مفاهیم و اصطلاحات
کزاز
سیدمحمد سجادی هزاوه
3 Views
در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به دلیل مراقبتهای بهداشتی و واکسیناسیون، بیماری کزاز در بین رزمندگان کنترل شد.
سلامت نیروهای نظامی و رزمندگان، نقش تعیین کنندهای در سرنوشت جنگها دارد. بروز بیماریهای واگیردار و غیر واگیردار در زمان جنگ میتواند ارتشهای برتر از لحاظ تعداد نفرات و تجهیزات نظامی را از پای درآورده و آنها را وادار به پذیرش شکست یا عقبنشینی کند. یکی از مهمترین این بیماریها، کزاز است.
بیماری کزاز، نوعی عفونت حاصل از ورود سم باکتری کلستریدیوم تتانی به خون است.[1] زیستگاه این باکتری خاک است و میتواند در اثر جراحات و زخـمهـایی کـه در پوست ایجاد میشود وارد بدن شده و یک سم خارج سلولی تولید کند که باعث میشود ماهیچههـا همـواره در انقبـاض و تشنج به سر برند. از سم غیر فعال شده آن به عنوان واکسن استفاده مـیشـود.[2] تشنج عضلات صورت سبب پیدایش قیافه خندان به نام لبخند کزازی و تشنج عضلات کمر موجب خمیدگی آن به جلو میشود. بیماری کزاز از چند روز تا چند هفته طول میکشد و در نهایت به مرگ بیمار میانجامد.[3]
به هر بیمار مبتلا به کزاز ۲۰۰ هزار واحد سرم ضد کزاز داخل رگی تزریق کرده، سپس پنیسیلین تزریق میشود. البته سم کلستریدیوم تتانی معمولاً به پنیسیلین حساس است.[4]
در جنگ داخلی آمریکا، از هر 500 زخمی، یکی به واسطه کزاز جان داد. در جنگ جهانی اول به دلیل تزریق آنتی سرم کزاز، تلفات به کمتر از یک مورد به ازای هر 5000 مجروح آمریکایی رسید. با معرفی واکسن در سال 1924 و انجام واکسیناسیون در جنگ جهانی دوم، از 5/2 میلیون سرباز زخمی ارتش آمریکا، تنها 12 مورد بیماری کزاز گزارش شد،[5] اما کزاز بین نیروهای متحدین در جنگ جهانی دوم به دلیل نبود واکسیناسیون، 50000 سرباز را به کام مرگ کشاند.[6]
در ایران، واکسن کزاز در سال 1321 در مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی ساخته شد.[7] در سال 1328 نیز واکسن دوگانه دیفتری-کزاز[8] و در سال 1334 واکسن سهگانه سیاه سرفه، کزاز و دیفتری تولید شد.[9]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان ملی انتقال خون ایران در سال 1360، موفق به ساخت ایمونوگلوبین ضد کزاز یا پادزهر کزاز شد.[10]
در ابتدای جنگ تحمیلی که امکان واکسیناسیون منظم علیه کزاز از لحاظ پراکنده بودن اعزامها و سرعت عمل در اعزام نیروها به سوی مناطق عملیاتی وجود نداشت، از سرم آماده علیه توکسین کزاز موسوم به تتابولین در اورژانسها و بیمارستانهای صحرایی برای رزمندگان مجروح استفاده میشد.[11] معمولاً امدادگران خط مقدم اقدامات اولیه مثل تزریق آمپول ضد کزاز، استفاده از داروهای آنتیبیوتیک، گرفتن رگ، بندآوردن خونریزی و ... را بر روی مجروحان انجام میدادند و سپس آنها را به پشت جبهه منتقل میکردند.[12] با شروع جنگ تحمیلی، بهداری و بهداشت در ارتش ساختاری مدون و خاص داشت، اما بهداشت سپاه پاسداران هنوز تشکیل نشده بود. دکتر عبدالفتاح صرافنژاد با هماهنگی دکتر علی مهرابی توانا هسته اولیه بهداشت و بهداری سپاه را در پادگان ولیعصر (عج) تأسیس کردند. در نخستین سمینار مسؤولان بهداری مناطق جنگی و یگانهای رزمی که در ١٦ دی ١٣٦١ در اندیمشک برگزار شد، کمیتهای برای سازماندهی امور بهداشتی جنگ انتخاب شد. این کمیته، نخستین سمینار را در اردیبهشت ١٣٦٢ با بحث محوری واکسیناسیون کزاز در اندیمشک برگزار و نتایج حاصل از آنها را برای اطلاع بهداری نیروهای نظامی ارسال کرد.[13]
