فرمانده کل قوا
فرمانده کل قوا، بالاترین مقام نظامی ایران و مطابق قانون اساسی، بر عهده رهبر انقلاب است.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مطابق اصول 50 و 51 متمم قانون اساسی مشروطه، فرماندهی کل قوا و اعلان جنگ و صلح، برعهده پادشاه بود.[1]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی با تکیه بر آراء مردم ایران، فرماندهی کل قوا بر عهده گرفتند و در مسائلی مانند عزل وزیر دفاع دولت موقت،[2] مقابله با غائله گروهکهای ضدانقلاب در استانهای غربی[3]و ضرورت شرکت در جلسات شورای عالی سپاه پاسداران و تعیین سرپرست سپاه[4] ورود کردند.
با تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پاییز 1358، مطابق اصل 110، فرماندهی کل قوا بر عهده ولی فقیه و رهبر نظام اسلامی قرار گرفت که موظف است این وظیفه را از طریق نصب، عزل و قبول استعفای فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح (رئیس ستاد مشترک ارتش، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهان عالی نیروهای زمینی، هوایی، دریایی ارتش و فرمانده نیروی انتظامی)، تشکیل شورای عالی دفاع ملی (بعدها شورای عالی امنیت ملی)، اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها اعمال کند.[5]
در سال نخست پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی شخصاً فرماندهی کل نیروهای مسلح را بر عهده داشت، اما با توجه به شرایط جسمانی از شورایی متشکل از آیتالله سیدعلی خامنهای (شهید)، حجتالاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی (شهید)، آیتالله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی و آیت الله محمدجواد باهنر (شهید)، خواستند تا فرد مناسبی برای تصدی فرماندهی کل قوا به ایشان معرفی کنند. این شورا پس از بررسی و با توجه به نیاز کشور به تمرکز قوا و تقویت جایگاه رئیسجمهور در نظام سیاسی کشور، سیدابوالحسن بنیصدر (رئیسجمهور) را برای تصدی فرماندهی کل قوا پیشنهاد کردند[6] و ایشان در 30 بهمن 1358، بنیصدر را به نمایندگی از خود به فرماندهی کل قوا منصوب نمودند.[7]
پیش از آغاز جنگ تحمیلی، بنیصدر کارنامه موفقی در جایگاه فرماندهی کل قوا نداشت؛ وی با وجود حملات متعدد حکومت بعث عراق به پاسگاهها و مناطق مرزی کشور و تحرکات ارتش این کشور در مرزهای مشترک با ایران، امکان وقوع جنگ میان دو کشور را منتفی میدانست. وی در جلسه اضطراری 10 روز قبل از شروع جنگ تحمیلی، در ستاد لشکر 81 زرهی کرمانشاه (ارتش) که با حضور اعضای شورای عالی دفاع و فرماندهان سپاه و ارتش برگزار شد، در برابر هشدار فرماندهان سپاه پاسداران مبنی بر قریبالوقوع بودن حمله عراق به کشور، آنها را فاقد درک سیاسی دانست. پس از این جلسه نیز در مصاحبهای احتمال حمله عراق به ایران را شایعهای با هدف به هم ریختن جو داخلی کشور اعلام کرد.[8]
با آغاز جنگ تحمیلی ناکامیهای بنیصدر در فرماندهی کل قوا ادامه یافت و عملیاتهای پل نادری (23/7/1359)، جاده ماهشهر (3/8/1359)، هویزه (15/10/1359) و توکل (20/10/1359) که بنیصدر بر اجرای آنها اصرار داشت، ناکام ماند؛[9] اختلافات بنیصدر با نیروهای انقلابی و کارشکنی در اقدامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مردمی، از دیگر آسیبهای بنیصدر در ماههای ابتدایی جنگ تحمیلی بود.[10]
در این شرایط، امام خمینی در پیام یازده مادهای 1 بهمن 1359 خطاب به نیروهای مسلح، در پی هماهنگ کردن نیروهای مسلح و بنیصدر برآمدند، اما بنیصدر به پیام امام خمینی نیز توجهی نشان نداد.[11]
افزایش اختلاف بین بنیصدر و نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره انتخاب نخستوزیر، وزیران و نحوه مدیریت دولت در بهار 1360، بر عملکرد نیروهای مسلح در جبهههای جنگ نیز تأثیر گذاشت. پس از بینتیجه بودن تلاشها برای حل اختلافات،[12] امام خمینی در 20 خرداد 1360، در نامهای خطاب به ستاد کل ارتش، بنیصدر را از فرماندهی کل قوا عزل و شخصاً فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفت؛[13] امام خمینی به ستاد مشترک ارتش اجازه داد مأموریتها و وظایف محولشده را انجام دهد.[14]
عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا، به هماهنگی بیشتر بین ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجامید و زمینهساز عملیاتهای موفق بعدی و تغییر موازنه نظامی به نفع ایران شد.[15]
از اقدامات مهم امام خمینی در مقام فرمانده کل قوا، واگذاری اختیارات در بخش ژاندارمری و شهربانی به وزیر کشور بود.[16]
در 30 بهمن 1362 و با گذشت چهار سال از جنگ تحمیلی، امام خمینی به منظور ایجاد فرماندهی واحد در جنگ، در حکمی حجتالاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی را که از 21 مهر 1360 تا آن زمان، نماینده ایشان در شورایعالی دفاع بود[17] به سِمَت فرماندهی ادامه عملیات والفجر 1 منصوب کردند[18] و در 2 دی 1364، با واگذاری اختیارات فرماندهی کل نیروهای مسلح در جنگ، از نیروهای مسلح خواستند از تصمیمات وی اطاعت کنند.[19]
تشکیل ستاد مشاور فرماندهی جنگ با حضور اسماعیل سهرابی، محسن رضایی، محسن رفیقدوست، محمدحسین ملکزادگان، علی صیاد شیرازی (شهید)، محمدحسین جلالی، هوشنگ صدیق، حسن روحانی و حسن فیروزآبادی[20] و انتخاب محسن رضایی (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) به عنوان جانشین خود در امور جنگ و علی صیاد شیرازی (فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش) به عنوان معاون محسن رضایی از اقدامات هاشمی رفسنجانی در جایگاه جانشین فرمانده کل قوا بود.[21]
