مکانها
بانه
مریم آخوندیان
37 Views
بانه از شهرهای استان کردستان و هممرز با عراق است که بعد از پیروزی انقلاب درگیر گروهکهای تجزیهطلب شد و در جنگ تحمیلی نیز بارها هدف بمباران هوایی و شیمیایی ارتش دشمن قرار گرفت.
بانه در غرب استان کردستان، در 270 کیلومتری شمال غربی سنندج، 21 کیلومتری مرز و در 75 کیلومتری شهر ماووت عراق قرار دارد. این شهر از شمال غرب به سردشت، از جنوب به ارتفاعات مرزیِ متصل به منطقه فرورفتگی شیلر در خاک عراق، از شمال شرق به سقز و از غرب به منطقه بوالحسن و مرز مشترک با عراق محدود است.[1] بانه از شمال به ارتفاعات آذربایجان غربی پیوسته و دنباله ارتفاعات شرق ترکیه و شمال کردستان عراق است.
بانه منطقهای کوهستانی است که در بین ارتفاعات شمالی آن، دشتهای کموسعت مرتفع و درههای نسبتاً باز، مناطق مناسبی برای کشاورزی آبی و دیمی به خصوص کشت گندم وجود دارد.[2] آب و هوای منطقه نسبتاً سرد و مرطوب است. ارتفاعات بانه پوشیده از جنگل طبیعی است که به جنگلهای سردشت و مریوان میپیوندد.
مردم بانه کرد و از نژاد مادها هستند. زبان مردم بانه کردی سورانی با لهجه سلیمانیهای است. مردم بانه مسلمان و اهل سنت و پیرو مذهب شافعی هستند.[3]
بانه دو جاده ارتباطی مهم دارد؛ جاده سقز - بانه که از آن به سنندج (مرکز استان) و دیگر شهرهای کشور متصل میشود و جاده بانه - سردشت که نزدیک مرز ایران و عراق است؛ مناطق مهم دوران دفاع مقدس در غرب این جاده واقع شده و گردنههای معروف کوخان و دارساوین نیز در این مسیر قرار دارند.[4]
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حجتالاسلام صادق خلخالی و آیتالله میرزامهدی شاهآبادی توسط حکومت پهلوی به این شهر تبعید شده بودند که در روزهای پایانی حکومت شاه، همراه مردم این خطه بودند و مردم حمایت خود را از انقلاب اسلامی و امام خمینی اعلام کردند. این شهر پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همچون بسیاری از شهرهای استان کردستان، دچار حوادث گوناگون شد و از شرارت گروهکهای تجزیهطلب آسیب دید.[5]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی سید جلال حسینی برادر سید عزالدین حسینی، امام جمعه اهل سنت مهاباد و رهبر معنوی حزب کومله، با حمایت دولت موقت انقلاب اسلامی و دریافت 400 قبضه سلاح و مقادیر قابل توجهی مهمات، کمیته انقلاب اسلامی بانه را راهاندازی کرد، ولی بعد از مدتی ضمن اعلام جنگ مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی، با حمله به مقر جهاد سازندگی بانه و سایر مراکز و ادارات، شهر را اشغال کردند؛ این افراد در 6 شهریور 1358، گروهان ژاندارمری بانه را خلع سلاح و پادگان تیپ بانه را محاصره کردند. در بانه، علاوه بر طرفداران شیخ جلال حسینی، احزاب تجزیهطلب دموکرات، کومله و چریکهای فدایی خلق نیز فعالیت داشتند.
