چیتسازیان، علی
علی چیتسازیان، فرمانده واحد اطلاعات عملیات لشکر 32 انصارالحسین «ع» نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود.
علی چیتسازیان سومین فرزند خانواده بود و در10 بهمن 1341 در همدان متولد شد، پدرش ناصر و مادرش منصوره نام داشت.[1] دوران ابتدایی را از سال 1347 در مدرسه عارف آغاز کرد[2] و پس از آن، برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی، در سال 1352 به مدرسه کشاورز رفت؛ در سال 1356 در هنرستان دیباج در رشته برق ثبت نام کرد.[3] شروع تحصیلات او در هنرستان با روزهای پیروزی انقلاب اسلامی همزمان شد و او در تصرف ساختمان ساواک همدان حضور داشت.[4]
علی چیتسازیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیل را رها کرد، به بسیج ملحق شد و سپس عضو رسمی سپاه شد.[5] وی در 7 فروردین 1365 با زهرا پناهی ازدواج کرد[6]و حاصل این ازدواج، پسری به نام محمدعلی است[7] که چهل روز بعد از شهادت پدرش متولد شد.[8]
چیتسازیان در اولین حضورش در جبهه به منطقه مهران رفت و به دستور فرمانده محور مهران، علی شادمانی، به عنوان مسئول اطلاعات عملیات منطقه به شناسایی پرداخت[9] و همین تجربه موجب شد تا در بازگشت به همدان، در پادگان قدس همدان به آموزش و تربیت نیرو بپردازد.[10]
پیش از عملیات مسلمبنعقیل، که 9 مهر 1361 اجرا شد، حسین همدانی (شهید) گردانی از رزمندگان سپاه همدان را برای کمک به لشکر 27 محمدرسولالله (ص) به منطقه عملیاتی سومار برد؛[11] در این عملیات، چیتسازیان فرمانده یکی از گروهانهای گردان کمیل لشکر 27 محمد رسولالله (ص) بود[12] و توانست به شهر مندلی عراق نفوذ کند[13] و با 11 اسیر عراقی به جبهه خودی برگردد.[14] وی مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و در 20 سالگی فرمانده اطلاعات عملیات تیپ 27 انصارالحسین «ع» همدان شد[15] و به همراه واحد اطلاعات عملیات تیپ، برای شناسایی جبهه مهران به ایلام رفت؛[16] این شناساییها مبنای طراحی عملیات والفجر 3 شد.[17]
در عملیات والفجر 2 در سال 1362 در منطقه حاج عمران از ناحیه پا مجروح شد[18] و پس از بهبودی و بازگشت به جبهه، تمام مناطق عملیاتی را برای آشنایی با جغرافیای جبههها رصد کرد[19]و مقر واحد اطلاعات عملیات را به پادگان ابوذر در منطقه سرپل ذهاب منتقل نمود.[20] اواخر دی همین سال به دستور حسین همدانی برای طرحریزی عملیات فریب والفجر 5 به همراه نیروهای تحت امرش به روستای چنگوله رفت.[21] در این عملیات به ابتکار او از تلفن با سیم قورباغهای به جای تلفن بیسیم استفاده شد تا مانع شنود اطلاعات شود و به این ترتیب گردانی از نیروهای ایران توانستند نیروهای عراق را دور بزنند و جاده آسفالته زرباطیه به بدره را قطع کنند.[22]
وی و نیروهایش در ادامه، برای شناسایی منطقه عملیات عاشورا که در مهر 1363 اجرا شد، به میمک رفتند.[23]
در تابستان 1364، پس از تغییر فرماندهی تیپ از حسین همدانی به مهدی کیانی، چیتسازیان به همراه تیپ به جبهه جنوب و منطقه هورالهویزه رفت[24] و در عملیات فریب و ایذایی که پیش از عملیات والفجر 8، در جزیره امالرصاص و بوارین اجرا شد، شرکت کرد.[25]
پس از عملیات والفجر 8، واحد اطلاعات عملیات تیپ انصارالحسین شناسایی مرحله دوم این عملیات را به عهده گرفت و به همراه نیروهایش در حاشیه خور عبدالله در جاده فاو – امالقصر مستقر شدند[26] و 8 اردیبهشت 1365 در عملیات محدودی در کارخانه نمک فاو به نام صاحبالزمان «عج» شرکت کرد.[27]
تیپ انصارالحسین در 6 خرداد 1365، به لشکر منها به استعداد 7 گردان،[28] تبدیل و چیتسازیان فرمانده اطلاعات عملیات لشکر انصارالحسین «ع» شد.
