در تحویل و تحول اراضی مربوط به قرارداد 1975 الجزایر، این اراضی را با قوه قهریه اشغال کرد و در 26 شهریور 1359، معاهده 1975 الجزایر را که از مدتها قبل زمینه از بین بردن آن را فراهم کرده بود، بهطور یکجانبه فسخ و طی یادداشتی موضوع را به سفارت ایران در بغداد اطلاع داد. دولت عراق در این یادداشت رسمی لغو یکجانبه عهدنامه 1975 را اعلام و پس از یک هفته، در 31 شهریور 1359 با 12 لشکر رزمی به خاک ایران تجاوز کرد؛ همزمان نیز بمباران فرودگاهها و تأسیسات نظامی اقتصادی ایران را در تهران، اصفهان، کرمانشاه، تبریز، همدان، بوشهر، شیراز، دزفول، آبادان و اهواز آغاز کرد. نیروهای مسلح حزب بعث عراق از دریا، هوا و زمین به پایگاهها و تأسیسات نظامی ایران و کشتیهای تجاری حمله[48] و جنگی هشتساله به ایران تحمیل کردند. حاکمیت کامل بر اروندرود، جداسازی استان خوزستان از ایران و تضعیف منجر به سقوط نظام جمهوری اسلامی، در دستور حکومت صدام قرار گرفته بود.[49]
اگرچه عراق انگیزههای لازم برای حمله به ایران را داشت، اما دو ابرقدرت آن روز، از جمله آمریکا و قدرتهای بزرگ، با فراهم کردن بسترهای لازم برای رژیم بعث، صدام را به حمله تشویق و او را یاری کردند. آمریکا که تا پیش از جنگ تحمیلی، عراق را در فهرست کشورهای حامی تروریست جای داده بود، پس از آغاز جنگ، این کشور را از فهرست خارج کرد و روابط خود را با عراق گسترش داد. آمریکا همچنین هنگامی که شکست صدام در جنگ با ایران مشخص شد، با ارسال تجهیزات نظامی، کمکهای اطلاعاتی و ارائه کارشناسی به کمک این کشور آمد و در نهایت نیز خود درگیر جنگ شد و از هیچ کوششی برای نجات صدام از جمله حمله به سکوهای نفتی ایران و حتی حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران و کشتار صدها نفر غیر نظامی دریغ نکرد.[50]
البته در نهایت با وجود تمام تلاشهای صدام، حزب حاکم بعث و تمام حامیانش، رویای صدام برای اشغال خاک ایران و سقوط جمهوری اسلامی تعبیر نشد و ایران به همت جوانان و رزمندگانش، ایران ماند.
منابع و ارجاعات
- [1]. علوی، احمد، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، چ یازدهم، قم، نشر معروف، 1391، ص 58.
- [2]. همان، ص 66.
- [3]. همان.
- [4]. همان.
- [5]. همان.
- [6]. همان، ص 61.
- [7]. همان.
- [8]. همان.
- [9]. یداللهی، سیاوش و شکرالله خاکرند، «تحولات جنبش ملیگرایی عرب در عراق (1921-1908م)»، فصلنامه پژوهشهای علوم تاریخی، ش 21، بهار 1399، ص 68.
- [10]. نایبپور، محمد و سیروان خسروزاده، «قرارداد 1975 الجزایر از زمینهها تا پیامدها»، فصلنامه علوم و فنون مرزی، ش 9، تابستان 1393، ص 38.
- [11]. جهانگرد، نسرین، «نگرشی بر روابط و اختلافهای مرزی ایران و عراق و دخالت دول بیگانه»، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، 1383، ش 19، ص 104.
- [12]. داناییصفت، عباسعلی، «بررسی اختلافات مرزی ایران و عراق و معاهده 1975 الجزایر»، فصلنامه اندیشمندان حقوق، ش 5، پاییز 1392، ص 161 و 162.
- [13]. همان.
- [14]. فتحی، محمد، «تهران و بغداد؛ چالش بر سر مشروعیت»، ماهنامه گزارش، ش 154، تیر 1383، ص 30.
- [15]. بیگدلی، علیرضا، «پیمان سعدآباد»، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، ش 9، زمستان 1380، ص 177.
