مکانها
لیبی
محسن شیرمحمد
2 Views
لیبی از معدود کشورهایی بود که در دوران دفاع مقدس تجاوز عراق علیه ایران را محکوم کرد و کمکهای تسلیحاتی در اختیار ایران قرار داد.
لیبی با جمعیتی معادل 4/6 میلیون نفر[1] و 1759540 کیلومتر مربع مساحت در شمال قاره آفریقا قرار دارد و پایتخت آن طرابلس است. این کشور در سال ۱۹۵۱ استقلال خود را از انگلستان به دست آورد. در سال 1969 سرهنگ معمر قذافی طی یک کودتای آرام، قدرت را در لیبی به دست گرفت.[2] وی با وجود اعلام سیاست عدم تعهد، به سبب روابط نزدیکی که با اتحاد جماهیر شوروی برقرار کرد، لیبی را به پایگاهی برای توسعه نفوذ شوروی در منطقه تبدیل کرد.[3]
روابط سیاسی ایران و لیبی پیش از به قدرت رسیدن قذافی و برای نخستین بار در سال ١٣٤٦ برقرار شد. این روابط پس از روی کار آمدن قذافی ادامه یافت و در سال ١٣٤٧ سفیر ایران در تونس، علاوه بر این کشور، سفیر ایران در لیبی نیز شد. به دنبال اعمال حاکمیت ایران در جزایر سهگانه خلیج فارس در سال ۱۳۵۰، دولت لیبی مخالفت خود را با آن اعلام کرد و بدین ترتیب روابط دو کشور به سردی گرایید.[4]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت لیبی حمایت خود را از انقلاب اسلامی اعلام کرد و هیئتی را به سرپرستی سرگرد عبدالسلام جلود، نخستوزیر این کشور به ایران فرستاد که با امام خمینی نیز دیدار کردند. در آبان ۱۳۵۸ فرستاده وزیر خارجه لیبی و وزیر خارجه دولت موقت ایران با یکدیگر ملاقات و موافقت کردند روابط سیاسی بین دو کشور از سر گرفته شود. اولین سفیر لیبی در ایران بعد از انقلاب اسلامی سعد مجبر بود که در خرداد ۱۳۵۹ وارد تهران شد و متقابلاً ایران نیز در مهر ۱۳۵۹ سفارت خود را در طرابلس افتتاح کرد. البته به دلیل ربوده شدن موسی صدر که در لیبی مفقود شده بود، نماینده لیبی از طرف دولت موقت انقلاب اسلامی به گرمی مورد استقبال قرار نگرفت. امام موسی صدر بانفوذترین شخصیت مسلمان لبنان در ۳ شهریور ۱۳۵۷، بنا بر دعوت رسمی معمر قذافی وارد لیبی شد و در روز ۹ شهریور ناپدید گردید.[5] این موضوع روابط ایران و لیبی را پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحت تأثیر قرار داد و همواره مانع بزرگی در راه بهبود روابط دو کشور بود به طوری که امام خمینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود درخواست قذافی برای ملاقات با ایشان، وی را نپذیرفتند؛ از نظر ایران مسئولیت ربوده شدن امام موسی صدر متوجه دولت لیبی بود.[6]
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، لیبی به طور رسمی این جنگ را محکوم کرد و عراق را متجاوز شناخت.[7] در طول جنگ تحمیلی، ایران در میان کشورهای عربی، نزدیکترین روابط سیاسی اقتصادی را بعد از سوریه با لیبی برقرار کرد.[8]