چیتسازیان در عملیات محدود انصار در جزیره مجنون در شهریور 1365[29] و در شناسایی مرحله چهارم عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه در همان سال مجروح شد.[30] برادرش محمدامیر نیز که جهادگر جهاد سازندگی بود در 6 تیر 1366، در بانه، بر اثر اصابت ترکش به سینه به شهادت رسید.[31]
علی چیتسازیان در 4 آذر 1366 در عملیات نصر 8، بر اثر انفجار مین در جبهه ماووت به شهادت رسید[32] و در 8 آذر 1366[33] در آرامستان باغ بهشت همدان[34] به خاک سپرده شد.
بلواری در همدان «شهید چیتسازیان» نامگذاری شده است.[35] کتابهای «گلستان یازدهم» اثر بهناز ضرابیزاده، «دلیل» اثر حمید حسام و «تپههای بیمهتاب» اثر عزتالله الوندی شرح خاطرات خانواده و همرزمان این شهید است.
کتاب «گلستان یازدهم» که خاطرات زهرا پناهی روا، همسر شهید چیتسازیان است، در 21 بهمن 1395 به تقریظ رهبر انقلاب رسیده است.[36] در کتابهای «هفتاد و دومین غواص» خاطرات کریم مطهری، فرمانده گردان غواص جعفر طیار از لشکر انصارالحسین و «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات علی خوشلفظ از نیروهای اطلاعات عملیات لشکر انصارالحسین، مطالبی در مورد شهید چیتسازیان آمده است. همچنین علاوه بر وصیتنامه،[37] چند فایل صوتی نیز از این شهید منتشر شده است.
منابع و ارجاعات:
- [1] موسوی، سیدسعید، فرهنگنامه جاودانههای تاریخ، زندگینامه فرماندهان شهید استان همدان، دفتر 25، تهران، نشر شاهد (بنیاد شهید انقلاب اسلامی)، 1390، ص 91.
- [2] همان، ص 91.
- [3] همان، ص 92.
- [4] همان.
- [5] همان.
- [6] ضرابیزاده، بهناز، گلستان یازدهم، تهران، انتشارات سوره مهر، 1395، ص 84.
- [7] موسوی، سیدسعید، همان، ص 93 و 94.
- [8] حسام، حمید، دلیل، تهران، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، چ دوم، 1387، ص 266.
- [9] همان، ص 44 ؛ حسام، حمید، هفتاد و دومین غواص، قم، شهید کاظمی، چ دوم، 1398، ص 132.
- [10] حسام، حمید، هفتاد و دومین غواص، ص 157.
- [11] همان، ص 161.
- [12] حسام، حمید، دلیل، ص 53.
- [13] حسام، حمید، هفتاد و دومین غواص، ص 168.
- [14] حسام، حمید، وقتی مهتاب گم شد، تهران، انتشارات سوره مهر، 1394، ص 258.
- [15] حسام، حمید، دلیل، ص 53 و 57.
- [16] حسام، حمید، وقتی مهتاب گم شد، ص 271و272.
- [17] همان، ص 287.
- [18] حسام، حمید، دلیل، ص 92؛ حسام، حمید، هفتاد و دومین غواص، ص 199.
- [19] حسام، حمید، هفتاد و دومین غواص، ص 209.
- [20] همان، ص 213.
- [21] همان، ص 248 – 228؛ حسام، حمید، وقتی مهتاب گم شد، ص 305 – 303.
- [22] حسام، حمید، دلیل، ص 99.
- [23] حسام، حمید، وقتی مهتاب گم شد، ص 369.
- [24] حسام، حمید، هفتاد و دومین غواص، ص 324 و 326.
- [25] همان، ص 325 و 342.
- [26] همان، ص 346 و 348.
- [27] همان، ص 365 ؛ حاجیخداوردیخان، مهدی، روزشمار جنگ ایران و عراق - کتاب 42، ج 1، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1397، ص 77.
- [28] حاجیخداوردیخان، مهدی، همان، ص 664.
- [29] حسام، حمید، دلیل، ص 153 و 164.
- [30] همان، ص 187 و 198 و 199.
- [31] فرهنگ اعلام شهدا (ج15 ـ استان همدان)، تهران، نشر شاهد، 1393، ص 200.
- [32] موسوی، سیدسعید، همان، ص 97.
- [33] ضرابیزاده، بهناز، همان، ص 280.
- [34] همان، ص 253.
- [35] سایت نشان، https://neshan.org.
- [36] تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «گلستان یازدهم» (khamenei.ir) https://khl.ink/f/35595 .
- [37] اکبری، منوچهر، وصیتنامه کامل شهدا، استان همدان (دفتر 6)، تهران، نشر شاهد، 1395، ص 539.