یک‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۶۱؛ هشتصدونودوششمین روز جنگ تحمیلی

سیدپویا موسوی
12 بازدید

تعدادی از تانک‌های دشمن از جنوب غربی شرهانی روی مواضع خودی آتش گشودند.[1]

آبادان زیر آتش سلاح سنگین دشمن قرار داشت؛ یک نفر مجروح شد و 3 منزل مسکونی تخریب گردید.[2]

نیروهای گشتی خودی در مریوان (کردستان)، در آن سوی مرز، به مواضع دشمن نفوذ کرده و چندین سنگر و تجهیزات نظامی دشمن را منهدم کردند و تعدادی از آنان کشته شدند.[3]

3 فروند جنگنده دشمن ضمن تجاوز مرزی، توسط رادارهای نیروی هوایی کشف و علیه آن‌ها اقدامات تاکتیکی انجام شد.[4]

نیروهای پایگاه‌های خورخوره، تونل ۲ و پاسگاه فیض‌آباد (کردستان) با مهاجمین درگیر شدند که تلفاتی نداشت. [5]

افراد مسلح ضدانقلاب از ساعت 14 تا 15، در نقاط مختلف مهاباد تیراندازی کردند که موجب تعطیلی مغازه‌ها در برخی خیابان‌های شهر شد. در تیراندازی مهاجمان، یک نفر از اهالی شهر شهید شد. یکی از مهاجمان نیز با تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران کشته شد.‌ [6]

در حوالی پایگاه گوگ‌تپه در محور مهاباد - میاندوآب، یکی از سربازان ژاندارمری روی مین رفت و زخمی شد.[7]

نیروهای خودی 3 عدد مین ضد تانک و ضد نفر را در اطراف پایگاه کوسه‌کهریز در شمال غربی مهاباد و یکی از محورهای سردشت کشف و خنثی کردند.[8]

2 نفراز افراد حزب دمکرات کردستان و یک نفر از افراد سازمان کمونیستی راه کارگر با تحویل 2 اسلحه، خود را به سپاه پاسداران سنندج معرفی و درخواست امان‌نامه کردند.[9]

ساعت ۲۰:۴۵ در اثر سهل‌انگاری و تیراندازی یکی از پاسداران در خیابان تیموری تهران، 2 پاسدار مجروح شدند.[10]

مسئول تشکیلات سازمان مجاهدین خلق شاخه بروجرد دستگیر شد. از خانه تیمی وی، 2 اسلحه و چند بمب دست‌ساز به دست آمد.[11]

یکی از افرادی که در فراری دادن نیروهای سازمان مجاهدین خلق به خارج از کشور فعالیت می‌کرد، در تهران دستگیر شد.‌ [12]

سپاه پاسداران، 2 نفر از نیروهای سازمان چریک‌های فدایی خلق (اقلیت) را که از سقز عازم تهران بودند، در پست بازرسی مراغه شناسایی و دستگیر کردند. در بازرسی از آن‌ها، تعدادی اسناد و مدارک سازمانی به دست آمد.[13]

یک نفوذی تشکیلات سازمان کمونیستی پیکار در راه آزادی طبقه کارگر در شرکت نفت اهواز دستگیر شد.[14]

نیروهای حزب دمکرات کردستان عراق (بارزانی‌ها؛ مخالف صدام) از اول تا 15 اسفند، عملیات‌هایی علیه نیروهای نظامی و امنیتی عراق در مناطق کردنشین این کشور اجرا کردند؛ 10 حمله مستقیم به نیروهای بعث که به کشته یا زخمی شدن 33 نفر از بعثی‌ها انجامید، 6 مورد کمین که بر اثر آن 61 نفر از نظامیان عراق کشته یا زخمی شدند و انهدام 2 خودرو سازمان امنیت عراق و 6 خودرو نظامی حامل سرباز و یک خودرو فرماندهی، از جمله این عملیات‌ها بود. همچنین در یک بمب‌گذاری، یک خودرو سازمان امنیت عراق منفجر و 2 سرنشین آن کشته و 3 نفر زخمی شدند.[15]

4 سرباز عراق در بانه (کردستان) خود را به نیروهای ایران معرفی و تقاضای پناهندگی کردند.[16]

عراق از مصر درخواست کرد هرچه زودتر فعالیت مرکز بازرگانی عراق در قاهره و مرکز بازرگانی مصر در بغداد از سر گرفته شود.[17]

روزنامه اینترنشنال تریبون (چاپ لندن) نوشت: برای تأمین هزینه جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، ماهانه حداقل 1500 میلیون دلار بر بدهکاری‌های عراق افزوده می‌شود. ذخایر ارزی این کشور نیز که در آغاز جنگ تحمیلی بیش از سی‌وچند هزار میلیون دلار بود، به کمتر از 5 میلیارد دلار رسیده است. حدود 50 هزار میلیون دلار نیز کمک‌های نقدی و غیر نقدی از سوی حامیان صدام به حکومت بعث داده شده است.[18]

به دنبال انفجار روز گذشته دفتر شرکت هواپیمایی ایرفرانس در بغداد، جنبش مجاهدین عراق مسئولیت بمب‌گذاری در دفتر این شرکت را که به کشته ‌شدن رئیس این دفتر انجامید، به عهده گرفت.[19]

روزنامه النهار (چاپ بیروت) نوشت: شخص ناشناسی در تماس تلفنی با دفتر این روزنامه گفت تا زمانی که فرانسه به حمایت غیرقانونی خود از رژیم بعث عراق پایان ندهد، ما به حملات خود علیه منافع فرانسه ادامه خواهیم داد. ماه گذشته نیز این سازمان در تماس تلفنی با این روزنامه، مسئولیت حمله به 5 هدف فرانسوی در پاکستان را به عهده گرفت.[20]

آمار تلفات نیروهای ارتش، ژاندارمری و شهربانی جمهوری اسلامی ایران تا ساعت 8 صبح امروز، ۱۶.۰۶۷ شهید و ۶۸.۶۴۵ مجروح، اسیر و مفقود اعلام شد.[21]


[1]. بهروزی، فرهاد، تقویم تاریخ دفاع مقدس - سال سربلندی، ج 31، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1395، ص 403.

[2]. همان، ص 404.

[3]. بولتن خبرگزاری پارس، ایران در 24 ساعت گذشته، ش 351، 15 اسفند 1361، ص 16.

[4]. بهروزی، فرهاد، همان، ص 426.

[5]. همان.

[6]. لطف‌الله‌زادگان، علیرضا، روزشمار جنگ ایران و عراق - عملیات والفجر 1، ج 24، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1394، ص 233.

[7]. همان.

[8]. همان.

[9]. همان.

[10]. بهروزی، فرهاد، همان، ص 427.

[11]. لطف‌الله‌زادگان، علیرضا، همان، ص 233.

[12]. همان.

[13]. همان.

[14]. همان.

[15]. همان، ص 231.

[16]. بهروزی، فرهاد، همان، ص 426.

[17]. لطف‌الله‌زادگان، علیرضا، همان، ص 239.

[18]. همان.

[19]. همان، ص 241.

[20]. همان.

[21]. بهروزی، فرهاد، همان، ص 427.