گروهها، نهادها، سازمانها
سازمان مجاهدین خلق ایران
سجاد نادریپور
326 دورہ
سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) در 30 خرداد 1360 مقابله مسلحانه با جمهوری اسلامی را آغاز کرد و در طول جنگ تحمیلی، یکی از بازوهای نظامی و امنیتی رژیم بعث علیه مردم ایران بود.
سازمان مجاهدین خلق ایران، در سال 1344 توسط 3 نفر از اعضای جوان نهضت آزادی ایران به نامهای محمد حنیفنژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیکبین رودسری با هدف مبارزه با حکومت پهلوی تأسیس شد[1] و از انجمنهای اسلامی دانشکدههای مختلف در تهران و شهرستانها عضوگیری کرد؛ همچنین از اعضای نهضت آزادی خواسته شد افرادی را معرفی کنند تا برای اعضای سازمان کلاسهای ویژه آموزش سیاسی ایدئولوژیک برگزار کنند.[2] پیش از مقابله مسلحانه سازمان با حکومت پهلوی، فعالیتهای آن به آموزشهای نظری، سیاسی- اجتماعی، اقتصادی، تشکیلاتی و امنیتی اختصاص داشت.[3]
پس از تشکیل سازمان، گروههای «ایدئولوژی»،[4] «سیاسی»،[5] «کارگری»،[6] «روحانیت»[7] و «مطالعات روستایی»[8] در درون آن شکل گرفت. در سال 1349، سازمان با برگزاری کلاسهای موتورسواری، رانندگی خودرو، سرقت خودرو، جعل پلاک خودرو، تیراندازی و استفاده از مواد منفجره، عملاً فعالیتهای مسلحانه خود را آغاز کرد[9] و سپس تعدادی از اعضای خود را برای گذراندن دورههای نظامی و جنگ چریکی به اردوگاههای سازمان فلسطینی الفتح در اردن، لبنان و سوریه فرستاد.[10] در همین سال، گروههای «اطلاعات»،[11] «تدارکات»،[12] «شیمی و مواد انفجاری»[13]و «آموزش نظامی»[14] نیز در سازمان تشکیل شد.
اول شهریور 1350 که سازمان آماده درگیری مسلحانه با حکومت پهلوی میشد، اعضای برجسته آن که از ماهها قبل در تور اطلاعاتی ساواک و شهربانی پهلوی قرار داشتند، دستگیر شدند و بیشتر خانههای تیمی آنها در نقاط مختلف تهران شناسایی و از بین رفت؛ روز اول 30 نفر و به تدریج تا دو ماه بعد، 120 نفر از اعضای سازمان بازداشت شدند.[15]
پس از شهریور 1350 و تیرباران 4 نفر از اعضای سازمان به نامهای ناصر صادق، علی میهندوست، محمد بازرگانی و علی باکری در 29 فروردین 1351 و تیرباران بنیانگذاران سازمان شامل محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان به همراه 2 عضو مرکزیت، محمود عسگریزاده و رسول مشکینفام در 4 خرداد همان سال،[16] سازمان توسط اعضای باقیمانده، از جمله رضا رضایی دوباره بازسازی شد[17] و توانست اقداماتی نظیر انفجار و بمبگذاری در مراکز مختلف دولتی و غیردولتی و ترور مقامات ایرانی و مستشاران خارجی انجام دهد.[18]
25 خرداد 1352، رضا رضایی در جریان تعقیب و گریز با مأموران امنیتی، با شلیک گلوله به سر، خودکشی کرد.[19] با مرگ رضا رضایی، تقی شهرام در مرکزیت سازمان به قدرت رسید و با حذف فیزیکی مخالفان خود، خط مشی سازمان را به مارکسیسم تغییر داد.[20] در این دوران نیز ترور مقامات داخلی و مستشاران آمریکایی توسط سازمان ادامه یافت.[21]
4 بهمن 1354 نیز 9 نفر از اعضای شاخص سازمان تیرباران شدند.[22] ضربات پی در پی حکومت پهلوی به سازمان مجاهدین خلق، در پاییز و زمستان 1355 ادامه یافت و در نهایت مرکزیت سازمان، انحلال موقت تشکیلات خود را اعلام کرد.[23]
