مفاهیم و اصطلاحات
حامیان صدام (تجهیزات)
سجاد نادریپور
4 دورہ
آمریکا، اردن، کویت، مصر، ایتالیا، انگلیس، آلمان غربی، فرانسه، سوئیس، اتریش، بلغارستان، چکسلواکی، لهستان، چین، ژاپن، شوروی، آرژانتین، هلند و عربستان سعودی، از مهمترین کشورهای صادرکننده تجهیزات نظامی به عراق در طول جنگ تحمیلی بودند.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کشورهای بزرگ جهان که در قالب دو بلوک شرق و غرب تقسیمبندی میشدند، به دلایل مختلفی نظیر ترس از شکست عراق و قدرت گرفتن ایران، جلوگیری از گسترش اندیشههای انقلاب اسلامی در منطقه و جهان، منافع مالی و ... به حمایت تسلیحاتی از عراق پرداختند.
اگر چه عراق در دستهبندیهای سیاسی جهان، جزو بلوک شرق به حساب میآمد و سلاحهای آن عمدتاً توسط شوروی تأمین میشد، اما در میان کشورهای جهان، آمریکا مهمترین متحد عراق بود که علاوه بر پشتیبانی تسلیحاتی، از این کشور حمایت دیپلماتیک نیز میکرد. با آغاز جنگ تحمیلی، روابط آمریکا و عراق که پیتر تیره بود، گسترش یافت و در اسفند 1359، وزارت امور خارجه آمریکا، تعلیق فروش 5 فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ به عراق را که میتوانست برای جابهجایی سربازان مورد استفاده قرار گیرد، لغو کرد.[1]
دولت آمریکا در این مرحله، در ظاهر موضعی بیطرف اتخاذ کرد ولی با استفاده از متحدین خود در غرب آسیا، ارسال کمکهای نظامی به عراق را آغاز نمود. اردن، کویت، عربستان و مصر تجهیزات عدیده نظامی شامل بالگرد، بمب، توپ هویتزر و ... را با تأیید پنهانی دولت آمریکا، در اختیار عراق قرار دادند. ایتالیا نیز به دنبال درخواست شخصی ریگان رئیس جمهور امریکا از جولیو آندرئوتی، نخستوزیر وقت این کشور، تجهیزات نظامی در اختیار عراق داد. رئیس جمهور امریکا همچنین به وزارت دفاع و سازمان سیا دستور داد از عراق حمایت اطلاعاتی و سختافزاری به عمل آورند. در این دوره، دولت ریگان با وجود اعتراض کنگره این کشور، عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف و راه را برای حمایت تسلیحاتی امریکا از عراق هموار کرد.[2]
پس از آزادسازی خرمشهر توسط ایران، آمریکا درصدد برآمد تا از شکستها و عقبنشینیهای نظامی عراق جلوگیری کند. بدینترتیب، در سالهای ۱361 و ۱362، با استفاده از متحدینش از جمله مصر، عربستان، اردن و کویت، محمولههای بزرگ تسلیحاتی به سوی عراق روانه کرد.[3]
در آذر ۱361، فروشهای علنی نظامی آمریکا به عراق از سر گرفته شد و در سال ۱۳62، دولت ریگان با فروش شصت فروند بالگرد هوگز، در ظاهر برای اهداف غیر نظامی موافقت کرد. البته این بالگردها را میتوان طی چند ساعت مسلح کرد و در عملیات نظامی استفاده نمود. دولت آمریکا همچنین با دراختیار قرار دادن بالگردهای بل که به امکانات سمپاشی مزارع غلات مجهز بودند، موافقت کرد. این بالگردها در حملات شیمیایی عراق در سال ۱366 علیه مردم حلبچه مورد استفاده قرار گرفت و پنج هزار نفر کشته شدند.[4]
