مکانها
کردستان
سجاد نادریپور
21 Views
استان مرزی کردستان در غرب ایران، در طول جنگ تحمیلی، هدف مشترک ضدانقلاب داخلی و دشمن خارجی بود.
استان کردستان با مساحتی حدود 29.137 کیلومتر مربع در غرب ایران قرار دارد و از شمال به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استانهای همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است و با این کشور 180 کیلومتر مرز مشترک دارد. مرکز استان شهر سنندج است.[1]
استان کردستان کوهها، تپهها، فلاتها و دشتهای مختلفی دارد. از لحاظ آبوهوایی نیز تحت تأثیر دو عامل خشکی تابستان و سرمای زمستانی کوهستان قرار دارد.[2]
استان کردستان 9 شهرستان، 23 شهر و 83 دهستان، 1767 آبادی دارای سکنه و 192 آبادی خالی از سکنه دارد.[3] سنندج، سقز، مریوان، بانه، بیجار، سروآباد، قروه، کامیاران، دیواندره و دهگلان شهرستانهای این استان هستند. دریاچه زریوار در مریوان نیز بزرگترین و تنها دریاچه آب شیرین ایران است. جمعیت استان 1.603.011 نفر است[4] که 7/99 درصد آنها مسلمان و بیشتر اهل سنت شافعی و بقیه شیعه هستند. شمار اندکی از مردم استان نیز حنفی، مالکی یا حنبلی هستند. گروههای اهل حق، یزیدی، صارمی، شبک، بجوران و کاکی نیز در استان سکونت دارند.[5] مردم کردستان به شاخههای مختلف زبان کردی سخن میگویند.[6]
به دلیل برخوردهای تبعیضآمیز و سرکوبگر حکومت پهلوی در استان کردستان، همواره این استان از فقر مادی و معنوی در رنج بود و اقدامات تجزیهطلبانه و ضد حکومتی در آن رواج داشت. با اوجگیری مبارزه مردم ایران علیه حکومت پهلوی در پاییز 1357 تظاهراتهایی در حمایت از انقلاب اسلامی در استان برپا شد و در دی و بهمن این سال نمادهای حکومت پهلوی در سنندج و سایر شهرهای استان پایین کشیده شد.[7]
استان کردستان، از همان روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، توسط گروههای تروریستی تجزیهطلب به آشوب کشیده شد. 36 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهها و جریانهای تجزیهطلب پادگان لشکر ۲۸ ارتش و ژاندارمری سنندج را اشغال کردند. در پی این اقدام، اوضاع سنندج متشنج شد و ضدانقلاب شایع کرد که جمهوری اسلامی قصد دارد گندم سیلوی سنندج را به قم و تهران منتقل کند و از مردم خواست برای جلوگیری از این اقدام، به استانداری، پادگان، صداوسیما، کمیته انقلاب اسلامی و سایر مراکز دولتی حمله کنند. این غائله که با یک خبر دروغ آغاز شد، پنج روز طول کشید و در آن ۹۹ نفر از مردم محلی و نیروهای نظامی و انتظامی کشته و حدود ۲۰۰ نفر مجروح شدند و در نهایت با صدور پیام امام خمینی خطاب به مردم کردستان و اعزام هیئتی به کردستان، پایان یافت.[8]
چند ماه بعد و درحالیکه هنوز اقدامات هیئت اعزامی به سنندج به پایان نرسیده بود، ضدانقلاب در ۲۳ تیر ۱۳۵۸، آشوب جدیدی در مریوان ایجاد کرد و با حمله به ساختمان سپاه پاسداران، ۱۷ نفر از پاسداران بومی را شهید و ۸ نفر را مجروح کرد. در این غائله یک پاسدار مجروح را با موزاییک سر بریدند و بدنش را اینسو و آنسو کشاندند و بدینترتیب ساختمان سپاه تازهتأسیس مریوان را اشغال کردند. در ادامه و با کشیده شدن دامنه آشوبها به سنندج و سقز و محاصره پادگانهای ارتش در این دو شهر، یک واحد از ارتش در سنندج خلع سلاح شده و عدهای از زنان مسلمان در مسجدی در سنندج به گروگان گرفته شدند. در واکنش به این اتفاقات، امام خمینی در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ پیامی صادر کردند و به نیروهای مسلح دستور دادند هرچه سریعتر مناطق کردستان را پاکسازی کنند تا امنیت در این بخش برقرار شود.[9]