پس از انحلال موقت سازمان و با ایجاد رکود در فعالیتهای آن، جایگاه تقی شهرام در سازمان تضعیف شد و نهایتاً در مرداد 1357، با برکناری تقی شهرام، سازمان عملاً منحل شد.[24]
با پیروزی انقلاب اسلامی، مسعود رجوی و موسی خیابانی[25] با جذب نیرو، انتشار روزنامه، تشکیل نیروی شبه نظامی به نام «میلیشیا» و تجهیز آنها با سلاحهایی که هنگام پیروزی انقلاب اسلامی از پادگانها غارت کرده بودند، خانههای تیمی را تشکیل و تجهیز کردند و نیروها را دوباره سازماندهی نمودند.[26]
با شروع جنگ تحمیلی، رهبران سازمان و اعضای آن به اشکال مختلف از حضور در میدان جنگ علیه دشمن متجاوز سر باز میزدند و بیشتر در پی این بودند تا به عنوان نیروی شبه نظامی، در مناطقی حضور داشته باشند تا کمترین آسیب را ببینند و بیشترین بهرهبرداری تبلیغاتی را بکنند.[27] با گذشت یک ماه از آغاز جنگ تحمیلی، دادستانی آبادان، 41 نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق را به جرم جاسوسی برای عراق بازداشت کرد و دستور داد بقیه اعضای سازمان، ظرف 24 ساعت این شهر را ترک کنند.[28] با گذشت 6 ماه از آغاز جنگ تحمیلی، مسعود رجوی (سرکرده سازمان) در پیامی به مناسبت نوروز سال 1360، امام خمینی را متهم به آغاز جنگ کرد.[29]
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، سازمان که پس از شکست در انتخابات مختلف کشور، وضعیت سیاسی مناسبی نداشت، با رئیسجمهور وقت ـ سید ابوالحسن بنیصدر ـ ائتلاف کرد تا با حذف حزب جمهوری اسلامی از صحنه سیاسی کشور، خود را به عنوان جایگزین حزب مطرح کند.[30] سازمان مجاهدین خلق پس از عزل بنیصدر از ریاستجمهوری، به مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی برخاست و مسعود رجوی به همراه بنیصدر، به پاریس گریخت.[31]
با آغاز اقدامات مسلحانه سازمان، اعضای آن به ترورهای وسیعی دست زدند و علاوه بر ترور حدود 12000 نفر از مردم عادی[32] برخی مسئولان نظام نظیر آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی (رئیس شورای عالی قضائی)، محمدعلی رجائی (رئیسجمهور)، حجتالاسلام محمدجواد باهنر (نخستوزیر)، آیتالله علی قدوسی (دادستان کل انقلاب) و حجتالاسلام سیدعبدالکریم هاشمینژاد (نماینده استان مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی)، به شهادت رسیدند و آیتالله سیدعلی خامنهای نیز مجروح شدند.[33] یکی دیگر از اقدامات سازمان در این دوره، ربودن و شکنجه کردن 3 نفر از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی و سپس کشتن آنها با سیانور و در نهایت سوزاندن پیکر و دفن آنها در اطراف تهران بود.[34]
حضور رجوی در پاریس، آغاز همکاری سازمان مجاهدین خلق با رژیم بعث عراق بود. رجوی در مصاحبه با روزنامه «الوطن العربی» در آذر 1360 فرانسه، با طرح دوباره ادعای خود که ایران آغازگر جنگ است، اعلام کرد اروندرود، متعلق به عراق است.[35]