12 خرداد 1367، به پیشنهاد آیتالله سیدعلی خامنهای (شهید؛ رئیسجمهور)،[22] امام خمینی در حکمی هاشمی رفسنجانی را با اعطای تمامی اختیارات، به جانشینی فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب کرد و به وی دستور داد در مسیر ایجاد ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، هماهنگ کردن ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای انتظامی با ادغام درست ادارات و سازمانهای مربوط و پشتیبانیکننده، تمرکز صنایع نظامی، تهیه نیازهای دفاع مقدس، استفاده هرچه بهتر از امکانات و نیروها، حذف یا ادغام سازمانهای تکراری و غیرضروری، تمرکز امور تبلیغی و فرهنگی نیروهای مسلح، استفاده درست و قاطع از قوانین دادگاه نظامی در زمان جنگ و بهرهبرداری صحیح از کمکهای مردمی در همه زمینهها اقدام کند.[23]
هاشمی رفسنجانی، تا رحلت امام خمینی، عهدهدار این مقام بود. پس از رحلت امام خمینی و انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری، ایشان تا هنگام شهادت (9 اسفند 1404) فرماندهی کل قوا را شخصاً بر عهده گرفتند. ازجمله اقدامات ایشان در جایگاه فرماندهی کل قوا، مخالفت با طرح ادغام نیروهای ارتش و سپاه و برقراری جلسات کارشناسی برای تفکیک وظایف این دو نهاد نظامی،[24] ادغام نیروهای شهربانی، کمیته انقلاب اسلامی و ژاندارمری در یکدیگر و تشکیل نیروی انتظامی،[25] و ارتقاء جایگاه نیروی مقاومت بسیج به سازمان بسیج مستضعفین در ساختار نظامی کشور است.[26]
پس از انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای به عنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی ایران، اختیارات فرمانده کل قوا طبق قانون اساسی به ایشان منتقل شد و در مواردی مانند قبول آتشبس موقت میان ایران و آمریکا در جنگ رمضان، بر اساس این اختیارات تصمیمگیری شد.[27]
منابع و ارجاعات
- [1]. سازمان اسناد و کتابخانه ملی کشور، متمم قانون اساسی مشروطه، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی کشور، 1400، ص 45.
- [2]. موسویالخمینی، سید روحالله، صحیفه امام خمینی (ره)، ج 6، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 207.
- [3]. همان، ج 9، ص 285.
- [4]. همان، ص 548.
- [5]. معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات معاونت حقوقی ریاستجمهوری، مجموعه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، چ 4، تهران، انتشارات معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات معاونت حقوقی ریاستجمهوری، 1395، ص 99.
- [6]. هاشمی رفسنجانی، اکبر، انقلاب و پیروزی (کارنامه و خاطرات سالهای 57 و 58 هاشمی رفسنجانی)، چ 2، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1383، ص 432.
- [7]. موسویالخمینی، سید روحالله، همان، ج 12، ص 157.
- [8]. نیکجو، علیاحسان و زهره آقابابایی، نگرشی بر اصول و مبانی مدیریت نظامی جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، تهران، نقش بیان، 1385، ص 49-48.
- [9]. درودیان، محمد، سیری در جنگ ایران و عراق - آغاز تا پایان، ج 6، چ هفتم، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1383، ص 35-34.
- [10]. همان.
- [11]. موسویالخمینی، سید روحالله، همان، ج 13، ص 544-541.
- [12]. جمعی از پژوهشگران، فرهنگنامه نهادهای انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، ص 336-339.
- [13]. موسویالخمینی، سید روحالله، همان، ج 14، ص 420.
- [14]. همان، ص 421.
- [15]. درودیان، محمد، سیری در جنگ ایران و عراق، ج 6: آغاز تا پایان، چ هفتم، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1383، ص46 و 47.
- [16]. موسویالخمینی، سید روحالله، همان، ج 16، ص 116.
- [17]. همان، ج 15، ص 302.
- [18]. هاشمی رفسنجانی، اکبر، آرامش و چالش - کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی 1362، چ دوم، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1382، ص 496.
- [19]. همان، امید و دلواپسی - کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی 1364، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1387، ص 362.
- [20]. همان، ص 365-364.
- [21]. همان، اوج دفاع - کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی 1365، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388، ص 61، 67، 720-718.
- [22]. موسویالخمینی، سید روحالله، همان، ج 21، ص 56 و57.
- [23]. همان، ج 21، ص 56-57؛ هاشمی رفسنجانی، اکبر، پایان دفاع آغاز بازسازی - کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی 1367، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1390، ص 149
- [24]. شیرعلینیا، جعفر، روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیتالله سید علی خامنهای (1318 تا کنون)، تهران، سایان، 1394، ص 515-511.
- [25]. همان، ص 511.
- [26]. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، «انتصاب سردار محمدرضا نقدی به ریاست سازمان بسیج مستضعفین»، https://khl.ink/f/8144.
- [27]. خبرگزاری مهر، mehrnews. com/x3bLZT.