علمالهدی، سید محمدحسین
طیبه نادعلی
3 بازدید
سید محمدحسین علمالهدی فرمانده سپاه پاسداران هویزه بود که 15 دی 1359 در عملیات نصر در منطقه سوسنگرد به شهادت رسید.
سید محمدحسین علمالهدی 8 مهر 1337 در اهواز به دنیا آمد. پدرش آیتالله حاج سید مرتضی علمالهدی و مادرش سید بتول جزایری نام داشت. در دوره ابتدایی قاری قرآن مدرسه و تکبیرگوی مسجد بود.[1]
ابتدای سال 1356 به همراه تعدادی از دوستانش، گروه "موحدین" را برای مبارزه علیه حکومت پهلوی تشکیل دادند و مهر همان سال در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد. در دوران دانشجویی، علاوه بر تحصیل، به دانشجویان از نهجالبلاغه، عقاید و تاریخ اسلام میگفت و با حوزه علمیه این شهر ارتباط داشت.[2] مسجد کرامت در بازار سرشور مشهد، یکی از پایگاههای آیتالله سیدعلی خامنهاى، حجتالاسلام سیدعبدالکریم هاشمینژاد و حجتالاسلام عباس واعظ طبسی بود و سید حسین پیوسته در این مسجد حضور مییافت.[3]
در پی زلزله طبس (25 شهریور 1357)، حسین و چند نفر از دوستانش به کمک مردم رفتند و هنگام ورود شاه و همسرش به این شهر، به همراه مردم علیه آنها شعار دادند.[4] او در تظاهرات ضد حکومتی مردم مشهد، همزمان با تشییع پیکر مرحوم حجتالاسلام احمد کافی در 31 تیر1357 نیز حضور داشت.[5]
پس از خروج امام خمینی از عراق در مهر 1357، حسین به خوزستان آمد و گروه موحدین، به کنسولگری عراق در خرمشهر حمله کردند.[6] 24 آذر 1357 و در پی حمله مأموران پهلوی به مسجد جامع کرمان نیز، حسین به همراه سه نفر از گروه موحدین به کرمان آمدند و به ساختمان شهربانی این شهر حمله کردند.[7]
در پی سخنان امام خمینی در 26 آبان 1357 در پاریس مبنی بر غیر قانونی بودن شورای نیابت سلطنت،[8] غلامحسین دانشی نماینده آبادان در مجلس شورای ملی، به امام و مردم انقلابی توهین کرد و حسین به همراه 2 نفر از گروه موحدین به تهران آمدند و با حمله به خودرو او، وی را مجروح کردند؛ چند روز بعد از این اقدام نیز، دانشی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی استعفا دادند.[9]
26 دی 1357 و در پی فرار شاه از ایران و کشتار مردم اهواز در روز بعد، در این شهر حکومت نظامی اعلام شد. وی به همراه دوستان خود، قصد بمبگذاری در منزل سرلشکر غلامحسین شمس تبریزی فرماندار نظامی اهواز را داشتند که حین عملیات دستگیر شد و در بهمن همان سال به همراه بقیه زندانیان سیاسی کشور آزاد گردید.[10]
حسین علمالهدی هنگام ورود امام خمینی به ایران به تهران آمد و جزو محافظان ایشان شد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عضو کمیته انقلاب اسلامى و مدتی نیز سرپرست کمیته انقلاباسلامی اهواز شد.[11]
حسین علمالهدی قبل از شروع جنگ تحمیلی، عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران خوزستان بود و روز 31 شهریور 1359، خبر حمله عراق به خرمشهر را در مسجد جزایری اهواز به اطلاع همگان رساند و برای تشویق مردم به مقاومت علیه متجاوزین، به همراه گروهی از مردم، از مسجد تا مقر سپاه پاسداران این شهر راهپیمایی کرد.[12]
با آغاز جنگ تحمیلی، علمالهدی مسئولیت نیروهای اعزامی از سراسر کشور به اهواز را بر عهده گرفت و با استقرار در دبیرستان پروین اعتصامی این شهر، نیروهای اعزامی را سازماندهی و به جبهههای مختلف منطقه جنگی فرستاد.[13] وی همچنین هر روز برنامه جنگهای پیامبر را در رادیو اهواز اجرا میکرد و پس از شهادت اصغر گندمکار (23/8/1359) فرمانده سپاه پاسداران هویزه شد.
