حلبچه
شهر حلبچه در استان سلیمانیه عراق واقع شده که در جنگ تحمیلی توسط حکومت بعث بمباران شیمیایی شد.
حَلَبچِه از شهرهای منطقه کردستان عراق در 15– 10 کیلومتری مرز ایران در مجاورت پاوه و مریوان و 225 کیلومتری شمال شرقی بغداد است.[1] در جنوب شرقی این شهر، دریاچه دربندیخان، در شمال شرقی آن شهر خُرمال و در پنج کیلومتری شمال غربی آن شهر دوجیله قرار دارد که پیش از این یک منطقه نظامی بود.
در جنگ تحمیلی، روستاهای این منطقه در نتیجه سیاست صدام برای محدود کردن فعالیت کُردهای مخالف حکومت، ویران شد. حلبچه با حدود 60 هزار نفر، از مراکز فعالیت مخالفین حکومت بعث، به ویژه حزب اتحادیه میهنی کردستان به ریاست جلال طالبانی و نیروهای اسلامی طرفدار ایران بود.
از اواسط 1366، ایران در جبهه شمال غرب عملیاتهایی انجام داد. سلسله عملیات کربلای10، فتح 5، نصر 4، 7، 8، بیتالمقدس2، 3 و در نهایت عملیات والفجر 10 در محور ماووت (کردستان عراق) انجام شد.[2] کُردهای مخالف صدام در عملیات والفجر 10 که هدف آن تصرف شهرهای حلبچه، دوجیله و خُرمال بود، با ایران همکاری کردند.[3] ایران 7 روستای مرزی و 30 کیلومتر مربع از استان سلیمانیه را تصرف و به سلیمانیه در شمال عراق پیشروی کرد و مخزن آبی (سد) دربندیخان را تصرف نمود. این مخزن، نیروی برقآبی قسمت اعظم شمال شرقی عراق و بغداد را تأمین میکرد.
23 اسفند 1366، نیروهای ایران با کمک نیروهای اتحادیه میهنی کردستان حلبچه را تصرف کردند. عملیات ایران در حالی صورت گرفت که حکومت صدام از اوایل همین سال، در پی سرکوب کُردهای مخالف به فرماندهی علی حسن المجید برآمده و حمله به مردم بیپناه و غارت آنها را عملیات اَنفال نامیده بود.[4]
عراق برای جبران ناتوانی خود در مقابله با ایران و مردم منطقه از نیمروز 25 اسفند 1366 با بمبهای شیمیایی به شهر حلبچه حمله کرد.[5] 50 فروند هواپیمای عراق که هر یک 4 بمب شیمیایی به وزن 500 کیلوگرم حمل میکردند به شهر یورش بردند.[6] آمار اولیه کشتهشدگان حلبچه و مناطق اطراف آن 4 تا 5 هزار نفر اعلام شد و به دلیل آلودگی شیمیایی، دفن پیکرها، 3 هفته به طول انجامید. البته بر اساس گزارش تیپ ظفر سپاه پاسداران که مأموریت دفن اجساد را بر عهده داشت، تعداد کشتهشدگان این حادثه 1500 نفر است.[7]
به دنبال این اقدام وحشیانه گروه زیادی از مردم کردستان عراق به ایران پناه آوردند و 30 هزار نفر در استانهای کرمانشاه و کردستان، 6 هزار نفر در کرمان و تعدادی نیز در اردوگاههای سایر شهرها اسکان یافتند.[8] البته یک ماه قبل نیز 5 هزار نفر از مردم کرد روستاهای اطراف سلیمانیه به علت بمبارانهای وسیع شیمیایی عراق، ناچار محل سکونت خود را رها و از مرز سردشت و بانه وارد ایران شده و در اردوگاههای استانهای کردستان و باختران (کرمانشاه) ساکن شده بودند.[9]
با انتشار خبر این فاجعه انسانی، فرماندهان ایران امکانات خود را برای مداوای مصدومین حادثه و انتقال اهالی به مناطق امن به کار گرفتند. تیمهای پدافند شیمیایی نیز با برپایی چند اورژانس از افزایش تلفات مصدومین جلوگیری کردند. همچنین با استفاده از امکانات ترابری سپاه پاسداران، بالگردهای هوانیروز ارتش و وسایل نقلیه استانهای مرزی ایران،[10] مردم به نقاط امن در داخل مرزهای ایران منتقل شدند.[11]