در دوره ابتدایی جنگ، کشورهای آلمان شرقی، آلمان غربی و هلند، سلاحهای شیمیایی و تجهیزات مقابله با آن به کشور عراق ارسال میکردند[5] اما سپس، امریکا با همراهی آلمان غربی، فرانسه، ایتالیا، انگلیس، سوئیس و اتریش، در این زمینه نقش اساسی ایفا میکردند[6] و با ارسال مواد بیولوژیکی و شیمیایی مانند باکتری سیاهزخم و کلستریدیوم بوتولیسم، رایانههای پیشرفته، لیزر و تجهیزات بررسی و آزمایش مواد عامل،[7] ماشینآلات و فناوری موشکی[8] و مشارکت در ساخت تأسیسات پتروشیمی مورد نیاز برای تولید مواد بمبهای شیمیایی،[9] عراق را در حملات شیمیایی علیه ایران و کردهای عراق، یاری میکرد. دولت آمریکا از سال ۱363 تا سال ۱368، ۷۷۱ مجوز صدور مواد شیمیایی و تجهیزات دارای کاربرد نظامی به ارزش 5/1 میلیارد دلار را به عراق تأیید کرده است.[10]
حمایتهای آمریکا از رژیم صدام، تا روزهای پایان جنگ تحمیلی ادامه داشت. تنها چهار ماه پس از بمباران حلبچه توسط عراق، شرکت آمریکایی «بچتل» مناقصه ساخت یک کارخانه تولید مواد نفتی- شیمیایی را در عراق برنده شد که امکان تولید سلاحهای شیمیایی را برای رژیم صدام فراهم میکرد.[11]
در طول هشت سال دفاع مقدس، شوروی بزرگترین کشور تأمینکننده تسلیحات جنگی عراق بود؛ هر چند در ماههای اولیه جنگ تحمیلی، شوروی خود را بیشتر همسو با ایران نشان میداد. در واقع شوروی برای حفظ منافع آتی خود، در حالیکه عراق هنوز متحد شوروی و از لحاظ نظامی وابسته به مسکو بود، ابتدا از ارسال اسلحه و تدارکات نظامی به عراق امتناع کرد، اما برای اینکه موجب رنجش عراق نشود، متحدان خود در اروپای شرقی را تشویق کرد تا نیازهای نظامی و تدارکاتی عراق را برطرف سازند. بر این اساس، کشورهای بلغارستان، چکسلواکی و لهستان به تأمینکننده عمده سلاح برای عراق تبدیل شدند.[12] در این دوره که با حمله شوروی به افغانستان همزمان بود، به دلیل حمایت ایران از مجاهدین افغانستانی که علیه متجاوزان شوروی میجنگیدند، روابط ایران و شوروی تیره شد و مسکو همکاریهای خود را با عراق بیش از پیش وسعت بخشید.[13]
با آزادسازی خرمشهر در سال ۱۳۶۱ توسط ایران، رویکرد شوروی به ایران تغییر کرد و این کشور، حمایت تسلیحاتی عراق را از سر گرفت. در سالهای ۱362 و ۱363، حمایت شوروی از عراق آشکارتر و گستردهتر شد. مسکو ضمن عقد قرارداد فروش دو میلیارد دلار سلاح به عراق، با فشار بر کره شمالی و دیگر کشورهای کمونیستی، تلاش کرد از فروش سلاح به ایران جلوگیری کند. در این دوره، راهبرد تنبیه متجاوز ایران، باعث شد شوروی کمک مالی و تسلیحاتی خود را به عراق افزایش دهد و در گام نخست یک بسته کمک 5/1 میلیارد دلاری در اختیار بغداد قرار گرفت. در ادامه، هواپیماهای میگ ۲۳ و ۲۵ و تانکهای تی ۷۲ و موشکهای زمین به زمین و زمین به هوا و سیل جنگافزارهای مختلف روسی به عراق سرازیر شد.
در سال ۱363، موافقتنامه اعطای یک وام بلندمدت ۲ میلیارد دلاری بین عراق و شوروی به امضا رسید و میزان خرید نفت شوروی از عراق افزایش یافت. شوروی متعهد شد در برابر خرید قیمت نفت، تجهیزات نظامی در اختیار عراق قرار دهد.[14] آبان ۱۳63، ۴۰۰ فروند تانک تی ۵۵ و ۲۵۰ فروند تانک تی ۷۲ در اختیار عراق قرار گرفت و مقرر شد مقادیر عظیمی موشک گراد، فراگ ۷، سام ۹ و اسکاد بی نیز تحویل عراق شود؛ عراق تنها کشور بلوک شرق بود که به موشک اسکاد بی مجهز شد.
