دوشنبه 5 آبان 1359؛ سیوششمین روز جنگ تحمیلی
سمیرا علیزاده
338 بازدید
عدهای از مردم و دانشجویان ایرانی خارج از کشور، برای پیوستن به نیروهای مردمی در جبهههای جنگ اعلام آمادگی کردند.[1]
در پی اشغال خرمشهر، نیروهای عراق فشار خود را در جبهههای دیگر افزودند و برای تکمیل محاصره آبادان، با تانک و نیروهای پیاده بهطرف ایستگاه ۷ هجوم آوردند و خسارات و تلفاتی وارد کردند.[2]
جنگندههای ایران به مواضع دشمن در منطقه آبادان حمله کرده و یک آتشبار توپخانه خمسهخمسه و یک آتشبار زمین به هوا و ده دستگاه کامیون را منهدم کردند.[3]
یگانهای زرهی نیروهای دشمن که تقریباً بر تمام خرمشهر مسلط شدهاند، در شمال غربی این شهر مستقر هستند.[4]
اهالی آبادان و حومه، شهر را تخلیه کرده و به سمت ماهشهر حرکت کردند. نیروهای دشمن نیز در شش تا هشت کیلومتری شمال رودخانه بهمنشیر مستقر شدهاند.[5]
اهواز زیر آتش توپخانه قرار گرفت و به بیمارستان رازی و اداره کشاورزی خساراتی وارد شد و چهار غیرنظامی مجروح شدند.[6]
با وجودی که جاده خرمشهر ـ آبادان زیر آتش توپخانه و خمپاره دشمن قرار دارد، ولی رفت و آمد در آن جاری است.[7]
نیروهای عراقی و افراد جبهه التحریر (گروه تجزیهطلب اهواز) در بُستان، منازل و مغازهها را غارت کردند.[8]
هواپیماهای عراقی، شهرهای آبادان، ماهشهر و اهواز را بمباران کردند و یک بالگرد عراقی در اطراف ماهشهر هدف قرار گرفت.[9]
تأسیسات گارد ساحلی در خسروآباد (خوزستان)، زیر آتش توپخانه دشمن قرار گرفت.[10]
تبادل آتش در محور کوت (خوزستان) و ارتفاعات اللهاکبر (خوزستان) ادامه داشت و نیروهای ایران مانع پیشروی دشمن شدند.[11]
آتش توپخانه نیروهای ایران در منطقه پل نادری کرخه (خوزستان)، یک تانک عراقی را به آتش کشید.[12]
در محور اهواز ـ آبادان هوانیروز در چند عملیات خساراتی به دشمن وارد کرد. پنج دستگاه تانک، چهارده دستگاه خودروی نظامی، یک عراده توپ منهدم و سی نفر از افراد دشمن کشته شدند.[13]
هواپیماهای دشمن به آبادان حمله کرده و به شش خانه و یک مسجد خساراتی وارد کردند.[14]
در حمله هواپیماهای دشمن به سربندر آبادان، چهار نفر شهید و هشت نفر مجروح شدند.[15]
در جبهه دزفول، نیروهای ایران در منطقه دشت عباس (ایلام) یک ستون از نیروهای عراقی را متلاشی، دو تانک را منهدم و شصت نفر از آنها را به هلاکت رساندند.[16]
در محور ایلام، نیروهای ایران با آتش توپخانه، تعدادی تانک و خودروی دشمن را منهدم کردند.[17]
نیروهای دشمن با دوازده هلی کوپتر و تانک سر پل ذهاب(کرمانشاه) را زیر آتش گرفتند و در قصر شیرین(کرمانشاه) شهر از اهالی تخلیه شد.[18]
بالگردهای نیروی زمینی ارتش مستقر در مسجدسلیمان به یگانهای دشمن در منطقه قینهچو حمله کردند و خساراتی وارد آوردند.[19]
جنگندههای نیروی زمینی ارتش به مواضع دشمن در منطقه دزفول، حمله کردند و یک قبضه توپ و دوازده دستگاه خودروی سبک و سنگین را منهدم کردند و سی نفر از افراد دشمن کشته شدند.[20]
در منطقه ماهشهر یک فروند بالگرد شنوک (بالگرد ترابری نیمهسنگین) مورد اصابت راکت هواپیماهای دشمن قرار گرفت و سقوط کرد. دو درجهدار شهید و یک افسر و یک درجهدار مجروح شدند.[21]
در شوش براثر اصابت گلوله خمپارهانداز دشمن، یک سرباز شهید و یک سرباز مجروح شد.[22]
در منطقه غرب کرخه آتش توپخانه به مواضع دشمن خساراتی وارد آورد و یک انبار مهمات و دو خودرو منهدم شد.[23]
در ایلام نیروهای عراق قصد تصرف ارتفاعات ملکشاهی، مشرف به مهران، را داشتند که با آتش نیروهای ژاندارمری و ایل ملکشاهی مجبور به عقبنشینی شدند. در این عملیات تلفات شدیدی به دشمن وارد شد.[24]
هشت فروند بالگرد دشمن به ارتفاعات مقابل سرابگرم (کرمانشاه) حمله کردند که با شلیک پدافند هوایی، یک فروند از آنها در خاک عراق سرنگون شد و بقیه متواری شدند.[25]
در حمله جنگندههای هوانیروز در منطقه آبدانان (جنوب ایلام)، دو دستگاه تانک و چهار دستگاه خودرو دشمن منهدم و پنجاه نفر کشته شدند.[26]
