آمادگی دفاعی

معصومه عابدینی

آماده‌سازی و سازمان‌دهی جامعه برای دفاع نظامی، غیرنظامی و بازدارندگی از طریق آموزش و ایجاد انگیزه و وحدت رویه و نیز مهیا کردن تسلیحات و تجهیزات آمادگی دفاعی است.

خداوند متعال در سوره انفال، آیه 60 می‌فرماید: تا آنجا که می‌توانید، نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود و جز آن‌ها را که شما نمی‌شناسید و خدا می‌شناسد، بترسانید و همه آنچه در راه خدا هزینه می‌کنید، به شما بازگردانده می‌شود و به شما ستم نمی‌شود. بدین معنا که مسلمانان باید همیشه از نظر تجهیزات، افراد و... آماده مقابله با دشمن باشند. هدف از آمادگی، حفظ مکتب و وطن مسلمانان است و دولت باید بیشترین توان خود را در تأمین بودجه برای دفاع از نظام اسلامی و ترساندن دشمنان تخصیص دهد.

وقتی افراد و جوامع احساس خطر می‌کنند و احتمال می‌دهند از سوی دیگران هدف تهاجم و تجاوز قرار گیرند، آمادگی دفاعی را به مثابه یک اصل اساسی، سرلوحه اهداف و وظایف خود قرار می‌دهند. آمادگی دفاع از جان و مال و عرض، از ضروریات زندگی اجتماعی به شمار می‌آید و پذیرفته‌ترین اصل از سوی همه افراد و جوامع در برنامه‌های زندگی فردی و جمعی‌ است.

آمادگی دفاعی بدون دارا بودن قدرت نظامی و دفاعی، امری ناممکن و نامعقول است؛ چون آمادگی دفاعی هنگامی محقق می‌شود که قدرت نظامی، به‌ویژه در بُعد آماده‌سازی جسمی و روحی فرد یا اجتماع فراهم شده باشد. تحرک و انگیزه نیروی انسانی دفاع، نسبت به تدارک سلاح و تجهیزات جنگی، در اولویت قرار دارد.

آمادگی دفاعی نیروهای مسلح: ارتش ایران، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان تنها سازمان نظامی، بر اساس اولویت‌های دفاعی امریکا سازمان‌دهی شده و یکی از پایه‌های قدرت شاه برای کنترل اوضاع داخلی بود. شاه چون موجودیت و رسیدن به قدرت خود را مدیون نظامیان می‌دانست، این نهاد را عمده‌ترین حافظ رژیم خود قرار داده بود و بسیار به آن تکیه داشت. ارتش، اصولاً به نحوی سازمان‌دهی شده بود که تنها برای رویارویی با تهدیدات داخلی و حفظ حکومت شاهنشاهی آمادگی داشت و کارایی لازم برای دفع تهدیدات خارجی را نداشت و تنها مأموریت خارجی آن، مقاومت تأخیری در برابر تهاجم شوروی پیش‌بینی شده بود.

تشکیل سازمان دفاع غیرنظامی: در سال 1337، به منظور حفاظت جان و مال مردم و مؤسسات و تأسیسات و منابع گوناگون ثروت‌های ملی در برابر حوادث طبیعی، سوانح غیرمترقبه، حملات هوایی و استعمال هر گونه سلاح و آثار ناشی از آن در زمان صلح و جنگ و همچنین تقویت و حفاظت روحی افراد و تحکیم علاقه به همکاری متقابل بین آن‌ها، سازمانی به نام سازمان دفاع غیرنظامی کشور ـ وابسته به وزارت کشور ـ تأسیس شد و وزارت کشور و وزارت جنگ، مأمور اجرای این قانون شدند.