در دوران دفاع مقدس خدمات بهداشتی جنگ از پادگانهای آموزشی آغاز میشد و در آنجا معاینات عمومی، تشکیل پروندة بهداشتی، واکسیناسیون علیه کزاز و مننژیت و آموزش مراقبتهای اولیۀ بهداشتی در این سطح انجام میشد. پس از کسب تجارب اولیه و هماهنگی لازم، کنترل بهداشتی و واکسیناسیون از تاریخ 22 خرداد 1362 اجباری شد[14] که عمدتاً شامل واکسن کزاز، مننژیت و بعضاً سالک (لیشمانیزاسیون) بود و در پادگانهای آموزشی و قبل از اعزام به جبهه ها صورت میگرفت.[15]
داروی خاصی که با اصل کزاز مقابله کند به جز آمپولی به نام تتابولین وجود ندارد و این آمپول در جنگ تحمیلی به میزان مورد نیاز در دسترس همگان بود. این فرآورده، حاوی گلوبولینهای ضد سم تولید شده توسط کلستریدیوم تتانی و از جمله داروهای وارداتی و گرانقیمت در زمان جنگ به شمار میآمد و هر آمپول 5 دلار قیمت داشت.[16] در تریاژ (اولویتبندی درمان) مجروحین شیمیایی توأم با صدمات جراحی نیز تزریق آنتیتوکسین کزاز در موارد زخم جنگی توأم با آلودگی به مواد تاولزا، بسیار مهم بود.[17]
تعداد واکسیناسیون انجام گرفته علیه بیماری کزاز در کل هشت سال جنگ ٨٦٤.٤٠٤ مورد گزارش شده که ٣٠٧.٥٠٠ مورد آن، مربوط به سالهای 13٥٩ تا پایان 13٦٣ است و ٥٥٦.٩٠٤ مورد آن، از سال 13٦٤ تا پایان جنگ را در برمیگیرد. واکسن کزاز برای همه، از سربازان تا فرماندهان تزریق میشد و به فراوانی و با قیمت ارزان در کشور موجود بود. در جبههها، واکسن کزاز در سه نوبت تزریق میشد. نوبت اول هنگام اعزام رزمندگان به جبهه یا رسیدن آنان به پادگان مرکز تجمع؛ نوبت دوم، یک ماه پس از آن و نوبت سوم، شش ماه بعد از واکسن دوّم؛ پس از یک دوره کامل واکسیناسیون نیز، به مدت ده سال در بدن ایمنی ایجاد میشود. در صورت تلقیح کامل واکسن، بعد از زخمی شدن، دیگر نیازی به تکرار آن نیست، ولی اگر یک یا دو واکسن تکرار نشده بود، در صورت زخمی شدن، یک واکسن به همراه یک سرم ضد کزاز تزریق میشد.[18]
شرکت سهامی داروپخش تأمین سرم و واکسن کزاز در مناطق مرزی را بر عهده داشت.[19] واکسن کزاز توسط مؤسسه واکسن و سرمسازی رازی حصارک کرج تهیه و در زنجیره سرم وزارت بهداشت توزیع میشد و رزمندگان نیز توسط نیروهای انجام دهنده واکسیناسیون وزارت بهداشت و سایر نیروهای بهداشتی شاغل در نیروهای مسلح واکسینه میشدند؛ واکسن مربوطه در دلتوئید بازو به صورت عضلانی تزریق میشد. تلاش میشد رزمندگان در دو نوبت، به فاصله یک ماه علیه کزاز واکسینه شوند و کارت واکسیناسیون آنان مهر شود. مطالعات انجام شده در خصوص ایمنیبخشی واکسن کزاز در رزمندگان، نشان داد که میزان آنتیکور تولید شده علیه آنتیژن (توکسین کزاز) در حدود 92 درصد رزمندگان مورد مطالعه بیش از حد استاندارد بینالمللی است.
یکی از افتخارات ایران در جنگ تحمیلی این بود که هرچند ابتلا به این بیماری در جنگهای مختلف شایع بوده و کشتار داشته است، اما در 8 سال دفاع مقدس به رغم وجود حداقل یک میلیون رزمنده مجروح، گزارشی دال بر شیوع بیماری کزاز در بین رزمندگان و مجروحین وجود ندارد.[20]
وزارت بهداری، دانشکدههای بهداشت دانشگاه تهران، اصفهان، شیراز و انستیتو پاستور و مؤسسه رازی، خدمات ارزندهای به بهداشت جنگ ارائه کردند. حوزه بهداشت، در نهادینه کردن رعایت بهداشت فردی و جمعی سعی بسیار کرد.[21]
در زمین لرزه 2005 م پاکستان، مواردی از بروز کزاز در میان نیروهای نظامی مشارکتکننده در عملیات امداد گزارش شد؛ این بیماری بعد از جنگ جهانی دوم در جهان گزارش نشده بود.[22]
[1]. روحانینژاد، حمیده و دیگران، «ساخت کتابخانه ژنی آنتی بادی SC FV انسانی بر پایة T VECTOR علیه توکسین کزاز»، تازههای بیوتکنولوژی سلولی-ملکولی، دوره پنجم، ش هفدهم، زمستان 1393، ص 2.