پس از ملاقات رجوی و طارق عزیز (وزیر امور خارجه عراق) در پاریس، سازمان مجاهدین خلق مرکز فعالیتهای خود را به عراق منتقل کرد و در اردوگاه اشرف در 100 کیلومتری بغداد مستقر شد.[36] با حضور سازمان در عراق که با ایران مرز مشترک داشت و هم با کمکهای مالی فراوان صدام به سازمان، اقدامات سازمان علیه ایران و به نفع صدام گسترش یافت.[37] عراق از سازمان برای انجام اقدامات خرابکارانه و تروریستی در عمق خاک ایران استفاده کرد[38] و با حمایتهای گسترده بعث، 15000 تا 20000 نفر را با نام به اصطلاح «ارتش آزادیبخش ملی» سازماندهی کرد تا علیه ایران و به نفع صدام بجنگند.[39]
با وجود تشکیل و تجهیز ارتش آزادیبخش توسط سازمان مجاهدین خلق، نیروهای سازمان تا سال 1367 موفق به انجام هیچ عملیات نظامی مستقلی علیه نیروهای ایران نشدند و فعالیتهای آنان فقط ترور، جاسوسی و اقدامات تبلیغی در قبال مردم ایران و سرکوب قیامهای مردم عراق در داخل این کشور بود.[40]
شنود بیسیم رزمندگان ایران و انتقال اطلاعات مهم آن به ارتش عراق، گرفتن ارتباط تلفنی با مسئولان ایران در داخل کشور و فریب دادن آنها و گرفتن اطلاعات محرمانه برای صدام،[41] حضور در اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق، مشارکت با نیروهای بعث در شکنجه و سرکوب اسیران ایرانی، تبلیغ به نفع صدام و علیه جمهوری اسلامی، تشویق اسیران ایرانی به همکاری با سازمان یا درخواست پناهندگی از عراق و جاسوسی برای سازمان یا حکومت بعث، از موارد همکاری سازمان مجاهدین خلق در عراق تا سال 1367 بود.[42]
8 فروردین 1367، نیروهای به اصطلاح ارتش آزادیبخش سازمان با همکاری ارتش عراق، در عملیاتی موسوم به «آفتاب»، به نیروهای نظامی ایران در منطقه عملیاتی شوش حمله کردند که در نهایت با دادن تلفات قابل توجه، مجبور به عقبنشینی شدند.[43] دومین عملیات مشترک نیروهای سازمان و ارتش عراق، «چلچراغ» نام داشت که در 28 خرداد 1367 انجام شد و نیروهای سازمان و ارتش عراق توانستند شهر مرزی مهران در غرب ایران را اشغال کنند.[44]
پس از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل متحد توسط ایران، نیروهای موسوم به «ارتش آزادیبخش» با بهرهگیری از 25 تیپ و 5000 نفر، در عملیاتی با نام «فروغ جاویدان»، به ایران حمله کردند و قصد داشتند در 5 مرحله، از شهرهای سرپل ذهاب، اسلامآباد، همدان و قزوین عبور کنند و خود را به تهران برسانند. در این عملیات، رژیم بعث علاوه بر پشتیبانی هوایی و توپخانهای، با ادوات نظامی بسیاری از نیروهای سازمان حمایت میکرد.[45] نیروهای سازمان با کمک صدام توانستند تا اسلامآباد غرب در استان کرمانشاه پیشروی کنند. در مقابل، نیروهای مسلح ایران با طرحریزی عملیات مرصاد، به مقابله آنها پرداختند و در نهایت، 1600 تا 2000 نفر از اعضای سازمان کشته و حدود 1000 نفر مجروح شدند و بدینترتیب عملیات موسوم به فروغ جاویدان با شکست سنگین سازمان مجاهدین خلق در روزهای پایانی جنگ تحمیلی به پایان رسید.[46] گفته میشود چون با پایان جنگ تحمیلی تاریخ مصرف این سازمان برای صدام تمام شده بود، این عملیات طراحی شد تا اگر هم نتوانستند منافعی برای حکومت بعث به دست آورند، از تعداد آنها کاسته شود و بار هزینهای و سیاسی آنها برای عراق کاهش یابد. همچنین سرکرده سازمان، بیشتر از افرادی که رابطه خوبی با مرکزیت سازمان نداشتند در خطوط مقدم استفاده کرد و آنها را به کشتن داد.