در سال ۱365، شوروی تحویل سلاح را گستردهتر کرد و تمام تجهیزاتی را که عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنه نبرد از دست داده بود، جایگزین نمود.[15] طی این دوره شوروی عمدهترین تأمینکننده سلاح برای عراق بود و بیش از هفتاد درصد نیازهای تسلیحاتی عراق از طریق شوروی تأمین میشد.[16] گورباچف با ارسال نامهای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان داد که شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شکست بخورد.[17]
چین از دیگر کشورهای تأمینکننده سلاحهای عراق در طول دفاع مقدس بود که با رویکردی اقتصادی به مسئله جنگ، روابط دیپلماتیک خود با عراق و ایران را حفظ کرده و به صورت متوازن، به هر دو کشور سلاح میفروخت. در ماههای ابتدایی شروع جنگ تحمیلی، چین قراردادی با عراق به امضا رساند که بر اساس آن، 1300 دستگاه تانک تی 59، آتشبار توپخانه و نفربر زرهی به ارزش یک میلیارد دلار به این کشور فروخته شود.[18] در دی1361، بر اساس یک قرارداد یک میلیارد دلاری، 260 تانک تی 69 مجهز به فاصلهیاب لیزری و تجهیزات اشعه مادون قرمز دید در شب به عراق فروخته شد.[19] در بهمن 1365 نیز اعلام شد چین رژیم بعث عراق را به موشکهای زمین به هوا به طول 46/10 متر و وزن 2211 کیلوگرم مجهز کرده است.[20]
ژاپن نیز طی هشت سال جنگ عراق علیه ایران، انواع تجهیزات و ماشینآلات مهندسی و راهسازی مانند لودر، گریدر، کامیون و بولدوزر به عراق ارسال کرد که ۵۰ هزار خودروی باری و وانت با موتورهای قوی از شرکت نیسان تنها بخش کوچکی از آن است. همچنین شرکت «ام بی بی» یا «مسراشمیت بلوهم» آلمان که هواپیمای جنگی تولید میکرد و در سالهای آخر دهه ۱۹۷۰ در ساخت بالگردهای جنگی و موشکهای کمبرد تاکتیکی، شرکت پیشگامی بود، ۱۲ فروند بالگرد سبک حمل و نقل ۱۱۷ بی کی، محصول مشترک این شرکت با کاوازاکی ژاپن، را به عراق فروخت.[21]
در میان کشورهای فروشنده تسلیحات نظامی به عراق، فرانسه بیشترین حمایت را از عراق داشت و یکی از مهمترین کشورهای اروپای غربی و دومین کشور صادرکننده سلاح به عراق بود.[22] در سه ماه اول جنگ تحمیلی، طارق عزیز دو بار به پاریس رفت؛ در سفر دوم او در ۱۴ آبان ۱۳۵۹، درباره تحویل ۶۰ فروند جنگنده بمبافکن میراژ اف- 1 که به تعویق افتاده بود، با رئیسجمهور فرانسه مذاکره کرد و در پی آن، در 13 بهمن ۱359، عراق اعلام کرد اولین محموله شامل ۴ فروند میراژ سفارششده طی قرارداد ۱۹۷۷ را از فرانسه دریافت کرده است.[23] بعد از این دیدار، فرانسه اعلام کرد ارسال تسلیحات سفارش داده شده عراق از جمله بخشی از معامله تسلیحاتی 6/1 میلیارد دلاری عراق با فرانسه شامل 60 فروند جنگنده میراژ، رادار، موشکهای هوا به هوا و هوا به زمین و تسلیحات ضد تانک را ادامه خواهد داد. فرانسه همچنین موافقت کرد این سفارشها را گسترش دهد تا موشکهای سطح به هوا را دربرگیرد و ارسال محمولههای بالگردی و توپخانهای تسریع شود. همچنین در شهریور ۱359 نیز مذاکره بر سر تحویل ۱۵۹ فروند هواپیمای آلفاجت بین فرانسه و عراق آغاز و قراردادهای جدید فروش اسلحه منعقد شد؛ در همان سال ۶۰ فروند میراژ اف-1 به عراق تحویل گردید.