[2]. گنجور، محمدسعید، باکتریشناسی جامع، بوشهر، محمدسعید گنجور، 1390، ص61 و62.
[3]. تجلیپور، مهدی، دایرهالمعارف موضوعی دانش بشر، انتشارات امیرکبیر، بهمن 1349، ص 236.
[4]. راد، محمدعلی، بیماریهای مشترک انسان و دام، انتشارات دانشگاه تهران، چ پنجم، 1388، ص 87-83.
[5]. مهرابی توانا، علی، «ایمونیزاسیون در جنگ»، نشریه بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت، دوره 2، ش 1، سال 1398، ص50.
[6]. جورج فردریک، بروکس، میکروب شناسی پزشکی (جاوتز ـ ملنیک آدلبرگ)، ترجمه حسن جهاندیده و حسین جهاندیده، اصفهان، انتشارات سناگستر، 1394، ص 208.
[7]. حاجیزاده، افشین و دیگران، «مروری بر تاریخچه مؤسسه رازی از آغاز تا کنون»، مجله ترویجی واکسن و پیشگیری از بیماریها در دامپزشکی، دوره 1، ش 1، 1400، ص 11 و12.
[8]. نوفلی، مجتبی و افشین حاجیزاده، «بیماری دیفتری و نقش مؤسسه رازی در کنترل و پیشگیری از آن در ایران»، مجله ترویجی واکسن و پیشگیری از بیماریها در دامپزشکی، دوره 1، ش 1 ، 1400، ص 38-36.
[9]. میرصالحیان، اکبر و مصیب دالوند، «تاریخچة بیماریهای عفونی باکتریایی شایع در ایران»، مجله میکروبشناسی پزشکی ایران، سال 12، ش 4، 1397، ص 236.
[10]. حاجیبیگی، بشیر و دیگران، «ضرورت و اهمیت نقش انتقال خون در دفاع مقدس»، نشریه بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت، دوره 5، شماره1، 1401، ص163.
[11]. مهرابی توانا، علی، همان، ص50.
[12]. ماهنامه گزارش، «پرستارها: لحظههای اضطراب و بیم و امید، در کنار تخت بیماران ...»، ش 21، سال سوم، آبان 1371، ص 9.
[13]. صفایی هوادرق، مهناز و دیگران، «بررسی عملکرد بهداشت رزمی در دفاع مقدس»، مجله انجمن آنستزیولوژی و مراقبتهای ویژه ایران، سال چهل و یکم ، ش 3 (پیاپی 107، پاییز 1398)، ص43.
[14]. محققی، محمدعلی، درسنامۀ آشنایی با فرهنگ و معارف دفاع مقدس - ویژة دانشجویان علوم پزشکی، ج 1، معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مؤسسۀ بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت ، 1398، ص91 و92.
[15]. پورحیدری، غلامرضا و عبدالمجید چراغعلی، «ساختار و نقش بهداشت و درمان در 8 سال دفاع مقدس»، نشریه بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت، دوره 3، ش 2، 1399، ص 44.
[16]. صفایی هوادرق، مهناز و دیگران، همان، ص 47-43.
[17]. فرخشاهی، جهانبخش و سوسن فرخشاهی، «مراقبت پرستاری از مجروحین شیمیایی»، فصلنامه پرستار و پزشک در رزم، ش 21 و 22، بهار و تابستان 1392، ص 45.
[18]. صفایی هوادرق، مهناز و دیگران، همان، ص 46.
[19]. نعمتی، یعقوب و دیگران، روزشمار جنگ ایران و عراق (آمادهسازی عملیات والفجر4، تجهیز عراق به جنگندههای سوپراتاندارد؛ تهدید ایران به بسـتن تنگه هرمز، 1 شهریور تا 22 مهر 1362)، ج 27، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1394، ص741.
[20]. مهرابی توانا، علی، همان، ص50 و51.
[21]. صفایی هوادرق، مهناز و دیگران، همان، ص 44.
[22]. امینیانفر، محمد و دیگران، «پیشگیری از بیماریهای عفونی در اعزامهای نظامی»، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران، سال دهم، ش 1، بهار 1391، ص90.