عملکرد دولت لیبی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به دو مرحله تقسیم میشود. در مرحله نخست که از تهاجم نظامی عراق به ایران و پیشروی در خاک کشور آغاز میشود، لیبی مواضع قاطعی در محکومیت عراق و حمایت از ایران اتخاذ کرد و جنگ علیه ایران را توطئه امپریالیسم و صهیونیسم خواند. یکی از علل همراهی لیبی با ایران، خصومت این کشور با عراق و مقابله با توسعهطلبی آن در جهان عرب بود.[9] برای ایران ارتباط با لیبی مزایای بسیاری داشت، از جمله این مزایا تأمین تجهیزات و تسلیحات مورد نیاز از این کشور بود. تدارک و تهیه تسلیحات یکی از مشکلات ایران در جنگ بود که لیبی در این زمینه کمک میکرد. ایران در طول جنگ تحمیلی، توانست بدون داشتن رابطه با بلوک شرق و به ویژه شوروی، از طریق لیبی و سوریه از کشورهای بلوک شرق تسلیحات فراهم کند. علاوه بر سوریه، لیبی نیز از منابع با واسطه تأمین و خرید تجهیزات و ادوات نظامی مورد نیاز ایران از کشورهای دیگر به ویژه شوروی بود.[10] به عنوان نمونه ایران تا سال 1363 موشک زمین به زمین نداشت.[11] در این دوره و در پی ادامه حملات موشکی عراق به شهرهای کشور، ایران توانست یک سکوی پرتاب موشک اسکاد - بی به همراه ۳۰ فروند از این نوع موشک را از لیبی دریافت کند.[12] همچنین ایران توانست سامانه موشک ضد هوایی سام-2 را نیز از لیبی دریافت کند.[13]
سطح مناسبات اقتصادی ایران و لیبی از سال ۱۳۶۰ به موازات روابط سیاسی و افزایش دیدارهای مقامات دو کشور ارتقا یافت.[14] البته حمایت لیبی از ایران در جنگ تحمیلی، متأثر از عوامل اقتصادی نیز بود. در شرایط جنگی، ایران برای ادامه حمایتهای لیبی از ایران در جنگ تحمیلی، امتیازاتی از جمله ساخت برخی پروژههای ساختمانی، مانند احداث 1500 واحد مسکونی در طرابلس، به این کشور اختصاص داد.[15] روابط اقتصادی ایران و لیبی در سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) نیز مشهود بود؛ ایران بدون کمک کشورهایی مانند لیبی نمیتوانست نقش فعالی در اوپک داشته باشد.[16]
مرحله دوم روابط ایران و لیبی مربوط به سال 1364 و بعد از آن است. با پیروزی نیروهای نظامی ایران، به ویژه در دو عملیات فتح فاو (1364) و کربلای 5 (1365)، موجی از نگرانی در میان دولتهای عرب منطقه خلیج فارس و قدرتهای بزرگ ایجاد شد. این موج، نگرانیهایی نیز در دولت لیبی ایجاد کرد و در پی واکنش دولتهای منطقه و قدرتهای بزرگ جهانی در قبال پیروزیهای ایران، به تدریج حمایتهای لیبی از ایران کاهش یافت و این کشور کوشید همگام با فشارهای منطقهای و تلاش قدرتهای بزرگ برای پایان دادن به جنگ تحمیلی، سیاست معتدلتری نسبت به ایران در پیش گیرد.[17] در ادامه جنگ، موضع لیبی نسبت به ایران تغییر کرد و تنشهایی در روابط با ایران به وجود آمد. در چنین شرایطی، رفتارهای لیبی با ایران متناقض بود و کوشید با افزایش تحرکات دیپلماتیک و رایزنی با کشورهای منطقه حتی با عراق، ایران را به پایان دادن به جنگ تحمیلی ترغیب کند. لیبی انتقاد از سیاستهای ایران در قبال جنگ تحمیلی را آغاز کرد و در تیر 1365، سفیر این کشور در اجلاس سران عرب در قاهره، ضمن حمایت از موضع ایران در جنگ، بر مخالفت لیبی با تصرف هر نقطه از خاک عربی به دست نیروهای یک کشور غیر عرب تأکید کرد.