پس از صدور فرمان امام خمینی، نیروهای ارتش و سپاه پاسداران، با همکاری نیروهای مردمی موفق شدند ظرف 15 روز، تمامی شهرهای استان را آزاد کرده و امنیت نسبی در این مناطق برقرار کنند. پس از برقراری آرامش نسبی در سطح استان، به دستور فرمانده ارتش، ادامه پاکسازی روستاها و مناطق مرزی به نیروهای ژاندارمری واگذار شد و ارتش به پادگانها بازگشت. با بازگشت نیروهای ارتش به پادگانها، باز هم زمینه برای اقدامات ضدانقلاب فراهم شد تا با اشغال مجدد شهرها، ناآرامیهای بعدی را ایجاد کند.[10] در این روزها، به درخواست سرکردگان ضدانقلاب و موافقت دولت موقت، دور جدید مذاکرات بین دولت و ضدانقلاب آغاز شد، اما پس از گذشت حدود 5 ماه و به نتیجه نرسیدن مذاکرات و اصرار گروهکها بر اخذ خودمختاری و در واقع تجزیه کردستان، دور جدیدی از عملیات آزادسازی شهرها توسط نیروهای نظامی آغاز شد و در مدت 6 ماه، از 10 بهمن 1358 تا 3 تیر 1359، شهرهای مهم استان بار دیگر از اشغال ضدانقلاب خارج شد.[11]
با آزادسازی شهرها، ضدانقلاب در روستاهای اطراف پراکنده شده و با کمین در راهها و جادهها، عبور و مرور شهروندان را مختل میکرد. به همین دلیل، پس از آزادسازی شهرها، پاکسازی محورهای ارتباطی در دستور کار قرار گرفت و ظرف مدت 2 سال از 17 اردیبهشت 1359 تا 24 اردیبهشت 1361، جادههای بینشهری استان و روستاهای اطراف جادهها از ضدانقلاب پاکسازی شد.[12]
پس از پاکسازی شهرها و جادههای اصلی، ضدانقلاب به مناطق مجاور جادههای فرعی که بعضاً میان چند روستا و آبادی قرار گرفته بود پناهنده شدند و با تأسیس پایگاه، این مناطق را ناامن کردند. در این مرحله، نیروهای مسلح ایران در مدت حدود 5 سال، از 3 دی 1359 تا 10 تیر 1364، با انجام 10 عملیات محدود و بزرگ، مناطق تحت اشغال ضدانقلاب را پاکسازی کردند و آنها را تا حاشیه مرزهای مشترک با عراق عقب راندند.[13]
ضدانقلاب با حمایت رژیم بعث عراق و با استفاده از معابر مرزی، به داخل کشور نفوذ میکردند و پس از خرابکاری به عراق بازمیگشتند. نیروهای خودی بدون بستن مرز، نمیتوانستند امنیت را در سطح استان برقرار کنند. به همین دلیل، نیروهای مسلح در آخرین مرحله مقابله با ضدانقلاب، مرزها را بستند و عقبه گروههای ضدانقلاب را قطع کردند و توانستند در قالب 5 عملیات در بین سالهای 1360 تا 1364، ضدانقلاب را در نواحی مرزی سرکوب کنند.[14]
این در حالی بود که پاییز 1359 که بخش قابل توجهی از توان رزمی کشور، درگیر مبارزه با ضدانقلاب در کردستان بود، حمله سراسری عراق به ایران آغاز شد. در ماههای ابتدایی جنگ تحمیلی کردستان فقط هدف حملات هوایی قرار گرفت. در این دوره، با توجه به هماهنگی میان ضدانقلاب و ارتش بعث، سیاست عراق در قبال استان کردستان ایران، اعزام افسران و درجهداران ارتش به مناطق مرزی و شهرهای استان کردستان برای جمعآوری اطلاعات، حمله هوایی به نوار مرزی ایران، شلیک توپ و خمپاره به روستاها و پاسگاههای مرزی، ارسال سلاح، تجهیزات و مهمات برای ضدانقلاب و گروههای تجزیهطلب، حمایت و پشتیبانی سیاسی و اقتصادی از ضدانقلاب و ایجاد شبکه اطلاعاتی بین ضدانقلاب و استخبارات ارتش عراق بود.