با پایان جنگ تحمیلی، سازمان به اقدامات تروریستی و ترور افرادی چون اسدالله لاجوردی (شهید) و علی صیاد شیرازی (شهید)،[47] تبلیغات علیه جمهوری اسلامی، جاسوسی برای رژیم صهیونیستی و امریکا، فعالیت علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران و جاسوسی درباره آن و اقدامات اینچنینی روی آورد.[48]
در فاصله سالهای 1367 تا 1392، نیروهای سازمان بارها هدف حملات مستقیم ایران یا همپیمانان منطقهای آن قرار گرفتند. 16 فروردین 1370، در حالیکه ارتش عراق پس از شکست در جنگ با کویت، به شدت آسیب دیده بود، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، پادگان اشرف را بمباران کرد.[49] 20 خرداد 1378 نیز در انتقام ترور امیر سپهبد علی صیاد شیرازی (جانشین وقت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)، یگانهای موشکی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، پادگان اشرف و سایر مقرهای سازمان مجاهدین خلق در عراق را هدف حمله موشکی و توپخانهای قرار دادند. پس از این حمله، دیگر تصویری از مسعود رجوی منتشر نشده و شایعه مرگ وی مطرح شده است.[50]
۱۰ شهریور ۱۳۹۲ نیز، گروهی از افراد مسلح ناشناس پس از حمله به پادگان اشرف، ۵۲ نفر از اعضای سازمان را کُشتند. اگرچه هیچگاه هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفت، اما منابع رسانهای غربی به نقل از مقامات آمریکا مدعی شدند این اقدام توسط ایران و با همکاری «کتائب حزبالله» و «عصائب اهل الحق» عراق انجام شده است.[51]
پس از سقوط صدام تا روی کارآمدن دولت نوری المالکی، حفاظت از نیروهای سازمان به عهده رژیم بعث عراق و سپس نیروهای اشغالگر آمریکایی حاضر در عراق بود. البته با انتخاب نوری المالکی به نخستوزیری این کشور، نیروهای سازمان ابتدا از کمپ «اشرف» به کمپ «لیبرتی» منتقل شده[52]و در نهایت در سال 1392، از عراق اخراج شدند و با حمایت آمریکا در کشور آلبانی مستقر شدند.[53]
پس از استقرار نیروهای سازمان در کشور آلبانی، 30 خرداد 1360، پلیس آلبانی با حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم این کشور، به منظور ضبط رایانههایی که نیروهای سازمان منافقین از آن برای حملات سایبری و تبلیغات علیه آلبانی استفاده میکردند، وارد مقر این گروه شدند که با مقاومت نیروهای سازمان مواجه شده و در جریان درگیریهای دو طرف، ۱۵ نیروی پلیس مجروح و ۲۱ نفر از نیروهای سازمان به علت جراحتهای وارده از اسپری فلفلِ پلیس به بیمارستان منتقل شدند[54] و یک نفر از اعضای سازمان نیز کشته شد.[55] چند روز پس از این ماجرا، نخستوزیر آلبانی تأکید کرد که سازمان مجاهدین خلق نمیتواند از خاک آلبانی برای جنگ علیه ایران استفاده کند و در صورتیکه نیروهای سازمان قصد چنین عملی را دارند، باید خاک آلبانی را ترک کنند.[56]
21 آذر 1402 نیز، قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران با برگزاری نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 نفر از کادر مرکزی و عوامل اصلی سازمان مجاهدین خلق در شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران، فرآیند رسیدگی قضائی به عملکرد سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) را آغاز کرد.[57]
[1]. جمعی از نویسندگان، سازمان مجاهدین خلق - پیدایی تا فرجام (1384-1344)، ج 1، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص 275، 277، 283، 288، 354.
[2]. همان، ص 294.
[3]. همان، ص 304-296.
[4]. همان، ص 309.
[5]. همان، ص 343.
[6]. همان، ص 347.
[7]. همان.
[8]. همان، ص 348.
[9]. همان، ص 393.
[10]. همان، ص 407 و408.
[11]. همان، ص 411.
[12]. همان، ص 412.
[13]. همان، ص 413.
[14]. همان، ص 413 و 414.