[18] قذافی اواخر سال 1365، اعلام کرد دفاع از انقلاب ایران توسط لیبی با بمباران بغداد سازگار نیست. در این دوره روابط ایران و لیبی به دلیل احتمال پیروزی قطعی ایران در جنگ تحمیلی به سردی گرایید و عراق نیز از موضع جدید لیبی استقبال کرد. با این حال روابط تسلیحاتی ایران و لیبی همچنان ادامه داشت. آمریکا در شهریور سال 1366، لیبی را با این ادعا که به ایران مین فروخته است، تهدید کرد. لیبی نیز در نامهای به دبیرکل سازمان ملل، ادعای آمریکا را رد کرد. قذافی با دروغ خواندن این ادعاها اعلام کرد که باید فشارها علیه ایران ادامه یابد تا جنگ را متوقف کند. این موضعگیریها درنهایت به جایی رسید که قذافی در تیر 1367 و در اجلاس الجزایر، پس از حمایت شدید اعراب از عراق[19] گفت یکی از اشتباهات بزرگ زندگیام تهیه موشک برای ایران به منظور هدفگیری بغداد بود. در نهایت نیز در نتیجه تشدید فشارهای منطقهای و جهانی بر ایران برای پایان دادن به جنگ، لیبی در موضوع جنگ تحمیلی به دیگر کشورهای عرب پیوست؛ در مقابل روابط عراق و لیبی گسترش یافت.[20]
پس از جنگ تحمیلی، دولت ایران که در پی معلوم شدن سرنوشت امام موسی صدر بود، تا حدودی از لیبی فاصله گرفت.[21]
بهمن ۱۳۸۹ با دخالت غرب، اعتراضات گستردهای در لیبی علیه حکومت این کشور آغاز شد و در ۲۸ مهر ۱۳۹۰ با کشته شدن معمر قذافی حکومت وی پایان یافت.[22] پس از سقوط حکومت معمر قذافی، لیبی از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۵ (1390 تا 1394) فاقد دولت بود و به علت ادامه وخامت اوضاع امنیتی در لیبی و تشدید بحران، ایران سفارت خود در طرابلس را تخلیه و به تونس منتقل کرد.[23]
[1]. سمیعی اصفهانی، علیرضا و جعفر نوروز نژاد، «انقلاب لیبی؛ دولت شکننده و چالشهای گذار سیاسی»، فصلنامه رهیافت سیاسی و بینالمللی، ش 38، تابستان 1393، ص 89.
[2]. محجوب، محمود و فرامرز یاوری، گیتاشناسی کشورها، تهران، انتشارات گیتاشناسی، چ چهارم، 1365، ص 293 تا 295.
[3]. سلطانینژاد، احمد، سیاست خارجی لیبی در جنگ ایران و عراق، تهران، انتشارات صفحه جدید، 1392، ص 59.
[4]. همان، ص 68.
[5]. همان، ص 71.
[6]. همان، ص 72.
[7]. همان، ص 77.
[8]. همان، ص 75.
[9]. همان، ص 76.
[10]. همان، ص 80.
[11]. کردزمن، آنتونی و آبراهام واگنر، درسهای جنگ مدرن - جنگ ایران و عراق، ج 2، مترجم حسین یکتا، نشر مرزوبوم، 1390، ص 444.
[12]. علایی، حسین، روند جنگ ایران و عراق، ج 2، تهران، مرز و بوم، 1391، ص 82.
[13]. احمدی، محمدعلی، اطلس پدافند هوایی سپاه در دوران دفاع مقدس، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1400، ص 178.
[14]. یوسفنژاد، ابراهیم، «روابط ایران و لیبی: فرصتها و محدودیتها»، فصلنامه مجلس و پژوهش، سال نهم، ش 35، پاییز 1381، ص 91.
[15]. سلطانینژاد، احمد، همان، ص 83 و 84.
[16]. همان، ص 84.
[17]. همان، ص 85.
[18]. همان، ص 86.
[19]. همان،ص 87.
[20]. همان،ص 88.
[21]. یوسفنژاد، ابراهیم، همان، ص 103.
[22]. پوراسماعیلی، نجمیه، «لیبی از فروپاشاندن دولت تا دولتی فروپاشیده»، دوفصلنامه علمی تخصصی روابط آسیا آفریقا، ش1، بهار و تابستان 1403، ص 24.
[23]. روزنامه هممیهن، «ایران لیبی و سایه دیکتاتور»، 15 مرداد 1402، https://hammihanonline.ir.