شهر بانه در 12 شهریور 1358، توسط نیروهای سپاه پاسداران و ارتش ایران به فرماندهی دکتر مصطفی چمران (شهید) آزاد و سید جلال به عراق پناهنده شد و افراد او و سایر گروهکها، در اطراف مرز متواری شدند.[6] پس از آن بر اساس توافق هیأت اعزامی دولت موقت انقلاب اسلامی به منطقه، ارتش باید از داخل شهرها به پادگانها برمیگشت و سپاه پاسداران هم باید از منطقه خارج میشد و حفاظت از منطقه، به ژاندارمری سپرده میشد. البته عملاً با توجه به شرایط انقلاب، ژاندارمری به طور مستقل توانایی انجام این مأموریت را نداشت و این بهترین فرصت را برای ضدانقلاب فراهم کرد تا به بازسازی و تجدید سازمان بپردازد.[7]
در این اوضاع و احوال، ضدانقلاب به توافق منعقده با دولت موقت انقلاب اسلامی وفادار نماند و با حمایت رژیم بعث عراق و سر دادن شعار خودمختاری و در اصل تجزیهطلبی، به نیروهای نظامی و انتظامی کشور اعم از ارتش، شهربانی، ژاندارمری و سپاه پاسداران حمله و پاسگاهها و پایگاههای نظامی و انتظامی را اشغال میکرد. نتیجه آن شد که بسیاری از شهرهای کردستان دوباره به دست ضدانقلاب افتاد.[8]
پادگان تیپ یک لشکر 28 سنندج (ارتش) در بانه، از اوایل اردیبهشت 1359 به محاصره افراد مسلح حزب دمکرات درآمد. سپاه پاسداران غرب کشور، برای جلوگیری از سقوط پادگان بانه، تعدادی از نیروهای گردان یک سپاه تهران را که برای اجرای مأموریت به کرمانشاه رفته بودند، با بالگرد به بانه اعزام کرد تا به کمک نیروهای ارتش و سپاه محاصره شده در پادگان بشتابند که موفق نیز شدند.[9] در این اوضاع و احوال بحران در کردستان به اوج رسید و حتی سنندج به اشغال ضدانقلاب درآمد. سرانجام نیز، نیروهای انقلاب در 26 اردیبهشت 1359 سنندج و باشگاه افسران این شهر را که مظهر مقاومت و نقطه کلیدی شهر بود آزاد کردند.[10]
شهر بانه از ضدانقلاب پاکسازی شد، اما روستاها و مناطق اطراف همچنان زیر سیطره ضدانقلاب قرار داشت که به تدریج پاکسازی شد.[11]
در طول جنگ تحمیلی، بانه و حومه آن 77 بار توسط هواپیماهای عراق بمباران شد. به عنوان نمونه در ۳ آبان 1362، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی کردند که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمبهای شیمیایی حاوی آرسنیک و نیتروژن موستارد، موسوم به بمبهای تاولزا استفاده شد. [12]
البته دلخراشترین حوادث بانه، بمباران روز 15 خرداد 1363 این شهر است. در این روز مردم بانه در پارک شهر، برای برگزاری مراسم بزرگداشت سالروز واقعه 15 خرداد 1342 تجمع کرده بودند که هدف حمله هوایی دشمن قرار گرفتند.[13] در این بمباران، 605 نفر شهید و حدود 100 نفر مجروح شدند؛ 215 نفر از شهدا از مردم بانه و 390 نفر از رزمندگانی بودند که از سایر نقاط آمده بودند.[14] پس از این واقعه، با توصیه دبیرکل سازمان ملل متحد مبنی بر رعایت توافق ژوئن 1984 بین ایران و عراق درباره توقف جنگ شهرها، چند ماه شهر آرام بود، اما پس از 7 ماه حکومت صدام مجدداً بمباران شهرهای ایران را از سر گرفت و رادیو و تلویزیون بغداد اعلام کرد 30 شهر ایران از جمله بانه را بمباران خواهد کرد. این تهدید عراق در زمستان بود و مردم با سرما و یخبندان دست و پنجه نرم میکردند و دما در برخی مواقع به 20 تا 25 درجه زیر صفر میرسید. در این شرایط، روز 15 اسفند 1363 مردم مجبور شدند شهر بانه را تخلیه کرده و به روستاهای اطراف پناه برند و آواره شدند.