روزهای آغاز جنگ تحمیلی، صدام اعلام کرد عشایر عرب خوزستان طرفدار او هستند و عراق برای نجات آنها به خوزستان حمله کرده است؛ سیدحسین نیز در 5 دی 1359 هزار نفر از عشایر عرب را برای بیعت با امام خمینی به جماران برد.[14]
15 دی ۱۳۵۹ عملیات نصر در منطقه سوسنگرد و هویزه آغاز شد و روز دوم عملیات، علمالهدی به همراه چند نفر از نیروهایش در محاصره تانکهای دشمن قرار گرفتند و در نهایت با اصابت گلوله مستقیم تانک به شهادت رسید. پس از شهادت او هویزه به اشغال دشمن درآمد، اما پس از شانزده ماه در عملیات بیتالمقدس (اردیبهشت 61 ) هویزه آزاد شد و پیکر او و همرزمانش شناسایی و در همان مکان به خاک سپرده شدند. بعدها در محل دفن شهید سیدحسین علمالهدی و همرزمانش، یادمان گلستان شهدای هویزه توسط جهاد سازندگی ساخته شد که مورد استقبال مردم و زائران راهیان نور قرار دارد.[15]
کتابهای سیب سرخی که به من داد از مجید ملامحمدی؛ سفر سرخ از نصرتالله محمودزاده؛ حماسه هویزه از نصرتالله محمودزاده؛ سه روایت از یک مرد از محمدرضا بایرامی؛ لحظههای آشنا از هیئت امنای مزار شهدای هویزه؛ فریاد و سکوت از سید حمید علمالهدی؛ تا دانشگاه هویزه از سیدعلیاصغر علوی؛ و سید حسین ازسید حمید علمالهدی از جمله آثاری است که درباره این شهید منتشر شده است. همچنین مستندهای آخرین روزهای زمستان، ملاقات عشایر عرب با روحالله خمینی در جماران و زیباتر از زندگی درباره او و اقداماتش ساخته شده است.
[1]. هیأت امنای مزار شهدای هویزه، لحظههای آشنا - خاطراتی از شهید سیدحسین علمالهدی، تهران، نشر هویزه، 1377، ص7؛ دانشنامه دفاع مقدس، https://wikidefense.ir/articles/view/636714.
[2] . هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص 14، 30، 45؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی، https://historydocuments.ir/?page=post&id=3354.
[3] . محمودزاده، نصرتالله، سفر سرخ، تهران، بسیج دانشجویی نیروی مقاومت، 1377، ص 94 و 95.
[4]. هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص 27 و 28.
[5]. علمالهدی، حمید، نشانه هدایت (خاطراتی از زندگی دانشجوی خط امام بسیجی شهید سیدحسین علمالهدی)، تهران، یادواره شهدای دانشجوی کشور، 1377، ص 21.
[6]. همان، ص 34.
[7]. علمالهدی، سیدحمید، سیدحسین، قم، هویزه، 1394، ص 63.
[8]. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی ، ج 5، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1378، ص13 و 14.
[9]. هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص32؛ دانشنامه دفاع مقدس، همان.
[10]. علمالهدی، حمید، نشانه هدایت (خاطراتی از زندگی دانشجوی خط امام بسیجی شهید سیدحسین علمالهدی)، همان، ص37؛ دانشنامه دفاع مقدس، همان.
[11]. علمالهدی، حمید، نشانه هدایت (خاطراتی از زندگی دانشجوی خط امام بسیجی شهید سیدحسین علمالهدی)، همان، ص 43؛ هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص 22؛ دانشنامه دفاع مقدس، همان؛ خبرگزاری دفاع مقدس، https://defapress.ir/fa/news/96598/%D8%AD%D8.
[12]. هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص 49؛ علمالهدی، حمید، نشانه هدایت (خاطراتی از زندگی دانشجوی خط امام بسیجی شهید سیدحسین علمالهدی)، همان، ص 59.
[13]. علمالهدی، حمید، نشانه هدایت (خاطراتی از زندگی دانشجوی خط امام بسیجی شهید سیدحسین علمالهدی)، همان، ص 54.
[14]. علمالهدی، سیدحمید، سیدحسین، همان، ص 144؛ علمالهدی، حمید، نشانه هدایت (خاطراتی از زندگی دانشجوی خط امام بسیجی شهید سیدحسین علمالهدی)، همان، ص 59 و 49؛ هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص 75.
[15]. محمودزاده، نصرتالله، همان، ص 368 - 286؛ هیأت امنای مزار شهدای هویزه، همان، ص 91.