[15] البته سه ماه بعد، در آذر ۱۳۵۹ و پس از آن که رزمندگان برای توسعه امنیت داخلی عملیاتهای موفقی در کردستان علیه ضدانقلاب انجام دادند، متجاوزان بعثی، ارتفاعات مرزی مریوان و سپس دامنه آن را اشغال کردند و تا ارتفاعات مرزی سقز و بانه گسترش یافتند. این در حالی بود که فعالیتهای گسترده ضدانقلاب، موانع متعددی برای نیروهای مدافع ایران ایجاد کرده بود و رزمندگان برای مقابله با متجاوزان عراقی باید این موانع را پشت سر میگذاشتند. نیروهای ایران نمیتوانستند تجاوز عراق را بیپاسخ بگذارند و نمیخواستند با تمرکز بر سرکوب ضدانقلاب از مقابله با تجاوز دشمن نیز غافل شوند، به ویژه آن که مناطق داخلی کردستان به طور نسبی پاکسازی شده و ضدانقلاب بیشتر به ارتش دشمن نزدیک شده بود و با همکاری یکدیگر علیه نیروهای ایران میجنگیدند. در این وضعیت، ضربه به ضدانقلاب هم به توسعه امنیت داخلی میانجامید و هم مانع گسترش و نفوذ ارتش دشمن میشد. همچنین ضربه به نیروهای دشمن نیز علاوه بر آن که متجاوزان را به عقب میراند، میتوانست زمینههای سرکوب گروههای تجزیهطلب را فراهم کند، به همین دلیل نیروهای ایران راهبرد تعقیب ضدانقلاب و تنبیه متجاوز را توأمان انتخاب کردند و هجوم عراق بعث را بیپاسخ نگذاشتند.[16]
ارتش عراق، سپاه یکم خود را در مرزهای شمالی با ایران مستقر کرده بود. سپاه یکم عراق، ماهها قبل از آغاز جنگ در این منطقه مستقر شده و از گروههای تجزیهطلب حمایت و پشتیبانی میکرد. فعالیت ضدانقلاب در کردستان که تعداد فراوانی از نیروهای خودی را در این منطقه درگیر کرده بود، هم مانع تمرکز کامل نیروهای خودی در جبهههای غرب و جنوب شده بود و هم حمله نیروهای ایران به شهرهای بزرگی چون سلیمانیه و کرکوک در عراق را که از مناطق مهم جبهه شمالی بودند، ناممکن کرده بود. به همین دلیل ارتش عراق در آغاز رسمی جنگ تحمیلی، هجوم زمینی در جبهه شمالی را ضروری ندانست و حتی لشکرهای ۷ و ۱۱ پیاده را که تحت امر سپاه یکم قرار داشتند، برای تقویت نیروهای خود به مناطق بازیدراز، خرمشهر و آبادان اعزام کرد. سپاه یکم ارتش عراق در آذر ۱۳۵۹، تهاجم خود را برای عبور از مرز ایران آغاز و به تدریج نوار مرزی ایران را از جنوب دره شیلر تا نوسود اشغال کرد.[17]
در پی اشغال مناطق مرزی استان کردستان، رزمندگان ایران با کمک نیروهای محلی و برای فشار به دشمن، عملیاتهایی اجرا کردند و با اعزام تیمها و گروههای نفوذی به داخل خاک عراق، پشت جبهه دشمن را ناامن کردند. مدتی بعد یگانهای سپاه پاسداران و ارتش، عملیاتهایی در مرزهای استان کردستان اجرا کردند. عملیاتهای دالانی، قوچ سلطان، پاسگاه شهدا، آسون، بانیبنوک، سلمان، والفجر ۴، والفجر 9، کربلای ۱۰ و نصر4 از آن جملهاند.[18]
پس از تجاوز عراق ، در ۲۲ روستای منطقه کردستان با ۱۳۶۰ خانوار و ۶,۸۰۱ نفر جمعیت، دیگر امکان سکونت نبود. نیروهای خودی ابتدا در عملیات والفجر ۴ در آبان ۱۳۶۲، ۳۰۰ کیلومتر مربع از مناطق اشغالی ایران را آزاد و منطقهای به وسعت ۷۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق را تصرف کردند و دو سال بعد در اسفند ۱۳۶۴، در عملیات والفجر ۹ منطقه دیگری به وسعت ۲۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق را به تصرف درآوردند. ابتدای سال ۱۳۶۵، هنگامیکه ارتش عراق سلسله عملیاتهایی موسوم به دفاع متحرک را آغاز کرد، ۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطق تصرفشده تخلیه شد و بخشی دیگر، همچنان در تصرف نیروهای ایران باقی ماند. در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، ۵۳۰ کیلومتر مربع دیگر از خاک عراق تصرف شد، طوری که در روزهای پایانی جنگ ۱۳۳۰ کیلومتر مربع از خاک عراق (۸۰۰ کیلومتر مربع در منطقه شیلر و ۵۳۰ کیلومتر مربع در منطقه ماووت) در تصرف ایران قرار داشت. پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، مناطقی که در تصرف ایران بودند، تخلیه و نیروهای ایران به مرزهای بینالمللی بازگشتند.[19]
استان کردستان دومین استان بزرگ درگیر در جنگ بود و یگانهای نظامی مستقر در این استان نقش اصلی در آزادسازی مناطق اشغالی آن ایفا کردند.