روز 19 اسفند 1363، هواپیماهای عراق باز هم شهر بانه را، از مسجد جامع تا کارخانه برق، بمباران کردند. در این بمباران، بیشتر خانهها و مغازهها ویران شد و گرچه عمده مردم شهر را ترک کرده بودند، اما 50 نفر شهید شدند.[15] در 8 فروردین و 5 خرداد 1364 نیز، بانه مجدداً بمباران شد و 30 نفر شهید شدند.[16]
شدیدترین بمباران شهر بانه مربوط به 7 خرداد 1364 است. در این روز این شهر دو مرتبه مورد هجوم هوایی صدام قرار گرفت. در این بمباران شرکت نفت طعمه آتش شد و کمبود سوخت باعث از کار افتادن خودروها گردید. در روزهای ۱۱، ۲۰ و ۲۱ خرداد نیز مناطق مسکونی شهر بمباران و خانهها و مغازههای باقیمانده ویران شد.[17]
در 12 دی 1364 نیز، هواپیماهای عراق به بانه حمله کردند و عدهای از مردم شهید و زخمی شدند و مردم مجدداً در سرما آواره شهرها، روستاها و جادهها شدند. در 4 و 6 بهمن 1364 نیز بانه بمباران شد اما شهر سکنه بسیار کمی داشت. در 11 اسفند 1364 نیز، بانه و چند روستا بمباران شیمیایی شد.[18]
خالی شدن شهر برای دفاع در برابر بمبارانها، محل امنی برای پنهان شدن گروهکهای ضدانقلاب شامل منافقین، کومله و دموکرات ایجاد کرده بود. آنها روزها در خانهها مخفی میشدند و با استفاده از تاریکی شب، در صدد ضربه زدن به پایگاهها و مواضع نیروهای نظامی و انتظامی بودند.[19] البته مناطق و ارتفاعاتی که به اشغال ضدانقلاب درمیآمد با تلاش نیروهای نظامی، انتظامی و مردمی پاکسازی میشد.[20] از همان روزهای اول آزادی شهر نیز، رزمندگان در شهر مستقر شدند ولی ضدانقلاب، در مناطق اطراف شهر مقر داشت و به تدریج از نقاط روستایی نیز رانده شد. با آغاز عملیات برونمرزی نیروهای ایران نیز که عمدتاً در اطراف شهر ماووت عراق بود، بانه به محل استقرار رزمندگان تبدیل شد و ضدانقلاب از این منطقه گریخت.[21]
شهید قاسم نصرالهی فرمانده سپاه بانه در 12 تیر 1367 در منطقه سورکوه (اطراف شهر بانه) به شهادت رسید.[22]
یادمان شهدای سیرانبند بانه در نقطه صفر مرزی ایران و عراق بنا شده و محل دفن 10 نفر از شهیدانی است که روز 18 تیر 1361/ 17 رمضان، بعد از تحمل 9 ماه اسارت به دست ضدانقلاب، به شهادت رسیدند و پیکرشان پس از چند روز توسط اهالی محل به خاک سپرده شدند.[23]
با رونق گرفتن فعالیتهای بازرگانی و تجاری خصوصاً با احداث بازارچه مرزی سیرانبند در سال 1373، بانه به انبار کالاهای وارداتی و صادراتی بین ایران و عراق تبدیل شد. [24]
[1]. جعفرزاده، حسن، نبرد ماووت (شرح عملیات نصر4)، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1400، ص 90 و 91.
[2]. فرهنگ آبادیهای کشور (استان کردستان، شهرستانهای بانه، کامیاران، سروآباد)، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1385، ص 3.
[3]. جعفرزاده، حسن، همان، ص 91.
[4]. نیری، حسین، بانه، تهران، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، 1394، ص 18.
[5]. همان، ص 31 و 32.
[6]. همان، ص 32 و 33.
[7]. همان، ص 33.
[8]. همان، ص 37.
[9]. همان، ص 38.
[10]. همان، ص 41.
[11]. همان، ص 56.
[12]. نیری، حسین، همان، ص59؛ سایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، https://psri.ir/?id=lfloacc1gp.
[13]. همان، ص59.
[14]. همان، ص 68.
[15]. همان، ص 71-68.
[16]. همان، ص 70.
[17]. همان، ص 70 و 71.
[18]. همان، ص 71 و 72.
[19]. همان، ص 75.
[20]. هان، ص 84-78.
[21]. همان، ص 84.
[22]. همان، ص 89
[23]. همان، ص 56 و 57.
[24]. سایت بانه پدیا، https://www.banehpedia.com/posts/reviews-on-baneh/development-of-baneh.