ایران از روز اول فروردین 1367 برای جلب نظر مجامع جهانی و نهادهای بینالمللی به این فاجعه انسانی تلاش کرد. مکاتبات مسئولین ایران با همتایان خود در کشورهای مختلف و ارسال فیلمهای بمباران شیمیایی حلبچه در انعکاس فاجعه مؤثر واقع شد و همزمان ایران خواستار کمک جهانی برای مداوای مصدومین شیمیایی شد.[12] از 30 اسفند 1366 نیز به دعوت جمهوری اسلامی ایران نخستین گروه خبرنگاران رسانههای خارجی در منطقه حاضر شدند.[13] پخش تصاویر صحنههای بمباران حلبچه و پیکرهای پراکنده مردم در شهرها، روستاها و ارتفاعات منطقه از شبکههای تلویزیونی بسیاری از کشورها و چاپ عکسها و گزارشهای خبرنگاران، همچنین اعزام تعدادی از مصدومین شیمیایی به چند کشور اروپایی، آسیایی و امریکا در مدت کوتاهی، کشتار مردم دشت حلبچه را به مهمترین خبر دنیا تبدیل کرد. چندین تیم پزشکی از کشورهای مختلف راهی ایران شدند و کمکهای دارویی و پزشکی از سوی برخی نهادهای بینالمللی از جمله صلیب سرخ، سازمان پزشکان بدون مرز و برخی کشورها به ایران ارسال شد. موفقیت جمهوری اسلامی در جلب توجه افکار عمومی جهان باعث شد برای اولین بار دبیرکل سازمان ملل متحد، پارلمان و جامعه اقتصادی اروپا و بسیاری از دولتها اقدام حکومت صدام را محکوم کنند و نمایندگان دبیرکل سازمان ملل برای بررسی کاربرد سلاحهای شیمیایی راهی ایران شدند.[14]
19 اردیبهشت 1367 (9 می 1988) نیز قطعنامه 612 به اتفاق آرا به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. در این قطعنامه، ضمن ابراز نگرانی و محکوم کردن استفاده از سلاحهای شیمیایی از سوی هر دو کشور، از دو طرف منازعه خواسته شد از به کارگیری این سلاحها خودداری کنند. البته در این قطعنامه نه تنها عراق کاربرنده سلاحهای شیمیایی معرفی نشد، بلکه ایران به طور تلویحی به کاربرد سلاحهای شیمیایی متهم گردید.[15] گفته میشود علت اتهام به ایران این بود که در بعضی مناطق، باد گازهای شیمیایی استفاده شده علیه نیروهای ایران را به سمت عراقیها برده و برخی از آنها مصدومیتهای جزئی پیدا کرده بودند. حکومت بعث همین موارد را در رسانهها سند استفاده ایران از سلاحهای شیمیایی معرفی کرده بود.
ابعاد بینالمللی فاجعه حلبچه تحت تأثیر رویدادها و تحولات بعدی جنگ قرار گرفت و به فراموشی سپرده شد تا اینکه پس از حمله نظامی آمریکا به عراق و فروپاشی حکومت بعث در سال 1382، عاملان این جنایت در عملیات انفال و بمباران شیمیایی حلبچه محاکمه شدند. علی حسن المجید، پسرعموی صدام و عامل اصلی حملات شیمیایی، به اعدام محکوم شد؛ صدام نیز یکی از متهمان این پرونده بود که قبل از صدور حکم دادگاه انفال، به اتهام کشتار شیعیان عراق، در 9 دی 1385 (30 دسامبر 2006) اعدام شد.[16]
حلبچه پس از بمباران شیمیایی به دلیل آلودگی شدید خالی از سکنه شد و ساکنان این منطقه، شهر را در فاصله 3 کیلومتری از محل حادثه، از نو بنیان نهادند و آن را حلبچه تازه و شهر بمباران شده را که اکنون خالی از سکنه است حلبچه قدیم نامیدند.[17]
منابع و ارجاعات
- [1]. وبسایت تابناک، «حلبچه»، www. tabnak. ir/fa/tags/4218.
- [2]. دانشنامه جهان اسلام، «حلبچه»، https://rch.ac.ir/article/Details?id=13525.
- [3]. همان؛ ایزدی، یدالله، روزشمار جنگ ایران و عراق (عملیات والفجر-10)، ج 54، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1392، ص 17.
- [4]. دانشنامه جهان اسلام، همان.
- [5]. همان.
- [6]. السامرایی، وفیق، ویرانی دروازه شرقی، ترجمه عدنان قارونی، تهران، مرکز فرهنگی سپاه پاسداران، 1377، ص 112.
- [7]. ایزدی، یدالله، «بمباران شیمیایی حلبچه تکرار فاجعه هیروشیما»، فصلنامه نگین ایران، ش 44، بهار 1392، ص 14.
- [8]. همان.
- [9]. همان.
- [10]. همان، ص 5.
- [11]. همان، ص 6.
- [12]. همان.
- [13]. ایزدی، یدالله، روزشمار جنگ ایران و عراق (عملیات والفجر-10)، ص 21.
- [14]. ایزدی، یدالله، «بمباران شیمیایی حلبچه تکرار فاجعه هیروشیما»، همان، ص 6.
- [15]. دانشنامه جهان اسلام، همان.
- [16]. همان.
- [17]. وبسایت تابناک، همان.