تشکیل نیروی پایداری: در سال 1347، به منظور آماده کردن افراد برای شرکت در یک روش دفاع خانه و دهکده و همکاری مؤثر آنان با نیروهای مسلح شاهنشاهی در دفاع از کشور برضد هر نوع تجاوز و خرابکاری، نیروی پایداری به وسیله وزارت جنگ تشکیل شد و همه اتباع ایران که سن آنان دست‌کم هجده سال تمام بود و دارای شروط لازم برای خدمت در نیروی پایداری بودند، به عضویت نیروی مزبور درآمدند. کادر و اعضای نیروی پایداری، در تمام مدت خدمت، در نیروی مزبور نظیر آموزش، تمرین و عملیات در زمان صلح و جنگ و از لحاظ مقررات انضباطی و کیفری، تابع قوانین و مقررات ارتش شاهنشاهی بودند.

تشکیل سازمان آمادگی ملی و بسیج غیرنظامی: با تصویب قانون آمادگی ملی و بسیج غیرنظامی در مجلس شورای ملی در سال 1354، به منظور ایجاد بیشترین آمادگی و ایجاد هماهنگی در وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها و مؤسسات تابع و وابسته به آن‌ها و سایر سازمان‌های بخش عمومی و خصوصی و مردم، در مقابله با رویدادهای اضطراری، سازمان آمادگی ملی و بسیج غیرنظامی، زیر نظر نخست‌وزیری تشکیل و دولت مکلف شد در زمان اضطرار، به میزان مورد احتیاج، از همه نیروی انسانی و امکانات و منابع کشور برای حفظ ادامه حیات مردم و منافع ملی در زمان صلح و جنگ و همچنین پشتیبانی از نیروهای مسلح شاهنشاهی در زمان جنگ به منظور تأمین بیشترین توانایی و بسیج غیرنظامی استفاده کند.

آمادگی دفاعی نیروهای مسلح: ارتش، نه‌تنها برای جنگ، حتی برای دفاع نیز آمادگی لازم را نداشت؛ زیرا علاوه بر منازعه‌ای که در داخل کشور بلافاصله پس از پیروزی انقلاب میان نیروهای انقلابی و لیبرال‌ها آغاز شده بود، اقتصاد کشور نیز فوق‌العاده ضعیف شده بود و بسیاری از جریان‌های ضدانقلاب، برای تضعیف دولت مرکزی در مناطق مختلف کشور تلاش می‌کردند. ارسال یا تأمین منابع تسلیحاتی ایران نیز به سبب ماهیت ضدآمریکایی انقلاب اسلامی قطع شده بود و در مجموع، ایران بسیار آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید.

آمادگی دفاعی در سازمان‌های غیرنظامی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به موجب اصل 151 قانون اساسی، دولت جمهوری اسلامی موظف شد برای همه افراد کشور، برنامه و امکانات آموزش نظامی را طبق موازین اسلامی فراهم کند؛ به طوری که همه افراد، همواره توانایی دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی را داشته باشند. در راستای اجرای فرمان رهبری انقلاب مبنی بر ایجاد، آموزش و بسیج ارتش بیست‌میلیونی، تشکیل سازمانی به نام سازمان بسیج ملی زیر نظر فرمانده کل قوا و وابسته به وزارت کشور در 10 اردیبهشت 1359 برای پیشگیری و مقابله با هر گونه تهدید و تجاوز نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سوانح طبیعی، به تصویب شورای انقلاب رسید.

سازمان‌های آمادگی ملی و بسیج غیرنظامی و دفاع غیرنظامی که در دوران شاهنشاهی تشکیل شده بودند، بر اساس لایحه قانونی شورای انقلاب، 4 تیر 1359، در سازمان بسیج ملی ادغام و همه بودجه و دارایی و تعهدات آن‌ها به این سازمان منتقل شد.

بسیج در 28 دی 1359 بر اساس قانون ادغام سازمان بسیج ملی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مصوب مجلس شورای اسلامی، با عنوان واحد بسیج مستضعفین، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادغام و مسئولیت فرماندهی آن به سپاه واگذار شد.[1]

 

 

 

[1]. تلخیص از دایرةالمعارف دفاع مقدس، ج1، تهران: مرکز دایرةالمعارف پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، 1390، ص240ـ232.