[24] با برگزاری انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در سال 1359 و به قدرت رسیدن سوسیالیستها، زمینه همکاری رژیم بعث عراق که تمایلات سوسیالیستی داشت با فرانسه افزایش یافت و در اردیبهشت ۱۳۶۰، قراردادی به مبلغ ۹۰۰ میلیون دلار بین عراق و شرکت «تامسون بیسیاف» فرانسه، برای تحویل یک شبکه صنعتی الکترونیکی در سامرا منعقد شد که به ساخت رادیو و رادار اختصاص یافت. همچنین قرارداد دیگری به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار برای تحویل موشکهای ماژیک ۵۵۰-۵ اگزوست، بالگرد سوپر فرلون و تعدادی زرهپوش منعقد شد.[25]
در سال ۱360، ۴۰ درصد از صادرات تسلیحات فرانسه به عراق ارسال شد. این تسلیحات، میراژ اف-1، موشکهای هوا به هوای ماژیک 1، موشکهای اگزوست ایام 39 و بالگردهای سوپرفرلون الوت، گازون و تانکهای امایکس را نیز شامل میشد. عراق همچنین یک قرارداد به ارزش 5/6 میلیارد دلار تحت عنوان (پروژه فاو) با سه شرکت خصوصی فرانسه امضا کرد. عراقیها پیشبینی کرده بودند در سه مرحله، از ساخت هواپیما و صنعت فضایی برخودار شوند و به جای تعمیر و ارائه خدمات به میراژهای اف-1 در فرانسه، در کشور خود به این امر اقدام کنند. همچنین عراقیها امیدوار بودند با احداث کارخانه هواپیماسازی و با انتقال فناوری، هواپیمای آموزشی آلفاجت ۱۳۴ محصول مشترک آلمان و فرانسه را تولید کنند. در مرحله پایانی، عراق میتوانست هواپیمای میراژ ۲۰۰۰ را به عنوان بمبافکن جدید که در ارتفاع پایین پرواز میکرد و دستگاه رادار آن میتوانست دفاع هوایی را گمراه کند، تولید کنند. علاوه بر آن، فرانسه ۸۵ دستگاه توپ ۱۵۰ میلیمتری به ارزش ۱۶۰ میلیون دلار و 240 فروند موشک به عراق فروخت. انواع خودروهای زرهی سبک، انواع مختلف بالگرد، انواع رادار، سیستمهای اختلال الکترونیکی هوایی، بمبهای هدایتشونده با لیزر و هزاران موشک اگزوسه و انواع دیگر موشکها، از دیگر سلاحهایی است که عراق از کشور فرانسه تهیه کرد. سفارشات نظامی عراق از فرانسه به حدی بود که بعضاً ۴۰ تا ۵۰ درصد تولیدات شرکتهای فرانسوی سازنده موشک، تنها به عراق اختصاص داشت. ارزش سلاح های دریافتی رژیم بعث عراق از فرانسه در سالهای 1361 و 1362، بالغ بر 41 میلیارد فرانک برآورد شده است.[26]
در دی 1361، طارق عزیز تقاضای خرید ۵ فروند هواپیمای سوپر اتاندار مجهز به موشکهای اگزوسه را تسلیم پاریس کرد. هدف عراق حمله به تأسیسات نفتی ایران در حوزه خلیج فارس به ویژه خارک بود. در این رابطه دولت فرانسه اجازه داد تا خلبانهای عراقی به طور محرمانه در یک پایگاه هوایی فرانسه در حوالی شهر برنت آموزش ببینند.[27]
در بهمن 1361، در گزارشهای راجع به تحویل 29 فروند دیگر از هواپیماهای میراژ اف-1 در سال ۱۳61 به عراق، تقاضای این کشور برای خریدن جنگنده مجهز به تجهیزات برای حمل موشک ضد کشتی انتشار یافت و با وجود هشدار سایر کشورهای اروپایی مبنی بر اینکه این اقدام فرانسه، خطر حمله به نفتکشها را افزایش خواهد داد، در ماه سپتامبر، فرانسه بر تصمیم خود برای فروش این گونه تجهیزات تأکید کرد. از نظر دولت فرانسه، این تجهیزات توانایی نظامی عراق را افزایش داده و بنابراین ایران را به پایان دادن به جنگ ترغیب خواهد کرد. علاوه بر تحویل هواپیماهای سوپراتاندار، سیستم دفاع ضد هوایی عراق با مشارکت مقاطعهکاران فرانسوی کاملتر شد و فرانسه بیش از ۴۰۰ تکنسین نظامی و غیرنظامی به عراق گسیل داشت.[28]