لشکر 28 پیاده کردستان (ارتش) از ابتدای غائله ضدانقلاب و بعد از آن تجاوز عراق، درگیر نبرد با دشمن بود و در عملیاتهای نصر 1 (1359)، محمد رسولالله «ص» (1360)، قادر (1364)، والفجر 4 (1362)، والفجر 5 (1362)، والفجر 9 (1364)، والفجر 10 (1366)، بیتالمقدس 2 (1366) و بیتالمقدس 5 (1367)[20] شرکت کردند.
نیروهای سپاه پاسداران استان نیز تا پیش از تشکیل تیپ 22 بیتالمقدس در سال 1362، در عملیاتهای نصر 1 (1359)، قوچ سلطان (1360)، ارتفاعات تته و ژالانه (1360)، ارتفاعات لانون و اسون (1360)، دالانی (1359) و سید صادق عراق (1360) و پس از تشکیل تیپ، در عملیاتهای والفجر 4 (1362)، والفجر 5 (1362)، بیتالمقدس 4 (1364)، فتح (1365)، والفجر 10 (1366)، کربلای 10 (1366)، بیتالمقدس 2 (1366)، نصر 4 (1366)، نصر 7 (1366)، نصر 8 (1366) و ظفر 2 (1366)، شرکت داشتند.[21]
علاوه بر یگانهای نظامی استان، نیروهای جهاد سازندگی استان کردستان نیز در دفاع حاضر بودند. جهاد سازندگی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیتهای محرومیتزدایی خود در حوزه مسکن، بهداشت و کشاورزی را از کردستان آغاز کرده بود و حتی هنگام بروز ناآرامیها، حاضر به ترک استان نشده بود، علیرغم تشکیل نشدن «ستاد پشتیبانی جنگ» در استان،[22] همچنان در کنار نیروهای مسلح حاضر بود و در عملیاتهای بیتالمقدس 2، بیتالمقدس 3، بیتالمقدس 4، بیتالمقدس 5، بیتالمقدس 6، نصر 1، نصر 4، نصر 8، والفجر 2، والفجر 4 و والفجر 10، وظیفه پشتیبانی از یگانهای عملکننده را برعهده داشت.[23]
استان کردستان در طول جنگ تحمیلی، 260 بار هدف حملات هوایی عراق قرار گرفت و بر اثر این حملات 4.676 نفر از مردم استان به شهادت رسیدند.[24] در این میان، بمباران 15 خرداد 1363 از شدیدترین بمبارانها بود که در رسانهها بازتاب یافت. ساعت 10:30 روز سهشنبه 15 خرداد 1363، در حالیکه مردم شهر بانه به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد 1342در حال راهپیمایی بودند، توسط جنگندههای عراقی هدف حمله قرار گرفتند و 400 نفر از مردم شهید و مجروح شدند. در پی این حمله، دولت ایران یک روز عزای عمومی اعلام کرد. آیتالله خامنهای (رئیسجمهور) در پیامی به مردم بانه، عراق را به گرفتن انتقام تهدید کرد. ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با صدور اطلاعیهای اعلام کرد در انتقام خون شهدای بانه به استانهای شرقی عراق حمله هوایی خواهد کرد و از مردم این استانها خواست به مناطق امن پناه ببرند.[25]
در طول هشت سال دفاع مقدس، حدود 30.000 رزمنده این استان در جبهههای میانی و جنوب کشور حضور داشتند که از این میان، 5.400 نفر به شهادت رسیدهاند.[26]
یادمانهای «باشگاه افسران سنندج»، «شهدای مریوان»، «شهدای عملیات والفجر 4»، «شهدای عملیات والفجر 10»، «شهدای سیرانبند»، «شهدای بولحسن- بانه»، از مقاصد گردشگری جنگ و اردوهای راهیان نور استان کردستان هستند.[27]
با پایان جنگ تحمیلی و برقراری امنیت، روند توسعه در استان کردستان شتاب گرفت و در حوزههای مختلفی مانند فرهنگ، آموزش، بهداشت و درمان، کاهش نرخ بیکاری، دسترسی به آب آشامیدنی سالم، برق، مخابرات و گاز، گسترش واحدهای صنعتی، جذب سرمایه فعالان بخش خصوصی، کشاورزی و دامداری مکانیزه و راهسازی، پیشرفتهای قابل توجهی حاصل کرد.[28]
کتابهای فرزند کردستان از انتشارات سوره مهر و آخرین رویای سلطان، حدیث سروقامتان، فهمیده کردستان، سردار بیستساله روحالله، سید عطا، چهل سنگر مقاومت، شش پاره تن، معراج عشق، مهاجر، راسخون جهاد و شهادت، آخرین رویای سلطان و شبیه مسیح، همگی از نشر بیستودو، درباره استان کردستان در طول جنگ تحمیلی منتشر شده است.