- [16]. همان.
- [17]. نایبپور، محمد و سیروان خسروزاده، همان، ص 49.
- [18]. ماهنامه فردوسی، «دیکتاتوری از جنس فروهشتهترین لایههای مردمی- قسمت اول»، ش 49، دی 1385، ص 41.
- [19]. ماهنامه فردوسی، «دیکتاتوری از جنس فروهشتهترین لایههای مردمی- قسمت دوم»، 1385، ش 50-51، بهمن و اسفند 1385، ص 28.
- [20]. روزنامه ایران، چهارشنبه 17 آبان 1385، ش 3492، ص 8.
- [21]. همان.
- [22]. ماهنامه فردوسی، «دیکتاتوری از جنس فروهشتهترین لایههای مردمی- قسمت دوم»، همان، ص 29 و 30.
- [23]. کسرایی، محمدسالار و سیدرحیم موسوی، «انقلاب و جنگ ایران و عراق»، پژوهشنامه متین، ش 58، بهار 1392، ص 106.
- [24]. قزلایاق، ایمان حسین، تاریخ تحولات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ج 3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1400، ص 71.
- [25]. صفار هرندی، مرتضی، تبارشناسی جریانهای سیاسی معاصر - رازهای دهه شصت 1368-1358، چ سوم، تهران، انتشارات کیهان، 1391، ص 109.
- [26]. همان، ص 110.
- [27]. روزنامه کیهان، یکشنبه 16 شهریور 1359، ش 10088، ص 3.
- [28]. هاشمی رفسنجانی، اکبر، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1359 - انقلاب در بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1384، ص 66.
- [29]. همان.
- [30]. روزنامه جمهوری اسلامی، پنجشنبه 25 اردیبهشت 1359، ش 277، ص 10.
- [31]. خبرگزاری إندبندنت عربیه، https://www.independentarabia.com.
- [32]. هاشمی رفسنجانی، اکبر، همان، ص 221 و222.
- [33]. درودیان، محمد، سیری در جنگ ایران و عراق - آغاز تا پایان (سالنمای تحلیلی)، ج 6، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1376، ص 175.
- [34]. روزنامه کیهان، چهارشنبه 22 مرداد 1359، ش 11067، ص 2.
- [35]. روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 3 شهریور 1359، ش 356، ص 10.
- [36]. همان، دوشنبه 31 شهریور 1359، ش 378، ص 8.
- [37]. محمدی، منوچهر، «علل و عوامل بروز جنگ تحمیلی»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش 30، دی 1372، ص 256.
- [38]. درودیان، محمد، همان، ص 22 و 23.
- [39]. روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 20 مرداد 1359، ش 345، ص 2.
- [40]. اِس لوی، جک و فروئلیچ میک، «علل وقوع جنگ ایران و عراق»، ترجمه یعقوب نعمتی وروجنی، مجله نگین ایران، ش 37، تابستان 1390، ص 127.
- [41]. حسین النقیب، خالد، حزب بعث و جنگ، ترجمه محمدحسین زوار کعبه، ج 1، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1368، ص 144.
- [42]. روزنامه کیهان، سهشنبه 24 تیر 1359، ش 11045، ص 1.
- [43]. روزنامه کیهان، پنجشنبه 2 مرداد 1359، ش 11053، ص 2.
- [44]. روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 13 مرداد 1359، ش 339، ص 15.
- [45]. انصاری، مهدی، «روزشمار هجوم سراسری عراق (مرور کلی بر زمینهسازی هجوم و دوره 35 روزه آغاز جنگ تحمیلی)»، فصلنامه نگین ایران، ش 9، تابستان 1383، ص 92.
- [46]. همان.
- [47]. همان.
- [48]. اختری، سجاد و سارا شبانی، «بررسی تأثیر مخاصمات مسلحانه بر معاهدات مرزی»، فصلنامه علوم و فنون مرزی، ش 2، تابستان 1396، ص 193 و 192.
- [49]. انصاری، مهدی، همان، ص 92.
- [50]. امیدی، علی، «روزشمار دخالت آمریکا در جنگ تحمیلی در پرتو اسناد»، فصلنامه نگین ایران، سال ششم، ش 21، تابستان 1386، ص 76-72.