در سال ۱۳۶۳، فرانسه تولید برخی موشکها را در عراق نیز آغاز کرد. همچنین در این سال، ۱۰۰۰ تکنسین فرانسوی برای نصب موشکهای اگزوست بر روی کشتیها وارد بغداد شدند. در اوایل سال ۱363، تحویل هواپیماهای میراژ اف-1 هوا به هوا به نیروی هوایی عراق، تجهیز هواپیماهای میگ 21 به موشکهای ماژیک ب، تحویل توپهای ۱۵۵ میلیمتری خودکششی ساخت و اجاره دادن هواپیماهای (سوپراتاندارد) که به موشکهای اگزوست هوا به دریا مجهز بودند، نقش بهسزایی در هدف قرار دادن خطوط حملونقل دریایی و بهویژه خطوط نفتی ایران داشتند.[29]
دولت فرانسه در سال 1364 و همزمان با تلاش برای عادیسازی روابط با ایران، به فروش سلاح به عراق ادامه میداد. در اینخصوص، وزیر دفاع فرانسه ضمن تأکید بر اینکه کشورش به ایران تسلیحات نمیدهد و در آینده نیز قصد این کار را ندارد، اظهار داشت: «بر عکس به توافقنامه همکاری با عراق متعهدیم».[30]
فرانسه یکی از صادرکنندگان مواد اولیه تولید سلاحهای شیمیایی به عراق هم بود. اسفند ۱362، سازمان ملل گروهی برای تحقیق در مورد کاربرد سلاحهای شیمیایی اعزام کرد. به دنبال انتشار گزارش این گروه، انگلستان، آمریکا، فرانسه و ژاپن، صادرات هرگونه مواد اولیه را به عراق که در تولید گازهای خردل و اعصاب کاربرد داشت ممنوع کردند.[31]
کمکهای نظامی و اقتصادی به عراق تا پایان جنگ هم ادامه داشت و شوروی و فرانسه همچنان در صدر تأمینکنندگان تسلیحات عراق بودند.[32]
مصر یکی دیگر از حامیان تسلیحاتی عراق در جنگ تحمیلی بود. این کشور بسیاری از کشورها، تا پیش از آزادسازی خرمشهر، تنها به فروش محدود تسلیحات به طرف عراقی اکتفا میکرد، اما چند ماه پس از فتح خرمشهر، شرایط برای مداخله گستردهتر این کشور فراهم شد[33] و 80 فروند هواپیمای آموزشی تاکانو، 70 فروند هواپیمای جنگنده اف- ۷، 10 فروند هواپیمای جنگنده اف-6، 390 عراده تانک تی- ۵۵، 250 راکتانداز چند لول و 100 موشک ضد تانک، به عراق تحویل داد.[34]
مصر افزون بر این سلاحها، بخش درخور توجهی از مهمات و قطعات یدکی مورد نیاز ماشین جنگی عراق را تأمین میکرد؛ زیرا هر دو کشور در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی توسط اتحاد شوروی سابق تأمین تسلیحاتی شده بودند. این وضعیت به مصر امکان میداد تا کمبودهای قطعات یدکی عراق را نیز جبران کند. یکی دیگر از حوزههای همکاری مصر و عراق، پروژههای موشکی بود. مصر در 3 پروژه موشکی عراق شامل «العباس»، «الحسین» و «بدر ۲۰۰۰» همکاری داشت؛ عمده این همکاریها مربوط به سال 1361 و پروژه بدر ۲۰۰۰ است که هدف آن، تولید موشکهای بالیستیک با برد ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر بود. البته آرژانتین نیز در این پروژه با عراق همکاری میکرد. آرژانتین در مراحل ابتدایی متعهد شده بود 10 فروند از این موشکها را تولید و آزمایش کند و پنج فروند را به مصر و پنج فروند را به عراق تحویل دهد. گفته میشود در پایان این پروژه هر یک از این سه کشور، 200 فروند از این موشکها را در اختیار گرفتند. مصر و عراق در زمینه تسلیحات شیمیایی نیز با هم همکاری داشتند؛ مصر در تولید و ذخیرهسازی تسلیحات شیمیایی به عراق کمک میکرد.[35]
