یکشنبه 13 دی 1360؛ چهارصدوشصتونهمین روز جنگ تحمیلی
2 پاتک دشمن در مناطق دشت شکمیان، چنگوله و ملکشاهی مهران با مقاومت نیروهای خودی شکست خورد و 50 نفر از دشمن کشته و یک تانک، 5 کامیون حامل نفرات و 3 خودروی جیپ دشمن منهدم شد. 2 نفر از نیروهای خودی نیز شهید و زخمی و 6 نفر از عشایر رزمنده اسیر شدند.[1]
ساعت 01:00، یک گروه گشتی 20 نفره عراق به مواضع نیروهای خودی در منطقه زعن جدید (شوش؛ خوزستان) نفوذ کرده و در بازگشت با نیروهای خودی درگیر شدند. 3 نفر از نیروهای عراق در این درگیری کشته و بقیه متواری شدند. یک جسد دشمن نیز در منطقه به جا ماند.[2]
با آتش آر.پی.جی7 و نارنجک تفنگی نیروهای سپاه پاسداران در جبهه خرمشهر، 3 نفر از نیروهای عراق کشته شدند و خساراتی به آنان وارد شد.[3]
با آتش نیروی دریایی ارتش در منطقه خرمشهر اشغالی، یک موضع تیربار، 2 پست دیدهبانی و چند سنگر اجتماعی و انفرادی دشمن منهدم شد و 8 نفر از آنان کشته شدند.[4]
با مبادله آتش در جبهۀ آبادان، یک سنگر اجتماعی دشمن منهدم شد.[5]
گشتیهای گردان227 ارتش در ساعت 15 در جنوب کرخهکور به دشمن حمله کردند؛ تعدادی از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند و 8 نفر به اسارت درآمدند. مقادیری نیز غنائم به دست آمد.[6]
با آتش خمپاره نیروهای سپاه پاسداران در محور اروندکنار، یک تفنگ 57 میلیمتری دشمن منهدم شد و خدمه آن کشته شدند. به 3 سنگر بتونی دشمن نیز در مقابل جزیره مینو تلفات و خساراتی وارد شد.[7]
با آتش سلاح دوربرد نیروهای خودی در جبهههای گیلان غرب، سرپل ذهاب و سومار (کرمانشاه)، یک تانک، 2 خمپارهانداز 82 میلیمتری ، 9 سنگر، یک تریلر و یک زاغه مهمات دشمن منهدم شد و تعدادی از آنان کشته و زخمی شدند.[8]
5 هواپیمای دشمن توسط رادارهای همدان، ایلام و چابهار شناسایی و با آتش پدافند هوایی متواری شدند.[9]
ساعت 11:15، یک سرباز از تیپ 3 مهاباد در میدان آرد مهاباد (آذربایجان غربی) هدف گلوله ضدانقلاب قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان ارومیه به شهادت رسید.[10]
ساعت 20:00، یک بمب صوتی در خیابان خیام ارومیه منفجر شد و شیشههای تعدادی از منازل شکست.[11]
ساعت 20:00، در درگیری بین نیروهای خودی و ضدانقلاب در روستای زیندشت سلماس (آذربایجان غربی)، 12 نفر از نیروهای خودی مجروح شدند.[12]
نیروهای اطلاعاتی پس از شناسایی افرادی که با ضدانقلاب همکاری میکنند، 7 نفر از اهالی نقده را دستگیر کردند.[13]
نیروهای حزب دموکرات کردستان در ساعت 12 شب به بیمارستان، بهداری و ساختمان سپاه پاسداران در صائیندژ (آذربایجان غربی) حمله کردند و خودروی گشت سپاه پاسداران را به رگبار بستند؛ 2 پاسدار زخمی شدند و 2 بیمار زن در بیمارستان از شدت ترس، سکته و فوت کردند.[14]
ساعت 23:20، ضدانقلاب به پایگاه کانیشور در محور بانه - سردشت حمله کرد؛ یک سرباز شهید و 4 درجهدار مجروح شدند. از ضدانقلاب هم تعدادی کشته و زخمی شدند.[15]
نیروهای حزب دموکرات به پاسگاه خوشکهدل در محور سنندج - کامیاران حمله کردند. در این درگیری 2 نفر از سران نظامی ضدانقلاب در منطقه به نام محمد خدامرادی و حسن، یکی از سران چریکهای فدایی خلق (اقلیت) به نام یدالله صناعتی و یک ضدانقلاب دیگر کشته شدند.[16]
ضدانقلاب به پایگاه ماویان کامیاران (کردستان) حمله کرد که با پاسخ نیروهای پایگاه، متواری شدند.[17]
ساعت 20:30، ضدانقلاب به پایگاه کولهزاغه سقز (کردستان) حمله کرد. این درگیری بدون تلفات در ساعت 23:00 خاتمه یافت.[18]
ضدانقلاب ساعت 20:30 به پایگاه گوزلی بانه (کردستان) و اطراف شهر تیراندازی کرد که با پاسخ نیروهای خودی آتش آنان خاموش شد.[19]
8 نظامی (یک افسر، یک درجهدار، 6 سرباز) که 3 روز پیش در منطقه شمال غرب توسط ضدانقلاب گروگان گرفته شده بودند، امروز آزاد شدند.[20]
2000 نفر از نیروهای ضدانقلاب در منطقه دالاهو (کرمانشاه) به نیروهای خودی حمله کردند که با مقاومت نیروهای سپاه، بسیج، ژاندارمری، ارتش و هوانیروز مواجه شدند. مهاجمان با تلفات و ضایعات بسیار متواری شدند.[21]
15 نفر از اهالی روستاهای تازهآباد و عیسیآباد سنندج که مشکوک به همکاری با ضدانقلاب بودند، دستگیر و به پادگان سنندج منتقل شدند.[22]