در محور «سنندج ـ دیواندره» (حسینآباد)، در یک درگیری بین نیروهای ایران و ضدانقلاب، چهار نفر از نیروهای خودی مجروح شدند.[27]
ضدانقلاب به پاسگاه کانیمیران سنندج حمله کرد.[28]
یازده مین ضدنفر و ضدتانک که عناصر ضدانقلاب کار گذاشته بودند، در جادههای پیرانشهر، جلدیان و تمرچین کشف شد.[29]
حزب دموکرات کردستان چند تن از افسران و درجهداران عراق را که قصد تسلیمشدن داشتند، دستگیر و به مقامات نظامی عراق تحویل داد.[30]
سه سرباز و یک مأمور امنیتی عراق در مریوان (کردستان)، به نیروهای ایران پناهنده شدند.[31]
هواناوهای نیروی دریایی در پنج نوبت پرواز، از بندر امام خمینی به آبادان و بالعکس، ۲۷۴ نیرو، ۴۵ مجروح، شش شهید، پنج تُن مهمات و تعدادی وسایل و خودروهای نظامی را جابهجا کردند.[32]
علیشمس اردکانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، از شورای امنیت خواست تا تجاوز پیشبینیشده عراق را محکوم کند.[33]
دادستان انقلاب اسلامی اهواز، در مورد حضور گروههای سیاسی (سازمان مجاهدین خلق) در مناطق جنگی، اطلاعیهای صادر کرد: اکنون که وحدت تمام نیروهای مسلمان ضروری است، دیگر جای گروه و دستهبازی نیست و هر فردی میتواند در بسیج مستضعفین به فعالیت بپردازد. جای تعجب است که عدهای در پوشش گروه یا سازمان سیاسی در مناطق جنگی، مستقل از ستاد جنگ و ارگانهای انقلاب فعالیت کند، اگر راست میگویید نیرو و امکانات خود را در اختیار جهاد سازندگی یا بسیج مستضعفین قرار دهید، در غیر این صورت تحت تعقیب دادسرای انقلاب اسلامی قرار خواهید گرفت.[34]
مقامات چین بار دیگر به شوروی هشدار دادند تا از جنگ ایران و عراق به نفع خود بهرهبرداری نکند.[35]
به گزارش نماینده دفتر مرکزی در دهلینو، تعدادی از مسلمانان ایرانی و هندی از نقاط مختلف هند برای اعلام همبستگی با ایران، در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در بمبئی، گرد آمدند.[36]
صدام در دیدار با فرستاده ایندیرا گاندی (نخستوزیر هند)، گفت برای آتشبس و مذاکره با ایران آماده است، ولی همچنان بر حق حاکمیت خود بر شطالعرب، پافشاری میکند و نمیتواند از آن دست بردارد.[37]
نیروی هوایی تلفات نیروهای خود را از شروع جنگ تا به امروز ۸۴ شهید، ۵۰ مجروح، ۲۵ اسیر و ۱۰۴ مفقود الاثر اعلام کرد.[38]
[1]. لطفاللهزادگان، علیرضا، روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب پنجم: هویزه، آخرین گامهای اشغالگر، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1373، ص31.
[2]. همان، ص26.
[3]. پورداراب، سعید، تقویم تاریخ دفاع مقدس (پلهای تسخیرناپذیر حوادث آبان 1359)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص119.
[4]. همان، ص114.
[5]. همان، ص113.
[6]. همان، ص115.
[7]. لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص26.
[8]. همان، ص27.
[9]. همان.
[10]. پورداراب، سعید، همان، ص114.
[11]. همان، ص115.
[12]. همان، ص116.
[13]. همان.
[14]. همان، ص119.
[15]. همان.
[16]. لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص27.
[17]. همان.
[18]. همان، ص28.
[19]. پورداراب، سعید، همان، ص115.
[20]. همان، ص124.
[21]. همان، ص115 و 116.
[22]. همان، ص116.
[23]. همان.
[24]. همان، ص117.
[25]. همان.
[26]. همان، ص118.
[27]. همان، ص119.
[28]. لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص28.
[29]. پورداراب، سعید، همان،ص119.
[30]. لطفاللهزادگان، علیرضا،همان، ص28.
[31]. پور داراب، سعید، همان، ص119.
[32]. همان، ص121.
[33]. لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص29.
[34]. همان، ص30.
[35]. همان، ص33.
[36]. پورداراب، سعید، همان، ص126.
[37]. لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص31.
[38]. پورداراب، سعید، همان، ص120.