عربستان سعودی نیز با در اختیار قرار دادن پایگاههای نظامی خود به عراق، از این کشور حمایت میکرد؛ ۴ آذر 1365، نیروی هوایی ارتش عراق با افزایش شعاع عملیات خود در خلیج فارس، به جزیره لارک در تنگه هرمز حمله کرد. جنگندههای عراق در بازگشت از عملیات، در عربستان سعودی فرود آمدند و پس از سوختگیری به عراق بازگشتند.[36]
در میان کشورهای حامی رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی، کویت تنها کشوری بود که با عدول از حاکمیت سرزمینی خود، سه جزیره «وربه»، «بوبیان» و «فیلکه» را به منظور مقابله با نیروهای ایران، در اختیار ارتش عراق قرار داد.[37]
[1]. باقری دولتآبادی، علی و بهنام رشیدیزاده، «رویکرد ایران و عراق به نظام بینالملل و تأثیر آن بر شروع و پایان جنگ تحمیلی»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، تابستان 1393، ش 37، ص 182.
[2]. امیدی، علی، «روزشمار دخالت آمریکا در جنگ تحمیلی در پرتو اسناد جدید»، مطالعات جنگ ایران و عراق، سال ششم، تابستان 1386، ش 21، ص 73 و 74.
[3]. دیکسن، نورم، «آمریکا چگونه صدام حسین را به سلاحهای شیمیایی مجهز کرد؟»، فصلنامه نگین ایران، ترجمه پریسا کریمینیا، سال ششم، بهار 1387، ش 24، ص 61 و62.
[4]. همان، ص 63.
[5]. یکتا، حسین، «جنگ ایران و عراق؛ کاربرد سلاحهای شیمیایی»، فصلنامه نگین ایران، سال اول، زمستان 1381، ش 3، ص 16،15، 18.
[6]. دیکسن، نورم، همان، ص 60 و 64.
[7]. همان، ص 64.
[8]. همان، ص 64 و 65.
[9]. امیدی، علی، همان، ص 75.
[10]. دیکسن، نورم، همان، ص 64.
[11]. همان، ص 65.
[12]. رحمتی، مهدی، «روابط ایران و شوروی در دوره جنگ ایران و عراق»، فصلنامه نگین ایران، سال نهم، پاییز 1389، ش 34، ص 84.
[13] . رحمتی، مهدی، همان، ص 87.
[14]. همان.
[15]. همان، ص 86 و87.
[16]. همان، ص 88.
[17]. همان، ص 89.
[18]. رفعتی، جهانگیر، «دوستی یا دشمنی چین: نقش تسلیحاتی چین در جنگ تحمیلی»، ماهنامه زمانه، سال چهارم، شهریور 1384، ش 36، ص 80.
[19]. همان، ص 81.
[20]. همان، ص 82.
[21]. خبرگزاری دفاع مقدس، https://defapress.ir/fa/news/
[22]. ربیعی، زهرا، «بررسی مواضع فرانسه در قبال جنگ تحمیلی»، فصلنامه نگین ایران، سال هشتم، زمستان 1388، ش 31، ص 77.
[23]. همان، ص 74.
[24]. همان، ص 75.
[25]. همان.
[26]. همان، ص 78.
[27]. همان، ص 79.
[28]. همان، ص 80 و81.
[29]. همان، ص 81.
[30]. همان، ص 84.
[31]. همان، ص 88.
[32]. همان، ص 90.
[33]. حسینی، مختار، «نقش مصر در جنگ ایران و عراق»، فصلنامه نگین ایران، سال اول، تابستان 1381، ش 1، ص 63.
[34]. همان، ص 65.
[35]. همان، ص 64 و 66.
[36]. موسوی، سید مسعود، «بررسی مواضع و عملکرد کویت در جنگ ایران و عراق»، فصلنامه نگین ایران، سال دوم، بهار 1383، ش 8، ص 88.
[37]. همان، ص 86 و87.