اقدامات تروریستی ضدانقلاب در تهران و شهرستانها ادامه داشت: ساعت 20:10، گروه ترور سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در خیابان کارگر تهران یک بسته حاوی مواد منفجره به منزل محمدجعفر اسدیمنش پاسدار و مسئول مخابرات کمیته انقلاب اسلامی منطقه 9 پرتاب کردند. وی و برادرش و یک پاسدار دیگر به نام یوسف اسدی بر اثر انفجار به شهادت رسیدند و همسر و فرزند چند ماهه اسدیمنش و یک مرد دیگر مجروح شدند.[23] 2 نفر از اعضای ترور سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در 2 درگیری در خیابانهای جمهوری و نظامآباد (تهران) کشته و 2 نفر دستگیر شدند. از این افراد تعدادی کروکی منزل افراد حزباللهی به دست آمد؛[24] یک خانه تیمی سازمان مجاهدین خلق که از مراکز ارتباطی، هماهنگی و کسب اطلاعات جمعیت موسوم به "مادران سازمان مجاهدین خلق" بود، در برغان کرج کشف شد. تعدادی اعلامیه و اطلاعیههای دستنویس و آماده پخش، قبضهای کمکهای مالی، جزوات و نشریات آموزش نظامی سازمان، نشریات و کتابهای سازمان و تعدادی بمب دستساز کشف و عدهای دستگیر شدند؛[25] ساعت 20:30، شخص ناشناسی با پرتاب نارنجک به منزلی در کرمانشاه خسارت مالی وارد کرد؛[26] نیروهای ژاندارمری و سپاه پاسداران با اعضای گروه سربداران در محله اسکو در جنگلهای مشرف به آمل که محل اختفا و آموزش نیروهای سازمان مجاهدین خلق بود، به مدت 2 ساعت درگیر شدند. چند عضو گروهکها، از جمله فرد شناختهشدهای به نام اکبر اصفهانی کشته و تعدادی زخمی شدند. یک اسلحه ژ 3 با 13 تیر فشنگ، یک دوربین، یک موتورسیکلت و مقداری مدارک به دست آمد. 3 پاسدار نیز مجروح شدند؛[27] ضدانقلاب از ساعت 18 تا 24 به طور متناوب به پایگاههای محمدآباد و سهراهی بلده در آمل تیراندازی کرد که با اجرای آتش متقابل نیروهای خودی، تیراندازی آنان قطع شد؛[28] یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق در گرگان دستگیر شد؛[29] در زمینهای کشاورزی اطراف گرگان یک نارنجک و تعدادی فشنگ کشف شد؛[30] ساعت 17:30، یک خانه تیمی در بلوار سجاد مشهد کشف و 5 نفر دستگیر شدند. از این خانه 2 بمب دستساز و مقداری اسناد و مدارک کشف شد.[31]
ساعت 18:30، 31 نفر پاکستانی که به اشتباه وارد خاک ایران شده بودند، توسط مأموران گروهان ژاندارمری میرجاوه دستگیر شدند. 4 اسلحه، 2 کلت و 11 تیر فشنگ از آنان کشف شد.[32]
ستاد مشترک ارتش تلفات (شهید، مجروح، اسیر و مفقود) نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را تا ساعت 8 امروز، 63.574 نفر اعلام کرد.[33]
منابع و ارجاعات:
- [1] سلیمانیخواه، نعمتالله، روزشمار جنگ ایران و عراق، ج 17 (بخش اول ـ نبرد در شیاکوه)، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران، 1400، ص 333؛ بولتن خبرگزاری پارس، ش 291، 15 دی 1360، ص 18.
- [2] همان، ص 334.
- [3] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 336.
- [4] پورداراب، سعید و فرهاد بهروزی، تقویم تاریخ دفاع مقدس، ج 17 ـ حماسه شیاکوه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1389، ص 229.
- [5] همان، ص 227.
- [6] همان.
- [7] دهقان، احمد، گزارش روزانه جنگ، ج 3 ـ شش ماهه دوم سال 1360، تهران، مرکز نشر آثار شهید حسن باقری، 1389، ص 345.
- [8] بولتن خبرگزاری پارس، همان، ص 10 .
- [9] پورداراب، سعید و فرهاد بهروزی، همان، ص 229.
- [10] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 340؛ پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان، ص 229.
- [11] سلیمانیخواه، نعمتالله،همان، ص 340.
- [12] پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان،ص 229.
- [13] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 340.
- [14] همان.
- [15] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 338؛ پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان، ص 228.
- [16] همان.
- [17] همان.
- [18] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 338؛ پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان، ص 228 و 229.
- [19] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 338.
- [20] پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان، ص 228.
- [21] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 338.
- [22] همان، ص 340.
- [23] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 341؛ پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان، ص 230.
- [24] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 342.
- [25] همان.
- [26] پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان، ص 228.
- [27] پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان،ص 230؛ سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 342.
- [28] پورداراب، سعید، بهروزی، فرهاد، همان،ص 230.
- [29] سلیمانیخواه، نعمتالله، همان، ص 342.
- [30] همان.
- [31] پورداراب، سعید و فرهاد بهروزی، همان، ص 230 و 231.
- [32] همان، ص 230.
- [33] همان، ص 231.