[15]. همان، ص 427 و428.
[16]. همان، ص 529 و 533.
[17]. همان، ص 516.
[18]. همان، ص 529، 532، 533، 534، 537، 545، 546، 559.
[19]. همان، ص 562.
[20]. همان، ص 581، 584، 593، 594، 597، 600.
[21]. همان، ص 644؛ جمعی از نویسندگان، سازمان مجاهدین خلق - پیدایی تا فرجام (1384-1344)، ج 2، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1389، ص 275.
[22]. همان، ص 34.
[23]. همان، ص 292.
[24]. همان، ص 303 و304.
[25]. همان، ص 353.
[26]. فوزی، یحیی، «استراتژی و عملکرد سازمان مجاهدین خلق در برخورد با جمهوری اسلامی»، فصلنامه پژوهشنامه متین، بهار و تابستان 1386، ش 34 و 35، ص 91.
[27]. کاظمی، محسن، «جیغ بنفش: بررسی واضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق در جنگ تحمیلی»، ماهنامه سوره اندیشه، شهریور 1386، ش 34، ص 58.
[28]. بسطامی، رضا، «سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و جنگ ایران و عراق»، 1381، فصلنامه نگین ایران، زمستان 1381، ش 3، ص 99 و100.
[29]. همان، ص 100.
[30]. فوزی، یحیی، همان، ص 95.
[31]. بسطامی، رضا، همان، ص 100.
[32] . سایت ایسنا، «دبیر کل کانون هابیلیان: گروهک منافقین ۱۲ هزار ایرانی را ترور کرده است»، isna.ir/xdKN43.
[33]. جمعی از نویسندگان، سازمان مجاهدین خلق - پیدایی تا فرجام (1384-1344)، ج 2، همان، ص 589، 594، 628، 649، 671.
[34]. همان، ص 697 و698.
[35]. بسطامی، رضا، همان، ص 101.
[36]. همان، ص 102.
[37]. همان.
[38]. همان.
[39]. همان.
[40]. همان، ص 103 و102.
[41]. جمعی از نویسندگان، سازمان مجاهدین خلق - پیدایی تا فرجام (1384-1344)، ج 3، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص 214، 257، 260، 261، 262، 263.
[42]. پایگاه خبری هابیلیان، «منافقین در کنار نیروهای بعثی در اردوگاه اسرای ایرانی حضور داشتند»، https://www.habilian.ir/fa/.html.
[43]. بسطامی، رضا، همان، ص 102 و 103.
[44]. همان.
[45]. همان، ص 103 و104.
[46]. همان، ص104.
[47]. جمعی از پژوهشگران، همان، ج 3، ص 392، 393، 396.
[48]. سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، «رد پای جاسوسی گروهک منافقین در پرونده هستهای ایران»، https://irdc.ir/0000C.
[49]. سایت خبرگزاری دفاع مقدس، https://defapress.ir/fa/news/93168/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D.
[50]. سایت تابناک، https://www.tabnak.ir/fa/news/1231007/%D8%.A
[51]. سایت تابناک، https://www.tabnak.ir/fa/news/365866/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%D8% .
[52]. روزنامه ایران، «مصوبه دولت بغداد برای اخراج و محدودیت منافقین»، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷، ش ۳۹۵۸، ص ۲۸؛ روزنامه کیهان، «خروج آخرین گروه منافقین از اردوگاه اشرف»، دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱، ش ۲۰۳۰۸، ص ۳.
[53]. روزنامه دنیای اقتصاد، «چه کسانی منافقین را در آلبانی مستقر کردند؟»، پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱، ش ۵۵۹۲، ص ۲.
[54].سایت خبرگزاری مهر، https://www.mehrnews.com/news/5816171/% .
[55]. همان.
[56]. روزنامه ایران، «میزبان منافقین: خاک ما را ترک کنید!»، یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲، ش ۸۲۲۱، ص 1 و 3.
[57]. روزنامه دنیای اقتصاد، «صدور کیفر خواست برای 104 نفر از منافقین»، چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۲، ش ۵۸۹۸، ص ۸.