فیلم سینمایی غریب و مستندهای کفن مشکی، پیشمرگان، جاش و کاک، چهل و سه روز، از کردستان تا حلب، جنایت فراموششده، دستمال سرخها، استاد مرتضی، به نام خلق کرد، دموکرات، رویای بی قاب و ایستاده در افق نیز از جمله تولیدات سینمایی مرتبط با استان کردستان در دفاع مقدس است.
[1]. دفتر پژوهشهای فرهنگی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، فرهنک اعلام شهدا - استان کردستان، تهران، نشر شاهد، 1392، ص 35.
[2]. همان، ص 35 و36.
[3]. همان، ص 40.
[4]. معاونت برنامه و بودجه مرکز آمار ایران، نتایج کلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن- 1395، تهران، انتشارات مرکز آمار ایران، 1397، ص 74 و75؛ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، https://fa.icro.ir/Tourist-attractions-and-p.
[5]. دفتر پژوهشهای فرهنگی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، همان، ص 40؛ استانداری کردستان، https://ostan-kd.ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-.
[6]. دفتر پژوهشهای فرهنگی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، همان، ص 39 و40.
[7]. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، https://irdc.ir/fa/publications/book/1247.
[8]. صادقی، رضا، اطلس راهنما - کردستان در جنگ ضد شورشگری و دفاع مقدس، ج 9، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1392، ص 29.
[9]. همان، ص 31.
[10]. همان، ص 32.
[11]. همان، ص 36 و 40.
[12]. همان، ص 58.
[13]. همان، ص 82.
[14]. همان، ص 106.
[15]. همان، ص 120 و 122.
[16]. همان، ص 122.
[17]. همان، ص 124.
[18]. همان، ص 120 و 124.
[19]. همان، ص 146.
[20]. فرجی، محمدفایق، تاریخ توصیفی نقش استان کردستان در دفاع مقدس، ج 2، سنندج، انتشارات کتابچه، 1402، ص 118ـ 116
[21]. همان، ص 195-146.
[22]. امیرمحمد حکمتیان، «مقاطع نبرد با ضد انقلاب در مناطق کردنشین»، فصلنامه نگین ایران، ش 60، بهار 1397، ص 48؛ مهدی حیدری، «پیدایش، شکلگیری و فعالیتهای جهاد سازندگی در جنگ تحمیلی»، فصلنامه نگین ایران، ش 51، زمستان 1393، ص 10 و 17.
[23] . فرجی، محمدفایق، همان، ص 44-40.
[24]. رشید، محسن، اطلس آماری جنگ شهرها - سالنامه جنگ شهرها در دوران دفاع مقدس، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1397، ص 174 و 175.
[25] . روزنامه جمهوری اسلامی، «15 خرداد با خون صدها زن و مرد مسلمان کرد رنگینتر شد»، چهارشنبه 16 خرداد 1363، ش 1425، ص 14.
[26]. دفتر پژوهشهای فرهنگی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، همان، ص 46.
[27]. خبرگزاری دفاع مقدس https://defapress.ir/fa/news/95168/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C
[28]. خبرگزاری مهر، mehrnews.com/x92Tn.

